تبليغاتX
رامهرمز شهر من - شاملو........
شهر من شهر وفاست ....آسمونش یه رنگ دیگه ست... مردمانش همه خوب...

«موطن آدمی ‌در قلب کسانی است که دوستش می‌دارند.»

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می‌شود/ انسان با نخستین درد/ - در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی‌کرد- / من با نخستین نگاهً تو آغاز شدم.»

«در حیرتم از گفت وگویی عبث با باد، که همه چیز را در هم آشفته است و سخنی بی حاصل با خاک، که پیوسته می‌پاید و واژه های خود را می‌خورد.» این را از قول پاز گفتم. البته نباید یک طرفه قضاوت کنیم. بالاخره هر کس دلیل های خاص خودش را دارد. همیشه باید به تمام شرایط که ماجرا را به جاهای ناخوشایند می‌کشاند، توجه کرد. ما که نمی‌دانیم چه اتفاق هایی افتاده است.

امیلی دیکنسون گفته؛

بهای هر لحظه وجد را باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور به میزان آن وجد

بهای هر ساعت د لپذیر را با سختی دلگزای سال ها...

انسان بدون رنج انسان نمی‌تواند باشد. راستی، هرگز هیچ کس نتوانست رنجی را که در عمق جان شاملو بود بیرون بکشد. همواره آن را در سکوت با خود داشت...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 13:48  توسط فرنگیس  | 

 

Sariah

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah