<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>رامهرمز شهر من</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/</link>
<description>شهر من شهر وفاست ....آسمونش یه رنگ دیگه ست... مردمانش همه خوب...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 09 Nov 2009 06:55:13 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خیسم از خوشبختی</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-599.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT color=black&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT color=black size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT color=black size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot;&gt;خیسم از خوشبختی &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT color=black size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT color=black size=3&gt;&lt;STRONG&gt;چتری دهید مرا ...&lt;IMG class=inlineimg title=gol alt=&quot;&quot; src=&quot;http://forum.hammihan.com/images/smilies/new/53.gif&quot; border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;!-- / sig --&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 06:55:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=599</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-599.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به چه می خندی !؟</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-598.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT color=darkslategray&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=3&gt;به چه می خندی !؟&lt;BR&gt;به چه چیز!؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به شكست دل من&lt;BR&gt;یا به پیروزی خویش !؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به چه می خندی...!؟&lt;BR&gt;به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یا به افسونگریه چشمانت&lt;BR&gt;كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به چه می خندی !؟&lt;BR&gt;به دل ساده ی من می خندی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كه دگر تا به ابد نیز به فكر خود نیست !؟&lt;BR&gt;یا به جفایت كه مرا زیر غرورت له كرد !؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به چه می خندی !؟&lt;BR&gt;به هم آغوشی من با غم ها&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یا به ........&lt;BR&gt;خنده داراست.....بخند !!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;!-- / sig --&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 06:53:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=598</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-598.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرداني با روحياتي جديد </title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-597.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl background=http://www.niksalehi.com/images/on-tab2.jpg height=23&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 7px&quot;&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%; MARGIN-RIGHT: 6px&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#000000&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;نميدونم به چي فكر ميكنه چون اون هيچوقت درمورد احساسش با من حرف نميزنه.&quot; ايـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ براي اكثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـراي ايـنكه احـساسات دروني خود را با آنها در ميـان بـگـذارنـد، كـار مشكلي بنظر ميرسد. در اين شرايط زن احساس ميكند كه ناموفق بوده و براي مرد سوء تعبير پـيــش مي آيد. اما در اين ميان موضوعي وجود دارد كه اغلب زن هـا از آن بـي اطـلاع هستند. &lt;BR&gt;مردها ميخواهند صحبت كنـنـد. تحـت شـرايـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت ميپردازند. &lt;BR&gt;اكثر مردان نياز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمي سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان براي بيان احساساتش چـيسـت؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راز شماره 1 مردان حقيقي از عدم پذيرش وحشت دارند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;-- واقعا! اين درست است. اغـلب مـردها احساس مي كنند كه زنها در مورد آنها بسيار منتقدانه رفتار مي نمايند، و نگران اين هستند كه نكند بعد از بيـان آنچـه كـه در ذهنشان ميگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذيش او تحقير شوند. براي زنها مهم اسـت بدانند كـه نفس و شخصيت يك مرد شكننده تر از نفس و شخصيت آنها بوده و آسانتر مورد تهديد قرار ميگيرد. اين موضوع بخصوص زمانيـكه يك مرد در رابطه اي نـزديـك و صمـيـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بيشتر نمود پيدا مي كند: او مشتاق تصديق و عكس العملهاي مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند كه موجب خشنودي او شده است.بنابراين اگر مردي احساس نمايد كه شما تصميم داريد در موردش قضاوت كنيد، و يا بدليل گفتـه هـايش به گونه اي متفاوت به او نگاه كنيد، مطمئن باشيد كه وي صحبت نخواهد كرد. داوري كردن در مورد شريك زندگي به معناي اجازه دادن به او بـراي بيان ذهنياتش نبوده و شما را مشتاق براي شنيدن حرفهاي او نشان نخواهد داد.منـظور اين نيست كه شما نظر و ايده اي نداشته باشيد و يا نتـوانيد آن را در فرصـتي بيان كنيد. يك مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس كند بدليل آنچه كـه هست مورد پذيرش حقيقي قرار گرفته، نه به دليـل آنـچه كه ممكن است شما دوست داريد باشد. صبر و بردباري نماييد. اگـر عـجـولانـه تـوسط پيشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتي از قبيل &quot;خوب، اشتباه ميكني، من قبول ندارم&quot; يا &quot;از كجا اين فكر مسخره بـه ذهنـت رسيــده&quot;، در برابر عقايد او عكس العمل نشـان دهيـد، هـر مـردي از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ايستاد. آنها نگران آن هستند كه مبادا حرفي بسيار خصوصي از دهانشان خارج شـود كـه مطابق با تصور ذهني شما از آنها نبوده و يا تصويري كه بروز از خودشان در ذهن شما ايـجاد كرده اند را مخدوش كند. يـك مرد داراي ايده هاي متفاوت بسياري در موضوعات مختلف زندگيش اسـت&lt;BR&gt;-- حتـي در طـول يـك هفـتـه و يـا يـك روز مي تواند بسيار متفاوت عمل نمايد. به او اجـازه دهـيـد جنبه هاي مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانيد از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقيقتا سعي در شناخت هويت و ماهيت او نماييد،وي فورا اين موضوع را حس كرده، احساس راحتي زيادي نموده و از صحبت كردن با شما لذت خواهد برد. &lt;BR&gt;راز شماره 2 شما نيز درون خود را آشكار كنيد بين زوجين بيان احساسات دروني بايد به صـورت متقـابـل انـجام بگيرد. هر فردي داراي مشكلات، دغدغه ها و مسائل پنهاني در صندقچه قلبش مي بــاشد. &lt;BR&gt;بسياري از مردان تصور مي كنند &quot; اگر اين مسـائـل را به او بگويم، تركم خواهد كرد.&quot; شما مجبوريد نشان دهيـد كـه جـريان ايـن نيست. به اين منظور براي او از خود چيزي را فاش كنيد كه نشان دهد به همان اندازه اي كه او به شما اعتماد دارد، شما نيز به او اعتماد داريد. هنگاميكه او شروع بـه بـيان احساسات دورني خود ميكند، به آنچه كه ميگويد گوش فرا داده، قدمي به جلو بـرداشته و در عـوض پيشنهادي مثبـت ارائـه دهيـد. بعد از اينكه وي مسئله اي خصوصي را ابراز نمود، چيزي شبيه اين بگويد &quot;خوب، اينكه چيز بدي نيست من بدتر از اينها بودم.&quot; يا &quot;من واقعا آن چيزي كه اتفاق افتاده را تحسين مي كنـم.&quot; و آن چيزي از داستان را كه واقعا مي پسنديد انتخاب كنيد. ( از مسائل ساختگي دوري كنيد چون موضـوع لوس شده و تبديل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم هميشه ميتوانند متوجه شوند كه كسي آنها را دسـت انـداخـته و اين موضوع هيچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) &lt;BR&gt;به او اجازه دهيد بداند كه شما جانبدار او هستيد و با تجربياتش تنها نخواهد ماند. در حاليكه عملا نشان ميدهيد، مطمئن شويد كه از او طرفداري ميكنيد. بسياري از زنها فقط به اين دليل به داستانهاي شوهرشان گوش مي دهند كه به او بگويند كه چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداري شخص ديگري را ميكنند. با ايـن حـال مـهـم است كه موضوع را از اين نقطه نظر بنـگريد: اكنـون زمـان درس دادن بـه او نـيست، بلكه زمـان &quot;ايـجاد دوستي و مودت&quot; است. &lt;BR&gt;وقتي دو نفر پيمان دوستي مي بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربيات خود پرداخته، و به همين دليل احساس نزديكي و آسودگي مي كنــند. اين جـا شـما در حال ايجاد سازگاري و تفاهم مي باشيـد، احساسي كه هر دوي شما سياره اي يكسان را اشغال نموده و در دنيايي متشابه زندگي مي كند. اينكه چه تعدادي از مردان احساس تنهايي شديد مينمايند، شگفت انگيز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت كـه هـميشه سـاكـت بـاشـنـد، ايـن تـصور غلط نيز در ذهـنشان پـرورانده شـده كه صحـبـت نـمودن در مورد احساسات دروني عملي به دور از شان و منزلت مردان بشمار ميرود.عـكس العملهاي مثبت و صادقانه شما بسيار ضروري است. اگر بـه ايـن نـحو رفـتـار نـماييد، شـوهر شما احساس خواهد كرد كه كسي وجود دارد كه او را درك كند، و آنگاه حتي بيشتر و بيشتر از ذهنياتش برايتان خواهد گفت. &lt;BR&gt;راز شماره 3 گذشته را فراموش كنيد آيـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود &quot;گـفـتـگويي&quot; داشـتـه ايـد كه به بگو مگوهاي مـربـوط بـه نارضايتي هاي گذشته،اشتباهاتي كه انجام داده،اذيت و آزارهايي كه بشما روا داشته، و آنچه كه اكنون مديون شما است، منتهي شده باشـد؟ چنـيـن مـوضوعي تقريبا در هر رابـطـه اي اتــفاق مي افتند اما واقعيت باقي مي مـاند؛ مـردها وقـتـي آمـدنـش را حـس ميكنند، آشفته حال شده و عقب مي نشينند. &lt;BR&gt;وقتي مردي از اين وحشت دارد كه صحبتهايش در آينده تـحـريف و سـوء تـعبـير شده، به ديـگران گــفته شده و يا عليه خودش مورد استفاده قرار گيرد، بيان احسـاسـات بـرايـش غير ممكن مي شود. و تنها راه عبور از اين تله ارتباطي اين اسـت كـه بدانيد آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه كه او انجام داده و يا گفته، شما نيز درگـيـرش بوده ايد. روابط همگي مانند رقص هستند. هيچكس خوب مطلق و يا بد مطلق نيست. &lt;BR&gt;در واقـع، بجاي در نظر گرفتن يك فرد به عـنـوان شخصي بد يا خوب، بهتر است كه نقشهاي بازي شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهايـي كه قدرت رها ساختن خود را از آنها نداريم، مورد توجه قرار داده شوند. بـراي مثـال بـرخـي از زنـها عـاشق بازي نمودن با قرباني عشق خود هستند. &lt;BR&gt;آنها براي اعتبار بخشيدن و توجيه كردن احساسـات خودشان و نيز احساس قدرتـمندي در بـرابـر شريك زندگي خود، اشتباهات و خطاهاي گذشته او را بهانه ميــكنند. &lt;BR&gt;در حقيقت ممكن است با اين روش مدتي او را براي خود نگه دارند ولي آنچه كه مشخص است اين رابطه متزلزل بوده و در آستانه شكست قرار دارد. اگر ميخواهيد اين وضعيت تاسف بار زندگي زناشويي را تغيـيـر داده و يـا از آن پيشگيري كرده و به شوهرتان كمك نماييد تا راحت با شـما حـرف بـزند، اين راه را امتحان كنيد: به سهم خود در شرايطي كه پيش آمده مسئوليتي را بعهده بگيريد و ببينيد كه به چه نحو در مورد اتفاقي كه روي داده مـمكن است دخيل بوده باشيد. البته اين موضوع به معناي مقصر دانستن خود نيست. به شرايـط با ديدي باز بـنـگريد. به روي تمام مسـائلي كه او &quot;درست،&quot; و نه &quot;غلط&quot; انـجـام داده، تمركـز كـنـيـد. &lt;BR&gt;اگـر نــياز به راهنمايي بيشتر داشتيد، ليستي از آنچه كه در رابطه تان عايد شما شده است، و آنـچـه كه شما در عوض نصيب شـوهـرتـان نـموده ايد، تـهيه كنيـد. بـه زمان هـايي كـه شما نيز مرتكب كوتاهي و قصور شده ايد، و به راه هايي كـه هـر دوي شـما تـوسـط آن رشد يافته و تغيير كرده ايد، توجه نماييد. توانايي بخشش ديگران ممكن است فقط بـسادگي دانستن اين باشد كه آنچه در مورد او يكسال پيش حقيقت داشته ( و نيز در مورد خـود شما ) شايد اكنون حقيقت نداشته باشد. در زمان حال متمركز باشيد. يك ارتباط ماندگار و راستين مستلزم داشتن قابليت ماندن در زمان حال و فراموش كردن گذشته ميباشد. &lt;BR&gt;راز شماره 4 شنونده اي استوار و ايمن باشيد آيـا داشتن روابط صادقانه امكان پذير است؟ فرض بر اين است كه همه افراد بـراي صـادق بودن تلاش مي كنـنـد. حـقيـقت اين است كه تعداد اندكي چنين هستند. و دليل عمده عدم صداقت اين است كه عواقب و نتايج آن خوب و قابل توجه مي بـاشد. اغـلـب مردان احساس مي كنند كه زنهـا مي خواهد و نياز دارند كه دروغ بشنوند چون قادر به پذيرش صادقانه حقيقت نيستند. برخي از مردها تصور ميكنند كه از بيان حقايق زندگي خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا كـه باعث آشفتگي و اضطراب وي خواهد شـد. &lt;BR&gt;در واقـع، بسياري از زنان براي كنترل شوهر -- و رابطه -- خود از احساساتشان استفاده ميكنند. آنها پاسخهاي بخصوصي را از شوهر خود طلب مي كـنند و در صورتي كه آن پاسخها را دريافت ندارند، احساس پريشاني خواهندنمود.سپس وقتي شوهرشان دهان نگشوده و صحبتي نمي كند، متعجب ميگردند. متاسفانه، بسياري از زنان تصوراتي قدرتمند از چگونگي احسـاس و تـفكر يك مرد را نيز در سـر مـي پرورانند كه اين نـوع خـيـال پـردازي بـاعث ويراني حقيقت شده، و بـنـابـراين اين گـونه بـه مردان اجازه ميدهند كه از طريق طرز برخوردهاي مختلف متوجه شوند كـه نيازي به بيان حقيقت نداشته و آنها نيز تمايلي به دانستن حقيقت ندارند.واضح است؟ اكثر زنها در اين مـورد مقصرند، امـا اشـتياق بـراي گوش دادن به آنچه كه او مجبور است بگوييد سرآغاز يك رابطه كامل حقيقي محسوب ميگردد. اين باعث مي شود تا يك مرد احـساس كند شريكي ثابت قدم دارد كه در پستي بلندي هاي زندگي همراه او خـواهـد بود. اگر براي خروج از ايـن تصورات غير واقعي آمادگي داريد، زمان آن رسيده كه سه چيز را از خـود سـؤال كنـيد. &lt;BR&gt;چه ميزان از حقيقت را ميتوانيد تحمل كنيد؟چقدر واقعا نياز داريـد؟ آيا از شوهر خود مي خواهـيـد كـه تـصـويري خيالي بـراي شما باشيد، و آيـا مشتاقيد به او اجـازه دهيـد حقيقي گردد؟ اينها سؤالاتي بزرگ هستند. &lt;BR&gt;شايد نتوانيد همين حالا تمام واقعيت را به يك باره دريابيد، اما قطـعـا مـي توانيد عـضلات بردباري خود را پرورش داده و در مسيري مستقيم حركت نماييد. به طرز عجيبي، همه تصور مي كنيم كه تخـيـلات بـاعـث ايـجاد احساسي شگرف در ما ميگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانيم حقايق بيشتري را دريابيم، نيرومندتر رشد خواهيم كـرد. &lt;BR&gt;تـوانـايي پـذيرش حقيقت از ديگران همچنان كه متوجه مي شويم امنيت واقعي نه از تصديق ديگران بلكه از صادق بودن با خود نشات ميگيريد، افزايش مي يابد. راز شماره 5 با خودتان صادق باشيد -- آگاه باشيد اين پرسشي قديمي ولي خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشيم چگونه ميتوانيم با ديگران صداقت داشته باشيم؟ &lt;BR&gt;بهترين روش كمك بـهر مـرد براي بيان راحت احساساتش اين است كه ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـيعي رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذيرشي ايجاد كنيد. كساني كـه در زنـدگـي بـا آنـهـا مـواجـه مـي شويم انـعــكاس بـخشهاي مختلف خودمان هستند و ما افرادي را جذب مي كنيم كه هركدام بنـحوي ما را در عشق ورزيدن به بخش ديگري از خودمان ياري مي كنند. به همين دليل است كه عناوين مصرح شده در اين مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلكه بايد در رابطه با خـودمـان هـم بكـار بـبـنديم. بــراي مثال آيا شما قادريد از قضاوت درمورد خودتان بگذريد؟ آيـا نارضـايـتي حـاصـل از اشتـبـاهاتي كـه در گذشته مرتكب شده ايد را پايان ميدهيد؟ و آيا هميشه در انجام اشتباهاتي كه مرتكب شده ايد پافشاري ميكنيد؟ وقتي با خود به اين طريق رفتار مي نـمايـيـد، طبـعـتا با شريك زندگي خود نيز به همين مـنوال رفــتار خواهيد كرد. اگر شما در جواني هميشه مورد بد رفتاري قرار گرفته و يـا در برخي از مسائل احساس كمـبود نـمـوده بـاشيد، احـتمـال دارد هميـن رويـه را در مــورد شوهرتان در پيش بگيريد. آگاهي در اينجا نقش تعيين كننده اي دارد. اگر مي خواهيد فضاي پوياتر و باز تري را بين خود و شوهرتان ايجاد كنيد، فهرست دقيقي از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزديكانتان در گذشته با خود را تهيـه كنـيد. &lt;BR&gt;اگر صدمه ديده ايد، اين فرصتي براي شما خواهد بود كه تصميم بگيريد ديگر زندگي خود را بر اسـاس معـيـارهـاي گذشته بنا نكنيد. آنرا تغيير دهيد. تصميم بگيريد در بـرابـر خـود و كـسي كـه با او هستيد، مهربان و پذيرا باشيد. گاهي اوقات ما در برابر فرد ديگري تسليم ميشويم به اين انتظار كـه او نـيـز همين كار را انجام دهد. وقتي آن محقق نميشود، خشمي پنهاني شروع به پيدايش ميكند. چنـيـن حالتي باعث بروز رفتارهاي متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و ديگران خواهد شد. براي رسيـدن بـه عدالت واقعي بايد بدانيد كه به همان اندازه اي كه مي بـخشيد، بـه هـمـان انـدازه هم بدست مي آوريد. وقتي به فردي احترام و توجهي مطلق را روا مي داريـد، آن احترام و توجه را به خود نيز مبذول مي نماييد. شما بهترين روش را در پيش گرفته ايد و اثرات و نتايج سودمنـد آن ديـر يـا زود نـمايـان خواهند شد. زمانيكه با ديگران طوري رفتار ميكنيد كـه مـورد احـترامتان است، درحقيقت حسي از ارزش و اعتبار را ايجاد مينماييد. با خودتان صادق باشيد و متوجه خواهيد شد كه اين عمل مسري است. شريك زندگـي شما به همين منوال رفتارش را پيش خواهد گرفت. &lt;BR&gt;او بصورتي راحت و طبيعي صحبــت كرده و احساست واقعيش را ابراز خواهد نمود&lt;BR&gt;منبع:daneshpajooh.ir&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 13:48:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=597</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-597.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنت مي شم ،به اين شرط...</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-596.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl background=http://www.niksalehi.com/images/on-tab2.jpg height=23&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 7px&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; face=Tahoma&gt;&lt;A class=class37 style=&quot;FONT-SIZE: 12px; VERTICAL-ALIGN: middle; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.niksalehi.com/hamechiz/archives/125092.php&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=2&gt;زنت مي شم ،به اين شرط... &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%; MARGIN-RIGHT: 6px&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#000000&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;شروطی برای زندگی مشترک&lt;BR&gt;تنها 21 سال داشت كه با هزار امید و آرزو سر سفره عقد نشست و زندگی سرشار از عشق را آغاز كرد. می گفت : همیشه فکر می کردم بعد از ازدواج دنیای متفاوتی داشته باشم به همین خاطر روزی که سند ازدواج را امضا می کرد به همه چیز فکر می کرد غیر از جدایی و طلاق . امروز بیش از 22 سال ندارد اما مجبور است کوله باری از تجربه تلخ را با خود بر دوش بکشد .&lt;BR&gt;قاضی به وی گفته بود تنها می‌توانی لوازم شخصی و مقدار كمی از لوازم منزل را كه با خود آوردی از شوهرت پس بگیری ، باور نمی‌كرد . اعتراض و فریادهایش به جایی نرسید چون خودش این‌گونه متعهد شده بود در آن هنگام كه خودش را سوار بر ابرها می‌دید ، شوهرش هنگام عقد نكاح در سند ازدواج ذكر كرده بود زوجه حق مهر خود را ساقط كرده و او بی‌آن كه بداند چیست ، آن را امضا كرده بود . قبل از ورود به بحث ابتدا به تعریف شرط می‌پردازیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زوجه می تواند هنگام عقد نکاح شروطی را به شروط معمول عقد نامه اضافه کند .&lt;BR&gt;شرط : توافقی است كه برحسب طبیعت خاص موضوع یا رضایت طرفین در ضمن عقد نکاح قید می شود بنابراین شرط، تعهدی است كه ضمن تعهد دیگر درج می‌گردد و در اثر این امر، بستگی و روابط میان آن دو تعهد ایجاد می‌شود كه شرط، صورت تعهد تبعی به خود می‌گیرد .&lt;BR&gt;شروط موجود در قباله ازدواج: ضمن عقد نكاح زوجه شرط كند هرگاه طلاق بنا به درخواست او نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد ، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را كه در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواردی كه زن می‌تواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق كند ، به شرح زیر است :&lt;BR&gt;1- استنكاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6 ماه به هر عنوان و عدم امكان الزام او به تادیه نفقه و همچنین در موردی كه شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت 6 ماه نپردازد و اجبار او به پرداخت هم ممكن نباشد .&lt;BR&gt;2- سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی كه ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل كند .&lt;BR&gt;3- ابتلای زوج در مواردی كه فسخ نكاح شرعا ممكن نباشد .&lt;BR&gt;4- جنون زوج در مواردی كه فسخ نكا ح شرعا ممكن نباشد .&lt;BR&gt;5- عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوجه به شغلی طبق نظر دادگاه صالح كه منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد .&lt;BR&gt;6- محكومیت شوهر به حكم قطعی اعم از مجازات پنج سال حبس یا بیشتر و یا جزای نقدی‌ای كه بر اثر عجز از پرداخت، منجر به پنج سال یا بیشتر حبس شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد .&lt;BR&gt;7- ابتلای زوج به هرگونه اعتیادی كه به تشخیص دادگاه به‌ اساس زندگی خانوادگی خلل وارد كرده و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد .&lt;BR&gt;8- زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترك كند. تشخیص ترك زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است و یا این‌كه زوج شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت كند .&lt;BR&gt;9- محكومیت قطعی زوج بر اثر ارتكاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حدود و تعزیر بر اثر ارتكاب جرمی كه مغایر با حیثیت خانوادگی و شوون زوجه باشد كه تشخیص آن با دادگاه است .&lt;BR&gt;10- در‌صورتی كه پس از گذشت 5 سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر او صاحب فرزند نشود .&lt;BR&gt;11- ‌در صورتی‌كه زوج مفقود‌الاثر شود و ظرف مدت 6 ماه پس از این‌كه زن به دادگاه مراجعه كرد، از او خبری نشده باشد .&lt;BR&gt;12- زوج، همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار كند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت نكند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علاوه بر شروط دوازده‌گانه، زنان می‌توانند شروط دیگری را نیز به شوهر خود پیشنهاد كنند مانند حق تحصیل، حق انتخاب مكان سکونت، حق اشتغال و ... چرا كه دیگر بسختی می‌توان شخصی را یافت كه در حال حاضر معتقد به لزوم تحول در حقوق زن در ایران نباشد .لذا شاید مناسب باشد حال كه تغییرات قانونی در حقوق زن به دلایل مختلف با اشكالات متعدد روبه‌رو شده است و بسیار كند پیش می‌رود، پیشنهاد كرد كه بخشی از این تحول، از راه توسعه شروط ضمن عقد در سند‌های نكاح انجام شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قانون با ارائه یك الگوی واحد در تشكیل ، ادامه ونحوه انحلال زندگی خانوادگی شاید نتواند پاسخگوی تنوع سلایق و عقاید، فرهنگ‌ها، موقعیت‌های اجتماعی و نیازهای مادی و معنوی افراد در جامعه امروزی باشد؛ در حالی‌‌كه شروط عقد تا حد زیادی می‌تواند به این تنوع و این نیازها پاسخ مثبت دهد، بی‌آن‌كه حرمت قانون شكسته شود، همچنین از ظاهر این امر می‌توان استنباط كرد كه فلسفه درج این شروط معضل در نكاح نامه چیزی نیست جز حمایت از زن و حفظ موجودیت خانواده و رعایت پیش‌بینی‌های لازم برای پیشگیری از سوء استفاده از اختیار طلاق به‌دست مرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته این مقاله به هیچ وجه قصد ندارد به شما توصیه کند در ابتدا چنین شرطی را مطرح کنید اما ممکن است شرایط بعضی از افراد ایجاب کند که چنین شرطی را عنوان کنند . ما در این بخش به منظور اطلاع رسانی بیشتر شما را در جریان قوانین موجود می گذاریم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;kamyabtareen.com&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=linkchap dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 4px 3px 3px&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;گردآوری : &lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;A href=&quot;http://www.niksalehi.com/&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;گروه اینترنتی نیک صالحی&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 13:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=596</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-596.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بزرگترين ضعف يك زن چيست </title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-595.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl background=http://www.niksalehi.com/images/on-tab2.jpg height=23&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 7px&quot;&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%; MARGIN-RIGHT: 6px&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#000000&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;كدومتون ميدونه كه چيه؟؟ چه عامليه كه باعث ميشه در تمام مراحل زندگي زنان، تاثير نامطلوبي به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در كشورهاي سنتي گرا اين عامل شديداً قدرت داره ..اين عامل چيزي نيست جز يك تفكر ساده ولي مسموم! تفكري كه مثل يك پيچك دور زن رو ميگيره و به آرامي وي رو خفه ميكنه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اينكه يك زن نمي تواند بتنهايي موفق شود و احتياج به يك تكيه گاه دارد!! يك تفكر باطل و كاملاً غلط… شما به هرچي دختر ايرانيه نگاه كنين. مغز همشون رو چند تا كلمه داره ويران ميكنه..شوهر، عشق ، كسي كه تا ابد كنارت بمونه!! تمام زنهاي ايراني زندگيشون رو دارن تو اين خط خلاصه ميكنن.متاسفانه پايداري هم ندارن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;يعني تا يكم تصميم ميگيرن عوض بشن زِبيخ گند ميزنن تو اوضاع! ايندفعه از اونور بام مي افتن پايين و اصلاً اين مطالب رو پوچ ميبينن و تمامش رو از ذهنشون پاك ميكنن! ايندفعه ميشن يه موجود نچسب كه مغزش يخ بسته ! متاسفانه اين تفكر باعث شده كه زنان ايراني هرچقدر هم كه پيشرفت ميكنند باز هم مي خواهند كه كسي آنها را خوشبخت كند! آنها همش تو فكر اين هستند كه يك نفر بيابد و بار اين زندگي را برايشان بدوش بكشد! خانمها خودتون مقصريد..شما فكر ميكنين سنگيني جهان برايتان زياد است! شما تكيه گاه ميخواهيد ولي حاضر نيستيد كه ستون باشيد. متاسفانه بايد بگم راندمان عمليتون افتضاحه! اكثراً زنان ايراني خودشون رو يه نهال ميبينن كه داره يه طوفان رو تحمل ميكنه ، منتظر يه داربسته كه بياد تا بتونه بهش تكيه بده!! خدا بگم چيكارتون كنه..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بعضي هاتون هم يكم احساس ميكنين كه مثل اينكه قضيه مشكل داره ولي نمي دونين جريان چيه! درنتيجه شوت ميكنين زير داربست و ميگين داربست ميخوام چيكار؟ ..خودم مثل شير وايميستم جلوش…آقا باده هم ايكي ثانيه مياد زرتي نهال و ريشه و هرچي هست و نيست رو عينهو ماست ميكنه مي اندازه دور!!..خانمهاي عزيز..لطف كنيد اين طرزفكر دراماتيك مامان بزرگاتون رو بريزين دور و محض رضاي خدا يه ذره محكم باشين.در كتاب پيامبر و ديوانه ، اثر جبران خليل جبران چند عبارت وجود داره كه خوندش رو بهمتون توصيه ميكنم.شما بايد اين تفكر رو جايگزين كنين.فقط دو بند از اين عبارتهاش رو براتون ميگم..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;1-زن و شوهر همچون ستون هاي يك معبد هستند كه سقف را نگه ميدارند ولي وزني به دوش هم نمي اندازند&lt;BR&gt;2-از نان خود به هم بدهيد اما هركدام براي خود ناني داشته باشيد..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بقيه اش رو بريد بخونين و توروخدا يكم روش فكر كنيد.شما فقط منتظرين كه يه نفر بياد و سنگيني شما رو تحمل كنه ولي اصلاً فكر نميكنين اون در قبال اينكار از شما امتياز مي خواد. اين افكار خاله هاتون رو هم بريزين دور كه اگه عاشقه بايد اينكارو انجام بده ! تو رو خدا بس كنين ديگه .يكم محكم باشين . مطمئن باشين اگه اينجوري بود به شما وانت مي دادند نه شوهر!! شما بايد بپذيرين كه دوران اشتراك تموم شده! وقتي كه مردي خرج زنش رو ميده در واقع داره ازش آزادي خريد ميكنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت كنه ولي در واقع شما رو صاحب &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ميشه! تو كلتون بكنين كه اولين شرط آزادي اينه كه دستتون تو جيب خودتون باشه.چرا روي مرد حساب ميشه؟چون اون داره صورت حساب رو مي پردازه!قدرت پول داره بحساب قدرت اون نوشته ميشه! اصلاً روتون ميشه واسه پول تو جيبي و خرج خونه هي پيشش دست دراز كنين؟بعد هم دو هزارتا جواب پس بدين كه با پول قبلي چيكار كردين!! در سراسر دنيا زنها دارن كار ميكنن.از تو رستوران گرفته تا توي راكتورهاي اتمي، فقط توي اين كشورهاي سنتي گراي بي در و پيكرو بي صاحب ميبيني كه زنها چتربازي هم زندگي ميكنن! در نتيجه آزادي نميتونن داشته باشن.اونهايي هم كه شاغل هستند باز در جهت اتينا شاغل هستند !! خانومها چرا همش معاني رو غلط تفسير ميكنين؟ جمله مالِ من و مالِ تو نداره ديگه مرد! بابا مرد بخدا! الان زندگي تو هزاره جديد حساب كتاب داره…بگيرين چي ميگم.از نان خود بيكديگر بدهيد ولي هركدام نان جداگانه داشته باشيد. اين اولين شرطه آزاديه : روي پاي خود بودن. شما دنياي نوين مي خواين ولي نمي خواين خودتون رو باهاش وفق بدين؟ مگه ميشه همچين چيزي؟ اولين شرط زندگي در دنياي امروز اينه:خودت مسؤل ساخت زندگيت هستي. حالا بيام دوباره نظر خواهي رو باز كنم ببينم يه مشت شاعر نوشتن :آه ..اي دل..دوران عشق سپري شد! عاشقي مرد!…كوفت !! بخدا دارم خودمو كنترل ميكنم كه داد نزنم!………پوف…عزيز من عاشقي نمرده! ولي دوران اينكه تو مسؤل زندگيت نباشي تموم شده.هر فرد 2 راه جلوي پاش داره.يا اينكه كسي مسؤل زندگيت باشه و در مقابلش بايد آزاديت رو بهش بدي و يا مسؤل زندگيت باشي و هزينه آزاديت رو هم بپردازي..لوس بازي هم در نيارين!فلسفه مفت هم ننويسين چون حد وسط نداره…اين مسائل هيچ ربطي هم به عاشقي يك فرد خود مسؤل نداره..ميگيرين چي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعصابم خرد شد…ول كنين اصلاً…بقيه اش رو بعد براتون ميگم…&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;روي پاي خودتون باشين نه شوهرانتون&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ميگم ؟نداره..نداره…نداره…&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع : www.yekdo.mihanblog.com&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=linkchap dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 4px 3px 3px&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;گردآوری : &lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;A href=&quot;http://www.niksalehi.com/&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;گروه اینترنتی نیک صالحی&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 13:40:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=595</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-595.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس:تلاش این دختر جوان برای ادامه زندگی سالم !!  چقدر دردناكه</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-594.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=table2 cellSpacing=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl background=http://www.niksite.com/images/top_box.jpg&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 7px&quot;&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top bgColor=#ffffff&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%; MARGIN-RIGHT: 6px&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#000000&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;Persianv.com At site&quot; src=&quot;http://saroseda.com/uc/out.php/i2299_DAAFD988D8AFDB8CD8A720D8AFD8B120D8ADD8A7D98420D8A8D8B1DAAFD8B4D8AA20D9BED8B320D8A7D8B220D8ACD985D8B920DAw.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;Persianv.com At site&quot; src=&quot;http://saroseda.com/uc/out.php/i2298_D8AFD8B120D8ADD8A7D98420D8ACD985D8B920D8A2D988D8B1DB8C20D8B1D988D8BAD98620D8B3D988D8AED8AAD98720D8A7D8B2w.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;Persianv.com At site&quot; src=&quot;http://saroseda.com/uc/out.php/i2312_mdf1243917w.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;Persianv.com At site&quot; src=&quot;http://saroseda.com/uc/out.php/i2311_mdf1243915w.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=linkchap dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 4px 3px 3px&quot;&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 13:38:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=594</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-594.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگي همين است ! (بسيار جالب)</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-591.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl background=http://www.niksalehi.com/images/on-tab2.jpg height=23&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 7px&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; face=Tahoma&gt;&lt;A class=class37 style=&quot;FONT-SIZE: 12px; VERTICAL-ALIGN: middle; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.niksalehi.com/new/archives/121198.php&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=2&gt;زندگي همين است ! (بسيار جالب) &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%; MARGIN-RIGHT: 6px&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#000000&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت که همه ببينند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است&lt;BR&gt;شاگردان جواب دادند: 50 گرم ، 100گرم ،150 گرم&lt;BR&gt;استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، &lt;BR&gt;نمي دانم دقيقا&quot; وزنش چقدراست. &lt;BR&gt;اما سوال من اين است : &lt;BR&gt;اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه &lt;BR&gt;اتفاقي خواهد افتاد. &lt;BR&gt;شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد . &lt;BR&gt;استاد پرسيد : &lt;BR&gt;خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، &lt;BR&gt;چه اتفاقي مي افتد ؟ &lt;BR&gt;يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد. &lt;BR&gt;حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟ &lt;BR&gt;شاگرد ديگري جسارتا&quot; گفت : دست تان بي حس مي شود . &lt;BR&gt;عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند. &lt;BR&gt;و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد . &lt;BR&gt;و همه شاگردان خنديدند... &lt;BR&gt;استاد گفت : خيلي خوب است . &lt;BR&gt;ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است ؟ &lt;BR&gt;شاگردان جواب دادند : نه &lt;BR&gt;پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات &lt;BR&gt;مي شود ؟ &lt;BR&gt;درعوض من چه بايد بکنم ؟ &lt;BR&gt;شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت : &lt;BR&gt;ليوان را زمين بگذاريد. &lt;BR&gt;استاد گفت : &lt;BR&gt;دقيقا&quot; مشکلات زندگي هم مثل همين است . &lt;BR&gt;اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد . &lt;BR&gt;اشکالي ندارد اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، &lt;BR&gt;به درد خواهند آمد . &lt;BR&gt;اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي کنند و &lt;BR&gt;ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود.&lt;BR&gt;فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است . &lt;BR&gt;اما مهم تر آن است که در پايان هر روز و پيش از&lt;BR&gt;خواب ،آنها را زمين بگذاريد. &lt;BR&gt;به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند، &lt;BR&gt;هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر &lt;BR&gt;خواهيد بود از عهده هر مسئله &lt;BR&gt;و چالشي که برايتان پيش مي آيد ، برآييد! &lt;BR&gt;دوست من ، يادت باشد که &lt;BR&gt;ليوان آب را همين امروز زمين بگذاريد . &lt;BR&gt;زندگي همين است! &lt;BR&gt;نظر شما چيست ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگرفته از سايت &lt;BR&gt;دکتر ظهرابي&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=linkchap dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 4px 3px 3px&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;گردآوری : &lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;A href=&quot;http://www.niksalehi.com/&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;گروه اینترنتی نیک صالحی&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 05:01:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=591</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-591.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صداقت</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-589.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;BR&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=text&gt;دو تا دوست با هم بازي مي كردند ، پسره يه كلكسيون تيله داشت و دختره تعدادي شمع. پسره پيشنهاد مي كنه تيله هاشو بده و شمع ها رو بگيره دختره قبول مي كنه و تمام شمع هاشو مي ده به پسره همان طور كه قول داده بود.&lt;BR&gt;ولي پسره بزرگ ترين و قشنگ ترين تيلشو قايم مي كنه و بقيه رو مي ده به دختره.&lt;BR&gt;آن شب دختره با خيال راحت مي خوابه ولي پسره اصلا نتونست بخوابه و مدام داشت فكر مي كرد كه اون شمع قشنگه كه دختره بهش نداده چه شكليه و كدومو ممكنه بهش نداده باشه.&lt;BR&gt;نكته اخلاقي :&lt;BR&gt;اگر شما در هر ارتباطي صداقت و اعتماد 100 درصدتونو به طرف ندين ، هميشه در حال شك خواهيد بود كه آيا ديگران با شما رو راست بودند يا نه.&lt;BR&gt;اين مسئله در هر نوع ارتباطي از قبيل عشق ، دوستي ، شراكت ، رئيس و كارمند و ... صادقه.&lt;BR&gt;پس صادقانه و با همه وجود به ديگران ببخشيد و شب راحت بخوابيد.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 11:44:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=589</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-589.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفکر جانبی</title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-588.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=post&gt;
&lt;DIV class=date&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;BR&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=text&gt;
&lt;DIV class=body&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;يك پيرزن كه در حال مرگ است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد بتوانيد بعداً هم جبران كنيد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;:&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس مي‌مانيم&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;:&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در انواع رويكردهاي تفكر، &lt;B&gt;يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است&lt;/B&gt; كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=footer&gt;&lt;A title=&quot;لینک دائم&quot; href=&quot;http://amirimohamad.blogfa.com/post-193.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 11:42:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=588</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-588.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بوي بد نفرت </title>
<link>http://yoma2.blogfa.com/post-587.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=text&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معلم یک کودکستان به بچه‌های کلاس گفت که می‌خواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدم‌هایی که از آنها بدشان می‌آید، سیب‌زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فردا بچه‌ها با کیسه‌های پلاستیکی به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها 2، بعضی‌ها 3 و بعضی‌ها 5 سیب‌زمینی بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معلم به بچه‌ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی‌های گندیده. به علاوه، آنهایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی‌ها را با خود حمل می‌کردید چه احساسی داشتید؟ بچه‌ها از اینکه مجبور بودند، سیب‌زمینی‌های بدبو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم‌هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوی بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوی بد سیب‌زمینی‌ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید :پس چطور می‌خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 11:40:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yoma2&amp;postid=587</comments>
<dc:creator>yoma2</dc:creator>
<guid>http://yoma2.blogfa.com/post-587.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
