تبليغاتX
رامهرمز شهر من
شهر من شهر وفاست ....آسمونش یه رنگ دیگه ست... مردمانش همه خوب...

 





فرد- هومن ابوترابي:
بيشتر شما با ضریب هوشی یا IQ (آي -كيو)آشنا هستید و مثل هر کس دیگری دلتان می‌خواهد هوش بالايی داشته باشید
ضریب هوشی یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضرب در 100 به‌دست می‌آید. اگر سن عقلی شما با سن تقویمی‌تان( یا همان سن واقعی‌تان) برابر باشد، ضریب هوشی شما صد است و اگر سن عقلی‌تان بیشتر باشد، هوشی بیشتر از سنتان دارید. برای به‌دست آوردن سن عقلی، معمولاً از تست‌هايی که ویژگی‌های مغزی و فکری شما را محک می‌زند، استفاده می‌شود. افرادی که از نظر ميزان هوش در حد متوسط هستند، بهره هوشی بین 58 تا 114 دارند و حدود هفتاد درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. اگر هوش شما بین 115 تا 129 باشد، شما جزو افراد باهوش هستید و اگر بین 130 تا 144 باشد، تیزهوش و افرادی هم که ضریب هوشی بالاتر از 145 دارند، جزو افراد نابغه طبقه‌بندی می‌شوند.

ممکن است فکر کنید هوش یک ویژگی ارثی است و ژن پدر و مادر است كه ضریب هوشی شما را تعیین می‌کند، ولی بهتر است بدانید كه علاوه بر ارث، شرایط محیطی هم تأثیر زیادی بر هوش دارد و می‌توان گفت كه ضريب هوشي یک ویژگی ارثی- محیطی است.

تفاوت هاي عملكرد دو نيمكره راست و چپ مغز

به طور مثال گسترش ارتباط­ها و اینترنت، زياد شدن شبکه‌های تلویزیونی و استفاده كردن از کامپیوتر از عامل­هايي هستند که باعث شده اند نسل جدید نسبت به نسل گذشته از ضریب هوشی بالاتری برخوردار باشد.

یکی از مهم‌ترین عامل­هاي تأثیرگذار در هوش، تغذیه است. کمبود آهن ضریب هوشی را کاهش مي‌دهد. همچنين کسانی که در دوران خردسالی از شیر مادر تغذیه كرده­‌اند، ضریب هوشی بالاتری نسبت به بقيه دارند. نخوردن صبحانه در دوران کودکی، باعث کم شدن ضریب هوشی و در سن نوجوانی باعث کاهش قدرت یادگیری می‌شود. اگر می‌خواهید قدرت تمرکز و یادگیری خوبی داشته باشید، حتی اگر نمی‌توانید یک صبحانه کامل بخورید، حداقل هر روز صبح یک لیوان شیر و چند عدد بیسکویت بخورید. تحقیق­هاي دانشمندان نشان داده است که ورزش و دویدن آرام، باعث افزايش جذب اكسيژن‌، بهبود جريان خون، بالا رفتن عملكرد مغز و در نهایت افزایش ضریب هوشی مي‌شود.

لئوناردو داوينچي، باهوش ترين هنرمندي كه تا به حال شناخته شده است

کم‌تحرکی و ورزش نکردن هم،روی هوش نتیجه عکس دارد. از دیگر عامل­هايي که می‌تواند باعث افزایش هوش شود، یاد گرفتن موسیقی است. فراگرفتن موسيقي به صورت منظم، در افزایش ضريب هوشي و بهبود عملكرد مغز مؤثر است. بازی‌های فکری را هم دست کم نگیرید. شطرنج، جدول، حل معما و... همگی تمرین‌هايي هستند که مغز را برای تفکر سریع و هوشمند آماده می‌کنند و می‌توانند توانایی حل مسئله و قدرت تصمیم‌گیری شما را افزایش دهند. سعی کنید تا جايی که می‌توانید ذهنتان را به چالش بکشید و مسئله­هاي پیچیده حل کنید. حفظ شعرهای کوتاه، فراگیری زبان دوم، نوشتن داستان یا حتی خاطرات و سرودن شعر، پرهیز از تنفس در مکان‌های آلوده، خواب کافی و خوردن غذاهای دریایی مثل ماهی و میگو، از دیگر عواملی است که باعث افزایش هوش می‌شود.

درباره با هوش ترين فرد در تاريخ، نظرهاي متفاوتی وجود دارد، ولی بسیاری «لئوناردو داوینچی» را بزرگ‌ترین نابغه همه دوران می‌دانند. در ضمن بالاترین ضریب هوشی ثبت شده، 298 است که متعلق به نوجواني آمریکایی است. جالب است بدانید ضريب هوشي «گاليله» را 180 و ضريب هوشي «بيل گيتس»، بنيانگذار شرکت نرم افزاري مايکروسافت را 160 تخمین می‌زنند. كشور ايران در رتبه‌بندی ضریب هوشی کشورهای مختلف رتبه 57 را دارد . اين رتبه بندي در كتاب «ضريب هوشي و ثروت ملل » نوشته پروفسور «ريچارد لين» كه در سال 2002 ميلادي منتشر شده است مطرح شده و بر اين اساس کشورهای شرق آسیا مثل ژاپن، سنگاپور، هنگ‌کنگ و کره جنوبی، بالاترین ضریب هوشی را در رتبه‌بندی جهانی دارند.

منبع : www.hamshahrionline.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:15  توسط فرنگیس  | 

به کی داری فکر می‌کنی؟

آروم نشستی رو به روم، به کی داری فکر می‌کنی؟
منو گذاشتی نا تموم، به کی داری فکر می‌کنی؟

فکر من همراه توئه، فکر تو همراه کیه؟
چشمای اشک آلود تو، باز خیره به راه کیه؟

بگو کدوم رویای دور، آشفته حالت میکنه؟
بهم بگو چشمای کی، غرق خیالت میکنه؟

غرق خیال کی شدی، که من به یادت نمیام؟
این همه بی توجهی، به من و بغض تو صدام!

هم گریه‌ی شب‌های من، به کی داری فکر می‌کنی؟
مرهم گریه‌های من، به کی داری فکر می‌کنی؟

آروم نشستی رو به روم، به کی داری فکر می‌کنی؟
منو گذاشتی نا تموم، به کی داری فکر می‌کنی؟
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:13  توسط فرنگیس  | 


تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»

صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.

دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:32  توسط فرنگیس  | 

 
بوی خوش کتاب
علاوه بر «ز ض ز» و «ض ز ض» سنتی، برای پیشنهاد دادن فهرست کتاب، روش‌های دیگری هم وجود دارد. شما می‌توانید بر اساس ژانر، سبک و کشور مقصد، نویسنده‌ها و کتاب‌های مورد نظرتان را به خط کنید؛ مثلا ً بعد از فهمیدن فقر‌های «فانتزی» با «پلیسی» می‌توانید یک سیر مطالعاتی برای خودتان دست و پا کنید و مثلا ً تصمیم بگیرید که اول آگاتا کریستی بخوانید و بعدا ً که خوب هویج خوردید و خرگوش شدید، بروید سراغ آرتور کانن دویل و ریموند چندلر، بعد هم که حوصله تان از قاتل‌های دست و پا چلفتی که همیشه گیر می‌افتند سر رفت، بروید سراغ فردریش دورنمات و ژرژ سیمون و بقیه یا مثلا ً اول باید فهمید که جملاتی مثل «باد می‌نالید و زوزه می‌کشید. ناله باد، نالیدن وجدانی است غرقه در جنایات بسیار. ولی آن را که خود صدها ناله جانسوز در جگر دارد را یک صدای باد چه باک؟ باد توفان گردید. گویی نیروهای ناشناخته بر هماهنگی وهم انگیز کائنات کار می‌کردند. این نیروها چیستند؟ آیا چیستی شان روزی بر انسان آشکار خواهد شد؟ آه! ای ماه بلند! ...» مربوط به سبک ادبی «رومانتیسیسم» است که در فرانسه به عمل می‌آید و با حجم چانه و طول روده نسبت مستقیم دارد؛ آن وقت که شما با انتخاب سبک مورد علاقه تان، نسبت به انتخاب کتاب متناظر اقدام بفرمایید.
ما در اینجا، به جای روش‌های سنتی تقسیم بندی و پیشنهاد کتاب سعی کردیم پیشنهادهایمان را بر حسب محتوا و تأثیرشان طبقه بندی می‌کنیم. مطمئن باشید که شما هم بالأخره زیر مجموعه یکی از حالت‌های زیر هستید یا می‌شوید و آن وقت این پیشنهادها به دردتان خواهد خورد.

* اگر فکر می‌کنید در زندگی، زیاد کوتاه آمده اید

فکر می‌کنید یک عمر است دارید خلاف جهت جریان تاریخ شنا می‌کنید؟ فکر می‌کنید این همه سال تمرین ضد دموکراسی و تحمل استبداد، تمرین منت کشی، عدم مقاومت و گریه کردن‌های ساکت شبانه زیر لحاف بس است؟ فکر می‌کنید پشت سرتان بیشتر از این طاقت پس گردنی خوردن ندارد؟ احساس کوزت بودن می‌کنید و دنیا را مهمانخانه تناردیه ای بیش نمی‌دانید؟ بغض گلویتان را گرفته؟ چشم‌هایتان می‌سوزد؟ ... خیلی خب بابا، آه و ناله بس است، بروید کتاب بخوانید.
• پیر مرد و دریا (ارنست همینگوی _ نجف دریابندری)  
علاوه بر اهمیت کنده در خروج دود، این کتاب به ما یاد می‌دهد که نکته مهم، شکار بزرگ‌ترین ماهی دریاست؛ حتی اگر فقط استخوان‌های خالی‌اش (برای موزه تاکسیدرمی‌) به ساحل برسد.
• شوالیه بد نام (دیوید گمل _ طاهره صدیقیان)
یعنی حتی اگر سرآلکس فرگوسن هم به باشگاه چلسی برود و یک مشت بچه بیایند منچستر یونایتد، باز هم «من یو» 6_3 می‌برد.
• مرگ در آند (ماریو بارگاس یوسا _ عبدالله کوثری)
این کتاب می‌گوید عشق در همه حال پیروز است؛ فقط شما باید پیگیری کنید و از سفتی زمین مورد نظر نترسید؛ آسفالت هم بالأخره سوراخ خواهد شد.
• انجمن شاعران مرده (ن. ه. کلاین بام _ حمید خامی‌)
بدترین حالتش این است که بابایتان، پدرتان (یعنی خودش) را درمی‌آورد؛ اما باز هم شما (مثل شخصیت‌های کتاب) بروید سراغ هنر و ادبیات و از این جور قرتی بازی‌ها!
• آتش بدون دود (نادر ابراهیمی‌)
عاشق آن است که سوز داشته باشد اما دود نداشته باشد؛ این تبلیغ یک بخاری نیست، تبلیغ یک رمان 7 جلدی است که یا جلد اولش را به تنهایی بخوانید یا 3 جلد را که خواندید ول کنید، یا دیگر تا آخر بروید.

* اگر به آخر خط رسیده اید

کسانی به شما خواهند گفت اصلا ً در برابر زور کوتاه نیایید و ضعیف نباشید و منت کشی نکنید و از این حرف‌های مفت. این افراد مرض دارند. این افراد یا کتک خوردن‌های خودشان یادشان رفته یا می‌خواهند شما را بدبخت نموده، بعدا ً مسخره تان کنند. اصلا ً گوش نکنید؛ فوق فوقش یک کمی‌ شکست عشقی خورده اید و بابای طرف قدری با کمربند، سیاه و کبودتان کرده؛ اینها نمک زندگی هستند. یک آدم فهمیده که با این شوخی‌ها از میدان به در نمی‌رود، جایش می‌رود کتاب می‌خواند!
• در ساحل رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم (پائولو کوئیلو _ دل آرا قهرمان)
یعنی اگر به ته خط رسیده باشید و جز نقطه چیزی برایتان نمانده باشد، باز هم عیبی ندارد؛ می‌نشینید و زار زار گریه می‌کنید و دوباره خط را می‌گیرید و به صورت معکوس بر می‌گردید اول خط.
• بابالنگ دراز (جین وبستر _ میمنت دانا)
جودی ابوت آن قدر الکی خوش است و آن قدر با انواع و اقسام مشکلات سرخوشانه برخورد می‌کند که می‌خواهیم برای صفحه «موفقیت» دعوتش کنیم و راز شاد زیستن را از او بپرسیم.
• شازده کوچولو (آنتوان دوسنت اگزوپری _ ابوالحسن نجفی)
من نمی‌دانم چطوری این کتاب می‌تواند به آخر خط رسیده‌ها کمک کند، چون خود شازده کوچولو هم آخر خط را رد کرد. اما چون همکاران اتاق فرمان اصرار می‌کنند، چشم!
• عطر سنبل، عطر کاج (فیروزه جزایری دوام _ محمد سلیمانی نیا)
می‌خواهید بدانید یک زن تنها وسط آن همه غریبه و گرگ و کفتار و اختاپوس و استکبار، چطوری می‌تواند دوام بیاورد؟ بروید این کتاب را بخوانید.
• قصه‌های مجید (هوشنگ مرادی کرمانی)
باز هم یک بچه یتیم دیگر از همان بچگی از تابلوی «سبقت ممنوع» بدش می‌آمده. حتما ً در روز خوانده شود (بقیه بچه‌ها چه گناهی کرده اند که شما به آخر خط رسیده اید و حالا باید کتاب‌های شاد و خنده دار بخوانید؟).

* اگر دلتان می‌خواهد کمی ‌از زمین فاصله بگیرید
چرا اعتیاد؟ چرا تیشه به ریشه خانواده؟ چرا جوگیری؟ چرا هستی ناراحت؟ بیمه هم حمایت نکرد، باز برای ایجاد هیجان در زندگی، راه‌های دیگری هم هست. این که نمی‌شود که هر کسی به شما طناب مفت تعارف تعارف کرد خودتان را دار بزنید! این کتاب‌هایی که ما به شما پیشنهاد می‌دهیم، هر کدامشان به تنهایی به اندازه تماشای بازی لیورپول _ چلسی که 4_4 شده باشد هیجان دارد؛ فقط اگر بیماری قلبی دارید، اول قرصتان را میل بفرمایید.
• هابیت (ج . ر. ر. تالکین _ رضا علیزاده)
«رفتن به آنجا و بازگشت دوباره»؛ فکر کنم عنوان فرعی کتاب به اندازه کافی گویا باشد. فوقش اگر با این که دوباره به زمین برگشته اید حال نکرده اید، پیش نیاز کافی برای خواندن «ارباب حلقه‌ها» را گذرانده اید.
• نیروی اهریمنی اش (فیلیپ پولمن _ فرزاد فرید)
«آکسفورد، آکسفورد که میگن همین جاست؟»؛ احتمالا ً این اولین سؤالی است که در شروع کتاب به ذهنتان می‌رسد. متأسفانه برای پیدا کردن باید زحمت کشیده و 5 جلد کتاب را تا ته بخوانید.
• هزار توهایی بورخس (خورخه لوییس بروخس _ احمد میرعلایی)
بورخس نمی‌دانست خودش دارد این کتاب را می‌نویسد یا یکی دیگر به اسم او؛ شما هم احتمالا ً بعد از خواندن کتاب نخواهید فهمید که شما کتاب را خوانده اید یا کتاب، شما را.
• مرشد و مارگریتا (میخاییل بولگاکف _ عباس میلانی)
شیطان را در مسکو ملاقات کرده، در کنسرت ایشان شرکت کرده، کارهای منکراتی ایشان را ملاحظه نموده و به حکم وصیت لقمان حکیم، عبرت لازم را اتخاذ نمایید.
• شکست ناپذیر (استانیسلاولم)
کاش آنجا بودم و قیافه تان را می‌دیدم وقتی می‌رسید به جایی که ما نهایتا ً با دشمن ملاقات کرده‌ایم. وقتی قهرمان ما آرام نشسته توی اتاق کنفرانس و دارد به بطری کوچک در بسته ای _ که بقایای دشمن بزرگ هنوز دارد تویش تکان می‌خورد _ نگاه می‌کند. «دشمن» در شکست ناپذیر با تمام هیولاهایی که در فیلم‌ها و رمان‌های علمی ‌تخیلی دیگر دیده اید، فرق دارد.

* اگر زیادی به دلتان صابون زده اید
چه خبرتان است؟ چرا بیخودی روی دیوار پنجول می‌کشید؟ چرا احساس گربگی به شما دست داده دارید از دیوار راست بالا می‌روید؟ به ماشین همسایه چه کار دارید؟ کلاس چرا نرفتید؟ این چه ترانه مبتذلی است دارید زیر لبی می‌خوانید؟ هوای گند بارانی را می‌گویید «شاعرانه»؟ 11 شب بر می‌گردید خانه؟ دیگه چی؟ فردا لابد می‌خواهید پیتزا هم بخورید!؟ یادتان باشد این خوشی‌ها _ مثل دنیا _ محل گذر هستند و بالأخره تمام می‌شوند. اخلاق داشته باشید، معرفت داشته باشید؛ فردایی هم هست!
• سلاخ خانه شماره 5 (کورت ونه گات _ علی اصغر بهرامی‌)
شما می‌دانید بزرگ ترین کشتار بشر را کی انجام داده؟ فکر می‌کنید هیتلر این کار را کرده یا متفقین که دنیا را از دست زیاده خواهی‌های این آلمانی زبان نفهم نجات دادند؟
• دیروز و امروز (سامرست موام _ عبدالحسین شریفیان)
شما فکر می‌کنید خیلی تیز و زرنگ و ماکیاولی تشریف دارید؟ بروید این کتاب را بخوانید تا بفهمید که خود ماکیاولی چقدر مورد دودرشگی واقع شد.
• کلیسای جامع (ریمودن کاروز _ فرزانه طاهری)
تا داستان کوتاه از این کتاب نخوانید، باورتان نمی‌شود که این زندگی ماشینی تکراری گندی که داریم تویش شنا می‌کنیم، چقدر چیز خوب و عالی و مزخرفی است!
• قول (فردریش دورنمات _ عزت الله فولادوند)
کارآگاه دست و پا چلفتی این کتاب، به تنهایی تقاص تمام خلافکارهای دستگیر شده در کتاب‌های دیگر را که به محض عطسه کردن دستگیر می‌شوند، پس می‌دهد.
• چراغ‌ها را من خاموش کنم (زویا پیرزاد)
یکی روز صبح از خواب بیدار می‌شوید و می‌بینید اسب سفید آرزوها آمده و خانه همین همسایه بغلی پارک کرده، بعد همین جوری الکی خوش می‌شوید و بعد از چند روز می‌فهمید آن اسب سفید، در واقع گوساله ای بوده که رنگش کرده اند. 

* اگر دنبال دو کلمه حرف حساب هستید

 لابد شما از این جور ناصحان مشفق دور و برتان دارید که هی به گوشتان بخوانند که پول اصلا ً مهم نیست و مهم، تفاهم و عشق و صفا و این جور مسائلی است که کی دیده و کی داده و کی گرفته! لازم نیست این افراد را تا جایی که جا دارد بزنید اما گولشان را هم نخورید؛ بروید کتاب بخوانید تا در صورت لزوم به آنها این جواب دندان شکن را بدهید: تفاهم و عشق و صفا چیز خوبی است اما معمولا ً خیلی خرج برمی‌دارد!
• رفیق اعلی (کریستسن بوبن _ پیروز سیار)
«کودک با فرشته رفت و سگ از پی آنها روان بود»؛ این جمله اول کتاب است و بقیه کتاب شرح همین یک جمله. میزان حکمت و معرفت را حال می‌کنید؟
• فضیلت‌های ناچیز (ناتالیا گینزبورگ _ محسن ابراهیم)
بین خودمان باشد؛ این کتاب مجموعه مقاله است و شرح ماجراهای شخصی خانم نویسنده اما از آنجا که هر مقاله اش به شکل یک داستان کوتاه درآمده، می‌شود خیلی راحت کتاب را توی این فهرست جا زد.
• همه چیز فرو می‌پاشد (چینوا آچیبی _ علی اصغر بهرامی‌)
آفریقایی‌ها خیلی سیاهند؟ آنها تمدن ندارند؟ لالایی نمی‌خوانند؟ مدرسه نمی‌روند سرعت حرکت تمساح در خشکی پایین می‌آید؟ شما چی فکر می‌کنید؟
• جاناتان مرغ دریایی (ریچارد باخ _لادن جهانسوز)
این کتاب یک دوره کلاس آموزش خلبانی است که در ضمنش شاعر هم می‌شوید. تنظیم ارتفاع، سرعت پرواز، نیروی پرواز حلقوی و پنچرگیری در آسمان، رئوس درس‌های این کتاب هستند.
• روی ماه خداوند را ببوس (مصطفی مستور)
فرض کنیم شما یک جامعه شناس هستید که گلویتان هم جایی گیر است و چند تایی هم عقده فلسفی باز نشده دارید؛ در این حالت تکلیف چیست؟ هر جوابی بدهید، عمرا ً بتوانید ماجرای کتاب را حدس بزنید.

* اگر عشق را دست کم گرفته اید

اگر از آنهایی هستید که فکر می‌کنید عشق به این است که یک گل دستتان بگیرید و مثل قناری‌ها چه چه بزنید و خانه ای بسازید در و دیوارش همه نور، معلوم است که در کل عمرتان دوزار عاشق نبوده، بلکه پایتان به زمین سفت هم نرسیده است. تا کل عمرتان به فنا نرفته، بروید چهار تا کتاب بخوانید ببینید این عاشقی اصلا ً چی هست.
• گتسبی بزرگ (اسکات فیتز جرالد _ کریم امامی‌)
فقط باید تا آخر کتاب طاقت آورده، ایمان خودتان را به این که این کتاب یک عاشقانه درجه یک است از دست ندهید. کسانی که طاقت کامل بیاورند، آن آخر سر برنده یک دستگاه داستان عالی خواهند شد.
• خداحافظ گری کوپر (رومن گاری _ سروش حبیبی)
این کتاب، علاوه بر نشان دادن همه بلاهایی که عشق می‌تواند یک جا سر شما بیاورد، روش‌های فرار کردن از عشق را هم نشان داده، درباره بدل زدن به این روش‌ها هم به طور کامل شیرفهم تان می‌کند.
• ابریشم (السندرو باریکو _ دل آرا قهرمان)
بر خلاف آن دو تای قبلی، عشق در این یکی کتاب تلفات هم می‌دهد و صاحب دختره به راه دورش نمی‌دهد و به مرد بورش هم نمی‌دهد و مرده هم کلی سال به خوشی زندگی می‌کند و اصلا ً انگار نه انگار.
• بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم (نادر ابراهیمی‌)
در این کتاب هم دختره را به عاشق بینوا نداده اند و ایشان سوز و گداز آغازیده اند و کل کتاب را پر کرده‌اند از سیر ترشی و مربای بهار نارنج و لهجه شمال!
• من ِ او (رضا امیر خانی)
شما چرا مثل این فیلم ایرانی‌ها هی دوست دارید ته‌اش همه به هم برسند؟ خب این هم یک جورش است دیگر! تازه عشقش خیلی هم تهرانی و اصیل و پدر و مادر دار است. 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 13:29  توسط فرنگیس  | 

 

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید...

 

در تمامي اديان بر روي استفاده صحيح از كلمات بسيار تأكيد شده است. نقطه شروع يعني دعوت مردم از طريق كلمات بوده و اصولاً سخناني اثرگذار و ماندگار شده اند كه در دل ها نفوذ كرده اند.

خدا نيز تنها به واسطه كلمات با انسان ها ارتباط داشته است. «در ابتدا كلمه بود، كلمه نزد خدا بود، كلمه خدا بود.»

عيسي مسيح -ع- مي فرمايد: - از روي سخنان توست كه عادل شناخته خواهی شد و از سخنانت بر تو حكم خواهد شد پس زندگي و مرگ هر دو در قدرت زبان است.-

با اين اوصاف مي توان به ارزش و اهميت استفاده صحيح از كلمات پي برد. حال به شما مي گویم كه با استفاده از كلمات جادويي مي توانيم به هر چه مي خواهيم، دست يابيم و تنها شرط تأثير كلمات در موفقيت ما اين است كه نسبت به آنچه مي گوئيم با تمام وجود باور و ايمان داشته باشيم و باور و ايمان زماني در انسان به وجود مي آيد كه تمام ذهنيات منفي و حب و بغض هايي كه ديد انسان را محدود مي كند از ميان برداشته شود و با نگاه خالص و توأم با آرامش عميق به دنيا بنگريم.
آنگاه امواج مثبت پرقدرت از كائنات به سوي انسان گسيل مي شوند و عشق و ايمان را جاري مي كنند. هرچه ايمان و مثبت نگري ما مستحكم تر و كامل تر باشد ، قدرت روحي ما افزايش مي يابد و ما زودتر به خواسته هاي خود مي رسيم. پس انسان با معجزه كلام، قدرت آن را دارد تا در يك آن، وضعيت ناخوشايندي را كه برايش ايجاد شده ، از ميان بردارد و شادماني را به جاي اندوه، ثروت را به جاي فقر و مثبت بودن را به جاي منفي بودن برگزيند.

وقتي با تأكيد بر خصوصيات مثبت شخصي، وي را مورد ستايش قرار مي دهيم، در او نيرويي به وجود خواهد آمد كه باعث نشاط، انرژي و قدرت مي گردد؛ پس ، كلمات ، تأثير مستقيمي بر انديشه‌ها دارند و اين انديشه ما است كه باورها را مي سازد. اساساً وجود ما از باورها تشكيل شده است. اگر به صورت عميق در وجود خود نظاره كنيم، در خواهيم يافت كه آنچه باعث شكل گيري ما مي‌شود و انديشه هاي ما را به وجود مي آورد؛ قبل از اين كه مادي باشد، معنوي است.

كلام تو عصاي معجزه گر تو است، سرشار از سحر و اقتدار . - كاترين پاندر-
 

راه هاي مقابله با امواج منفي :

1- هر گاه امواج منفي به سراغتان آمد با همه توان ، آهسته و يا بلند فرمان بدهيد : ايست.

2- هر گاه موج منفي وارد وجودتان شد ، مي توانيد به آن فرمان دهيد : بعدي .

3- يك كش ساده تهيه كنيد - كشي كه معمولاً در ايران به دور بسته هاي اسكناس مي بندند- ، آن را به دور مچ دست خود بياندازيد و با ارسال امواج منفي از سوي انديشه هايتان و يا از طرف ديگران ، آن را بكشيد و محكم رها كنيد . شوك حاصل از اين كار به شما يادآوري مي كند كه ممكن است به ورطه منفي نگري سقوط كنيد و حتي بعد از مدتي با نگاه كردن به مچ دستتان مي‌توانيد دريابيد كه به چه اندازه امواج منفي به سوي شما و ضمير ناخودآگاه‌تان هجوم آورده است و شما تنها با استفاده از اين تكنيك ساده ، كه من آن را كش كش ناميده‌ام ، مي‌توانيد از آنها رها شويد. اما راههاي ديگري نيز براي مبارزه با امواج منفي وجود دارد .
مجسم كنيد انديشه هاي منفي شما كمرنگ و محو شده و انديشه‌هاي مثبت تان بزرگ و پرنورتر مي‌شود. براي مثال ، اگر فكر مي كنيد كه نمي‌توانيد در جمعي سخنراني كنيد ، تصور كنيد آن فكر منفي را روي تخته سياه نوشته اند و شما آن را پاك مي كنيد و يا اينكه فكر كنيد اين امواج را درون بادكنكي قرار داده‌ايد و آنها را به دور دستها مي‌فرستيد.

آنتوني رابينز براي دور كردن افكار منفي پيشنهاد مي‌كند كه 10 روز روزه فكري بگيريد و در آن 10 روز از هرگونه فكر ، احساس ، كلمه ، پرسش و يا مثالي كه جنبه هاي منفي داشته باشد ، دوري كنيد.


توجه داشته باشيد : براي تثبيت هر عادت ، 21 روز زمان كافي است. هر روز صبح یک جملات جادويي را برای خود تكرار كنيد.به جاي فكر كردن به مشكلات ، به راه حل ها فكر كنيد.همچنين از سه تكنيك: ايست ، بعدي و كش كش استفاده كنيد و از خود سؤالات مثبت بپرسيد. انديشه هاي خود را تغيير دهيد تا زندگي‌تان تغيير كند ضمن آنكه نبايد اجازه دهيد افكار منفي شما را محاصره كند، مثبت فكر كنيد تا زندگي تان مثبت شود. واما جمله اي جادويي براي شما : پروردگارا ! در اين هفته ياد آورم باش كه چشمانم براي ديدن است نه براي بستن، چشمانم را براي ديدن حقايق گشوده دار.

 

چگونه قدرت رويا پردازي و تخيل خود را افزايش دهيم ؟ همين حالا بنشينيد ويك تنگ كوچك شيشه‌اي رامجسم كنيد . تصور كنيد شما يك ماهيگير هستيد در كنار رودخانه اي با آبي زلال. اگر تصاوير و تخيلات شما ضعيف است يك شي ء ، مثلاً ليوان را جلوي چشم خود بگيريد. چشمتان را ببنديد . حالا آن را مجسم كنيد و تا پيدا كردن تمام جزئيات در انديشه خود اين عمل را تكرار كنيد .

حال براي خود تصوير ذهني جديد را مجسم كنيد. مثلا يك گل سرخ.

از خود چه انتظاري داريد؟ هم اكنون مجسم كنيد در اوج اقتدار و نهايت قدرت مشغول قدم زدن هستيد . از معجزه تصوير ذهني مي توان در پيروزي مسابقات ورزشي ، فروش بيشتر ، موفقيت در تحصيل ، ارتباط صميمي تر با خدا و خوشبختي و موفقيت نهايي استفاده كرد.

شما كه در راه اول هستيد، نااميد نشويد . باور كنيد كه موفق مي شويد . به خودتان فرصت دهيد و تمرينات را هر روز تكرار كنيد . شما بايد كم كم به افكار مثبت عادت كنيد ، به افكار مثبت خود فكر كنيد و آن ها را از ياد نبريد و با امواج منفي آنگونه كه گفته خواهد شد مبارزه كنيد و نكات زير را را به ياد داشته باشيد:

1- دل ما هميشه به طرف انديشه ها مي رود.

2- ضمير ناخود آگاه در محيط مثبت رشد مي كند.

3- در محيط مثبت رشد كردن ، باعث ايجاد قدرت مي شود.

4- كلمات مثبت را هميشه به كار گيريد .

5- تصور كنيد امروز نخستين روز زندگيتان است.

6- افكار مثبت را بپذيريد و به آنها خوش آمد بگوئيد .

از خداوند كمك بخواهيد تا موفق شويد و باور كنيد كه موفق مي شويد. حواستان باشد نگرش مثبت به معني نديدن زشتي ها و نقص ها نيست ، بلكه به معني درست ديدن نقص ها و دست يابي به راههاي رفع آنها است .وقتي مي توانيم به رفع نقص ها بپردازيم و به آنها فكر كنيم كه به آنها با ديدي مثبت نگاه كنيم .

افكار منفي : هر فكري كه شما را مي آزارد ، عصبي مي كند ، مي ترساند و آرامش شما را بر هم مي زند يك فكر منفي است . چنان چه شما به طور ذهني در برابر زندگي به مقاومت بپردازيد تراكم عاطفي در ضمير باطن شما خفه خواهد شد و موجب پديدار شدن شرايط منفي مي گردد.

اگر در ذهنمان خود را كم هوش ببينيم همين طور عمل خواهيم كرد و در رفتار بيروني ما اين كم هوشي ديده خواهد شد. افكار منفي ، حاصل خاطرات منفي و گذشته قابل تغيير نيست . علت ضعف روانكاوي اين است كه گاه با هيپنوتيزم و روش هاي مختلف سعي در به ياد آوردن تجارب تلخ گذشته دوران طفوليت بيمار و زدودن آنها مي كنند. در صورتي كه آن تصاوير را بر مي گردانند و اين همان موج منفي است .
امواج منفي در تمام شرايط به انسان هجوم مي آورد و او را تحت فشار قرار مي دهد. متأسفانه بسياري از ما عادت كرده ايم كه منفي ببينيم و منفي بينديشيم .در آينده راهكار هايي براي مقابله با امواج منفي ارايه خواهد شد.
 

اين ما هستيم كه زندگي خود را مي سازيم . آن چه كه شما را به زندگي اميدوار مي كند وفكري كه شما را به خوشحالي و هيجان مي رساند ، از افكار مثبت سرچشمه مي گيرد .

هرگونه كه فكر و عمل كنيد ، بازتابش را خواهيد ديد. به عبارتي گويي از پشت شيشه اي رنگي به زندگي مي نگريم و با هر رنگي كه به وقايع و رويداد هاي بيروني نگاه كنيم ، همان گونه آن ها را حس مي كنيم. پس ما مختاريم هر ديدي داشته باشيم .وجودلايزال الهي ما را مختارآفريده است؛ او كريم است و ما را آزاد خلق كرده ، حتي اجازه داده تا احساس بدبختي و بيچارگي داشته باشيم. همچنين اين قدرت را به ما داده است كه با ايجاد افكار و ديد مثبت ، خوشبختي را لحظه به لحظه با تمام وجود و باتك سلول هايمان حس كنيم.

تصوير ذهني مثبت در احساس ما بيشترين نقش را دارد. ما مي توانيم موفقيت ، خوشحالي و سلامتي را به خود تلقين و تأكيد كنيم. مي توانيم احساس را در چهره ، قامت ، طرز لباس پوشيدن و اداي‌كلمات ايجاد كنيم.

اگر خود را شاهزاده بدانيم و لايق ارزش و احترام، مردم نيز همان گونه با ما رفتار خواهند كرد. ساده‌تر بگويم ، هر كس تصويري در ذهن دارد كه حاصل تجربيات گذشته و تربيت اجتماعي اوست. با توجه به تصويري كه از خود در ذهن شاخته ايم، ارزش و اعتماد به نفس خود را تعيين مي كنيم . تصوير ذهني ، تمام رفتار و شخصيت ما را شكل مي دهد. حال براي تثبيت تصاوير ذهني مثبت بايد چه كارهايي را انجام دهيم ؟ در آینده به بيان راهكارهاي تثبيت تصاوير ذهني مثبت مي پردازيم.
 

  لازمه شناخت از تصوير ذهني «تصوير ذهني چيست؟»

تصوير ذهني حاصل عملكرد ذهن و مغز انسان و تعيين كننده تمامي شكست ها و پيروزي ها است. ما براي رسيدن به يك زندگي رضايت بخش نياز به يك تصوير ذهني واقع بينانه و شايسته داريم تا بتوانيم با آن زندگي كنيم .

تصوير ذهني پايه اي است كه تمامي شخصيت، رفتار و حتي كيفيت شما بر اساس آن شكل مي‌گيرد، بنابراين به نظر مي رسد كه تجارب ما، تصاوير ذهني ما را تقويت مي كنند. هر انساني همان است كه در ذهن خود آن را ساخته است. توانايي ها ، قدرت ها و ضعفهاي او همه از تصاوير ذهني او به وجود آمده اند.

زنان و مردان موفق ، مدتها است از تصاوير ذهني و تمرين نمايش آن براي رسيدن به موفقيت استفاده مي كنند. براي يك زندگي ايده آل كافي است انديشه هاي خود را به سوي بهترين ها هدايت كنيم. علم نوپاي «سيبرنتيك» ثابت كرده است كه ميكانيزم خلاق دستيابي به تصوير ذهني -قوه تخيل- است.
 


* ذهن هوشيار«خود آگاه» : اعمال و شعور خود آگاه ما از مغز سرچشمه مي گيرند. انديشه شما توسط مغز يعني همان عضوي كه خود آگاهي از آنجا متجلي مي شود ،آشكار مي گردد. وقتي ذهن خود آگاه شما انديشه اي را مي پذيرد آن انديشه به شبكه خورشيدي كه مغز شما خوانده مي شود ، منتقل مي گردد و در آن تجلي مي يابد. شما با مغز خود آگاه خود فكر مي كنيد و آن را در درون خود به ضمير باطن مي سپاريد.

در برخي كتاب ها از خود آگاهي عيني ياد شده است ، ضمير خود آگاه با شناسايي جهان پيرامون سر وكار دارد كه به كمك حواس پنج گانه صورت مي گيرد . اين ذهن هر چيزي را به همان گونه كه واقعاً ديده مي شود مي بيند . مرگ ، بيماري ، فقر و تنگنا را مشاهده مي كند و بر ضمير نا خود آگاه اثر مستقيم دارد . وقتي ذهن خودآگاه مملو از ترس ، نگراني و ... باشد ، اين حالت در ضمير نا خودآگاه نيز نفوذ مي كند و انسان را به سمت ترس و نگراني مي برد.اما اگر ضمير خودآگاه داراي افكار مثبت باشد بر ضمير ناخود آگاه اثر كرده و انسان را به سوي موفقيت سوق مي دهد.

* ضمير نا خود آگاه «نيمه هوشيار» : اين ضمير مانند بخار يا برق ، قدرت مطلق است و بدون مسير و جهت ، هر فرماني را كه به آن بدهند ، انجام مي دهد و توان فهم و استنباط ندارد . ضمير نيمه هوشيار ما تفاوتي ميان انديشه هاي مخرب و سازنده قائل نيست ، هر چه به او بدهيم با آن تغذيه مي شود و همه چيز بسته به انديشه‌هايي دارد كه در خود آگاه ما موجود است .


هر كلمه و انديشه اي بر ان اثر مي گذارد و با دقتي حيرت آور آن را به عينيت در مي آورد. ضمير ناخودآگاه، ضربان قلب ، گردش خون و ... را تحت كنترل دارد و تمام وظايف شما را كنترل كرده ، هرگز نمي‌خوابد و استراحت نمي كند .
حالا فرض كنيد اگر انساني در عمق تفكر ناخود آگاه خود برنامه «من شكست مي خورم» را ايجاد كند در هر معامله اي كه شركت كند ، به جاي پيروزي در انتظار شكست مي‌نشيند. پس هر چيزي كه به روي ضمير نيمه‌هوشيار نقش مي بندد ، به شكل تجارب و حوادث و به صورت عيني منعكس مي شود .
اين است كه شما بايد دقيقاً مراقب ايده ها و افكار خود باشيد ، زيرا پاسخ اتوماتيك ضمير باطن شما بر پايه انديشه هايتان مي‌باشد. ضمير باطن شما يك دستگاه ضبط صوت است كه افكارتان را همان طور كه در ضمير خود آگاه ضبط كرده ايد ، به شما تحويل مي دهد. بايد توجه داشته باشيد چون كاركرد ضمير ناخودآگاه بسيار شگفت انگيز است، در بسياري از موارد توجه بيش از اندازه به افكار -مثبت يا منفي- ذهن شما را به شدت درگير مي سازد . راه حل اين است كه آنها را رها كنيد و هر گاه با ابهامي رو برو شديد ، رهايي را به ذهن خود هديه دهيد.
 


ذهن انسان همه چيز را كنترل مي كند . ادراكات، تصورات ، تفكرات ، اعتقادات . بطور كلي تمام جنبه هاي شناختي رفتار انسان تحت كنترل است. جهان و هر آنچه كه در آن موجود است، ازطريق تصورات ما در ذهن انعكاس مي يابد.

ما مي توانيم از طريق روشهاي كنترل ذهن اين تصورات را تغيير دهيم و آن وقت خواهيم ديد كه واقعيت هاي زندگي ما نيز دستخوش تغيير خواهند شد، يا به زبان ديگر اگر ما توان آن را داشته باشيم كه ذهن خودمان را تحت كنترل در آوريم قادر خواهيم بود دنياي مطابق با آرمانها و ايده آل هاي خودمان بسازيم.

تصوير ذهني كه ما از خويش داريم براساس اعتقادات ، باور ها ، ارزش هاي حاكم بر جامعه، تجارب گذشته ، موفقيت ها ، شكست ها ، تحقيرها و پيروزيها شكل گرفته است و از مجموعه اين عوامل است كه در ذهن تصويري از خود مي سازيم .

ذهن انسان داراي دو بخش است: 1- ذهن هوشيار يا ضمير خود آگاه 2- ذهن نيمه هوشيار يا ضمير ناخودآگاه .

بهترين راه درك ذهن هوشيار و نيمه هوشيار اين است كه به آنها بصورت يك باغچه نگاه كنيم . شما يك باغبان هستيد و در طول روز مشغول كاشتن دانه هايي - همان انديشه‌هائيست كه روزانه به فكر خود راه مي‌دهيد- هستيد. هرچه را كه مي كاريد در تن و محيط زندگيتان درو مي كنيم .

اكنون مشغول كاشتن افكار مربوط به آرامش ، عمل درست، حسن نيت و سعادت بشويد و به آرامي و علاقه در باره ويژگيهاي آنها بينديشيد، آنچه را كه انديشيده ايد به طور كامل در ذهن آگاهتان جاي دهيد و به كاشتن اين دانه هاي شگفت انگيز ادامه دهيد دراين صورت محصول با شكوهي را درو خواهيد كرد.

 

 حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!
اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

(تلاش سخت) Hard work

H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

*

*

*
 



چند قورباغه از جنگلي عبور مي‌كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه‌ها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چقدر عميق است، به دو قورباغه ديگر گفتند كه ديگر چاره اي نيست، شما به زودي خواهيد مرد. دو قورباغه اين حرفها را نشنيده گرفتند و با تمام توانشان كوشيدند كه از گودال بيرون بپرند. اما قورباغه‌هاي ديگر، مدام مي‌گفتند كه دست از تلاش بردارند، چون نمي‌توانند از گودال خارج شوند و خيلي زود خواهند مرد. بالاخره يكي از دو قورباغه تسليم گفته‌هاي ديگر قورباغه‌ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه ديگر با تمام توان براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي‌كرد. هر چه بقيه قورباغه‌ها فرياد مي‌زدند كه تلاش بيشتر فايده اي ندارد، او مصمم تر مي‌شد. تا اين كه بالاخره از گودال خارج شد. وقتي بيرون آمد بقيه قورباغه‌ها از او پرسيدند: مگر تو حرف‌هاي ما را نمي‌شنيدي؟ معلوم شد كه قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فكر مي‌كرده كه ديگران او را تشويق مي‌كنند.

 

همیشه چیزی اتفاق می‌افتد که تو باورش داری و اعتقاد تو به آن باعث می‌شود که اتفاق بیفتد. وقتی مردم درباره محدودیت‌هایشان بحث می‌کنند می‌گویند: ”من فلان کار را نمی‌توانم انجام دهم.“ و بهانه رایج این است: ”من همینطوری هستم.“ اما حقیقت این است شما طوری که فکر می‌کنید هستید.

زندگی شما بازتاب کاملی از اعتقادات شماست. وقتی شما عمیق‌ترین اعتقاداتتان را درباره جهان عوض می‌کنید، زندگی شما هم تغییر می‌کند.
● باورها
همیشه چیزی اتفاق می‌افتد که تو باورش داری و اعتقاد تو به آن باعث می‌شود که اتفاق بیفتد. وقتی مردم درباره محدودیت‌هایشان بحث می‌کنند می‌گویند: ”من فلان کار را نمی‌توانم انجام دهم.“ و بهانه رایج این است: ”من همینطوری هستم.“ اما حقیقت این است شما طوری که فکر می‌کنید هستید.
یک آکواریوم را در نظر بگیرید و آن را به‌وسیله یک دیوار شیشه‌ای به دو قسمت تقسیم کنید. در یک طرف ماهی گوشت‌خوار و در طرف دیگر ماهی طعمه را قرار دهید. ماهی گوشت‌خوار هر وقت برای صید ماهی طعمه به سمت او می‌رود به دیوار برخورد می‌کند و احساس درد می‌کند. در نتیجه صید ماهی طعمه را برابر با درد می‌داند. بعد از چند ماه دیوارشیشه‌ای بین ماهی‌ها را بردارید. چه حدس می‌زنید! ماهی گوشت‌خوار باقی عمرش را در گوشه آکواریوم می‌ماند در حالی‌که ماهی طعمه در چند سانتی‌متری او شنا می‌کند. ماهی گوشت‌خوار محدود خودش را می‌شناسد و فراتر از آن نمی‌رود. این داستان شبیه به داستان همه ما انسان‌هاست. شما با دیوار شیشه‌ای روبه‌رو نمی‌شوید در عوض با معلم، والدین و دوستان خود برخورد می‌کنید که به شما می‌گویند برای چه کاری ساخته شده‌اید و چه کاری می‌توانید بکنید و بدتر از همه با باورهایتان روبه‌رو می‌شوید. باورها و اعتقادات شما تعیین‌کننده قلمرو شماست. این خودتان هستید که دیوار شیشه‌ای را در زندگی‌تان خلق می‌کنید.
▪ باورهای شما تعیین‌کننده کیفیت زندگی شماست.
برای مثال شما فکر می‌کنید، پدرها باید فرزندانشان را تحسین کنند و به آنها هدیه بدهد. وقتی پدرتان چنین کاری را نمی‌کند به‌هم می‌ریزید و افسرده می‌شوید و سعی می‌کنید پدرتان را تغییر دهید. در حالی‌که باید تفکر و باورتان را نسبت به این موضوع عوض کنید. آنهائی‌که از دیگران انتظار ندارند تا به‌گونه‌ای خاص رفتار کنند، زندگی راحت‌تر و آرامش‌خاطر بیشتری دارند. برای اینکه زندگی را طور دیگری ببینید لازم است شهامت داشته باشید تا این‌بار در مورد موضوعات به‌شکلی متفاوت نسبت به گذشته فکر کنید. دفعه بعد که ناراحت شدید به خاطر بیاورید که این دیگران نیستند که شما را ناحت می‌کنند بلکه باور و طرز تفکر شماست. آن چیزهائی که باعث می‌شود شما آزار ببینید تنها تفکرات شماست و شما می‌توانید آنها را تغییر دهید. سعی کنید مثبت بیندیشید. تقویت ذهن و اندیشه، شبیه به تقویت بدن انسان است. اگر چند ساعت ورزش کنید و بعد برای دیدن خودتان جلوی آئینه بروید هیچ تغییری مشاهده نخواهید کرد. همین‌طور اگر برای یک روز مثبت فکر کنید هیچ تغییری در شما ایجاد نخواهد شد، اما اگر برای چندین ماه به افکارتان نظم بدهید و درصدد تغییر باورهایتان برآئید، تغییرات زیادی در زندگی‌تان مشاهده می‌کنید. پاکسازی افکار و عقاید منفی کار سختی است. اغلب هنگامی‌که منفی فکر می‌کنید و یا اشتباه می‌کنید خودتان متوجه نیستید. اگر زندگی شما مطلوب نیست به خاطر این است که مطلوب فکر نمی‌کنید. اگر چیزی در زندگی‌تان شما را ناراحت و نگران می‌کند در موردش صحبت نکنید. وقوی در مورد آن موضوع صحبت می‌کنید شما به آن انرژی می‌دهید و آن موضوع را زنده نگه می‌دارید.
▪ خودتان انتخاب می‌کنید که چگونه دیگران را ببینید.
اولین باری که فرد و مری در دوران نامزدی‌شان برای صرف شام بیرون رفته بودند، فرد خیلی خوشحال بود و مری را تحسین می‌کرد. وقتی سس گوجه‌فرنگی روی پای مری ریخت و یا اینکه مری گفت فراموش کرده کلیدش را با خودش بیاورد، فرد به او دلداری داد و گفت: من هم خیلی وقت‌ها همین‌طور هستم. سه سال بعد از ازدواج، مری و همسرش فرد برای خوردن شام بیرون رفتند دوباره سس گوجه‌فرنگی روی پای مری ریخت و باز هم مری فراموش کرد کلید منزل را با خودش بیاورد ولی این‌بار فرد به‌گونه‌ای دیگر برخورد کرد. او گفت: تو حالم را به‌هم می‌زنی. مغزت اندازه یک نخوده!
همان افراد، همان موقعیت ولی نگرشی متفاوت! شما خودتان در نظر می‌گیرید که به دیگران چگونه نگاه کنید. وقتی می‌خواهید کسی را دوست داشته باشید خیلی بردبار و صبور می‌شوید و هنگامی‌که از کسی خوشتان نمی‌آید و می‌خواهید از او متنفر باشید روی اشتباه‌های او تمرکز می‌کنید. این رفتار دیگران نیست که مشخص می‌کند شما چه احساسی نسبت به آنها داشته باشید، این طرز نگرش شما نسبت به آنهاست. آنهائی که اغلب به نقاط ضعف دیگران توجه می‌کنند معمولاً از خودشان با چنین جملاتی دفاع می‌کنند. من فقط واقع‌بین هستم. حقیقت این است که آنها خودشان این واقعیت یا حقیقت را خلق می‌کنند. شما خودتان انتخاب می‌کنید که دیگران را چگونه ببینید. شما می‌توانید به خوبی‌ها و آنچه را که از دیگران می‌پسندید توجه کنید و این‌گونه روابط خودتان با دیگران را بهبود ببخشید.
▪ نکته
اگر می‌خواهید افکار و عقایدتان را بررسی کنید کافی است که زندگی، سلامتی، خوشبختی، شادی و حق روابطتان را با دیگران بررسی کنید. در حقیقت شما آنچه را که در مزرعه ذهنتان کاشته‌اید درو می‌کنید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:26  توسط فرنگیس  | 

 
 حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!
اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

(تلاش سخت) Hard work

H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

*
(دانش) Knowledge

K+N+O+W+L+E+ D+G+E

11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

*
(عشق) Love

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

*

خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!

پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟

(پول) Money

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

*
(رهبري) Leadership

L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

*
پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟

(نگرش) Attitude

1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

*
اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد.
نگرش همه چيز را عوض ميکند،


نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:20  توسط فرنگیس  | 

به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!


۱- هنگامی که غمگین و ناراحت هستید ، آیا می توانید علت ناراحتی خود را پیدا کنید؟

همیشه 4 امتیاز
بیشتر اوقات 3 امتیاز
برخی مواقع 2 امتیاز
به ندرت 1 امتیاز

۲- هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید ، ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها برآیید؟

همیشه 1امتیاز
بیشتر اوقات2 امتیاز
به ندرت 3 امتیاز
هرگز 4 امتیاز

۳- آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟

اغلب 1 امتیاز
گاهی 2 امتیاز
خیلی کم 4 امتیاز
هیچ وقت 3 امتیاز

۴- وقتی کسی شما را عصبانی کند ، در این صورت شما:

با عصبانیت در مقابل اومی ایستید 2 امتیاز
به هیچ کس هیچ حرفی نمی زنید 1 امتیاز
همه جا از آن شخص گله و شکایت می کنید 3 امتیاز
به صورت آرام مساله را مطرح نمایید 4 امتیاز

۵- معمولا چند مدت طول می کشد که به خواب بروید؟

معمولا تا به رختخواب میروید می خوابید 3 امتیاز
20 دقیقه طول می کشد که بخوابید 4 امتیاز
خواب راحتی ندارید و سر جایتان می غلتید 1 امتیاز
یک ساعت یا بیشتر 2 امتیاز

۶- معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟

وقتی ناراحتم و فقط دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند 3 امتیاز
هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه دارم 4 امتیاز
هر کاری می کنم تا گریه نکنم 1امتیاز
وقتی که تنها هستم 2 امتیاز

۷- آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟

جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم 4 امتیاز
افراد کمی در زندگی ام هستند 3 امتیاز
به سختی می توانم با دیگران ارتباط بر قرار کنم 2 امتیاز
تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم 1 امتیاز

۸- تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟

خیلی زیاد 4 امتیاز
زیاد 3 امتیاز
کم 2 امتیاز
اصلا 1 امتیاز

۹- چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان است؟

تحسین و تشویق دیگران 3 امتیاز
حس درونی خود 4 امتیاز
ترس از شکست 2 امتیاز
زنده ماندن و حفظ حیات 1 امتیاز

۱۰- از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:

راه و روشی است که هر شخص در زندگی پیش میگیرد 4 امتیاز
اقتصاد جامعه 3 امتیاز
اصولی است که هر کسی از هما کودکی با آن تربیت شده 2 امتیاز
شانس و اقبال فرد است 1 امتیاز

پاسخ تست روانشناسی سلامت روحی


امتیاز بین 32 تا 40

در این صورت باید به شما تبریک گفت. چرا که شما از لحاظ روحی و عاطفی در سلامت کامل هستید و باید به وجود خودتان افتخار کنید. شما توانسته اید با احساسات خود ارتباط خوبی بر قرار کنید .

امتیاز بین 24 تا 31

لازم است تا شما در شیوه زندگی خود کمی تجدید نظر کنید ، شرایط روحی شما به طرز نابسامانی در حالت نوسان است و اگر به همین منوال پیش بروید از لحاظ سلامت روحی دچار مشکل خواهید شد. شاید یافتن یک شغل جدید و یا حتی مشاوره کار مفید باشد .
به هر حال شما گاهی به خودتان اطمینان کامل دارید و برخی مواقع قادر هستید تا به احساسات خود به خوبی کنار بیایید .

امتیاز کمتر از 24

به شما توصیه می شود که به طور جدی تری به فکر سلامت روحی خود باشید و از کمکهای حرفه ای در این راه استفاده نمایید. ممکن است که مشکلی در زندگی خود داشته باشید و نیاز باشد تا برای دستیابی به آرامش و سلامت فکری خود آن مشکل را به نحوی تجزیه و تحلیل نمایید و راه حل مناسبی را برای آن بیابید

مطالب ارسالی کاربران

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:47  توسط فرنگیس  | 



1- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.
2- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن.
3- برای فردایت برنامه ریزی کن.
4- از عبارت«متشکرم»زیاد استفاده کن.
5- بدان در چه وقت باید سکوت کنی.
6- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.
7- احمقانه رفتار مکن.
8- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.
9- اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر.
10- همیشه در حال آموختن باش.
11-آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
12- روز تولدت یک درخت بکار.
13- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر.
14- از مکانهای مختلف عکس بگیر.
15- راز دار باش.
16- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن.
17- به دیگران متکی نباش.
18- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن.
19- اشتباه هایت را بپذیر.
20- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست.
21- بعد از تنبیه بچه هایت , آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن.
22- گاهی برای خودت سوت بزن.
23- شجاع باش , حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی , هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
24- هیچوقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
25- به کسی کنایه نزن.
26- از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد.
27- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند.
28- هرگز به همسرت خیانت نکن.
29- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی , شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.
30- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش.
31-کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد
32-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند
33-هیچگاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار
34-وقت شناس باش
35-از افراد ناشایست دوری کن
36-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش
37-اصالت داشته باش
38-هیچ وقت به سیاستمداران اعتماد نکن
39-از حدی که لازم است مهربانتر باش
40-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن
41-بهترین دوست همسرت باش
42-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ایی شغل فعلیت را از دست مده
43-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی
44-از کسی کینه به دل نگیر
45-برای تمام موجودات زنده ارزش قاول شو
46-شکست را به راحتی بپذیر.
47- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن.
48- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن.
49- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید.
50- همیشه به قولت وفادار باش.
51- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن.
52- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی.
53- زندگی را سخت نگیر.
54- هیچ وقت قمار بازی نکن.
55- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است.
56- از وسایلت به خوبی محافظت کن.
57- انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد.
58- برای تغییر دادن دیگران بیش از این تلاش نکن.
59- همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش.
60- پلها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی.
61- خودت را دست کم نگیر.
62- متواضع و فروتن باش.
63- در ماشینت را همیشه قفل کن.
64- قدرت بخشندگی را از یاد مبر.
65- نسبت به مردمی که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش.
66- دوستی های قدیم را دوباره تازه کن.
67- سعی کن زندگی همواره برایت پیام داشته باشد.
68- کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان.
69- طوری زندگی کن که روی سنگ قبرت بنویسند: شخصی که از هیچ چیز در زندگیش پشیمان نبود.
70-بدان در چه وقت باید سکوت کنی.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:6  توسط فرنگیس  | 

 

در پاسخ به سؤال شما دوست عزيز عرض مي شود، در اسناد اسلامي به امر مبارك ازدواج بسيار توجه شده و مورد تأكيد قرار گرفته است. در قرآن كريم ازدواج مايه آرامش خاطر زن و مرد دانسته شده، چنانچه مي فرمايد : "و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها..."(1)يعني "يكي از آيات الهي اينست كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در بر او آرامش يافته و با هم انس مي گيريد."
و حضرت علي ( مي فرمايند : "چون عروس وارد شد، داماد دو ركعت نماز گزارده دست بر پيشاني او كشد و بگويد خدايا همسرم را براي من و مرا براي او مبارك گردان و مادام كه بر ما توفيق خواسته اي زندگيمان را ميمون و مبارك قرار ده، و چنانچه كار به جدايي كشيد درمفارقت نيز خير و خوبي مقدّر فرما."(2)
اما دربارة‌اينكه مباركترين شب و روز براي ازدواج كدام است در آيات و روايات چنين چيزي به چشم نمي خورد و اگر اين مسأله سود قابل توجه يا ضرر غير قابل جبراني داشت، در آيات الهي يا گفته هاي معصومين به آنها اشاره مي شد، در حاليكه تنها چيزي كه در روايات آمده، اينست كه "شب عروسي كنيد، روز وليمه دهيد."(3)
اما از آنجا كه ائمه اطهار( فرموده اند كه در شاديهاي ما شاد بوده و در ماتم ما غمزده باشيد، بهتر است كه اين مراسم شادي در اعياد برگزار شود، اما منعي درباره اينكه اين مراسم حتي در ماههايي چون محرم و صفر برگزار شود نرسيده، اما ادب اسلامي اقتضاء مي كند كه اگر بخاطر ضرورتي اين مراسم در محرم يا صفر برگزار شد احترام اين ماههاي گرانقدر شديداً مراعات شود.
براي مطالعه بيشتري در اين زمينه به كتاب شريف حلية المتقين، ص69 و همچنين كتاب بهشت خانواده، كتاب ازدواج معصومين( و خيلي از كتابهاي ديگري كه در زمينه ازدواج مي باشند مراجعه نماييد.
منابع و مآخذ :
1. سوره مباركه روم / آيه21
2. ازدواج در اسلام، علي مشكيني، ترجمه احمد جنتي
3. وسائل الشيعه، باب40، خ1

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:4  توسط فرنگیس  | 

 


اما سئوالات !!

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟


جواب ها

مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."

مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)

مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)

مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.

مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.

مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:31  توسط فرنگیس  | 

 

Sariah

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah