|
|
|
ممکن است فکر کنید هوش یک ویژگی ارثی است و ژن پدر و مادر است كه ضریب هوشی شما را تعیین میکند، ولی بهتر است بدانید كه علاوه بر ارث، شرایط محیطی هم تأثیر زیادی بر هوش دارد و میتوان گفت كه ضريب هوشي یک ویژگی ارثی- محیطی است. تفاوت هاي عملكرد دو نيمكره راست و چپ مغز به طور مثال گسترش ارتباطها و اینترنت، زياد شدن شبکههای تلویزیونی و استفاده كردن از کامپیوتر از عاملهايي هستند که باعث شده اند نسل جدید نسبت به نسل گذشته از ضریب هوشی بالاتری برخوردار باشد. یکی از مهمترین عاملهاي تأثیرگذار در هوش، تغذیه است. کمبود آهن ضریب هوشی را کاهش ميدهد. همچنين کسانی که در دوران خردسالی از شیر مادر تغذیه كردهاند، ضریب هوشی بالاتری نسبت به بقيه دارند. نخوردن صبحانه در دوران کودکی، باعث کم شدن ضریب هوشی و در سن نوجوانی باعث کاهش قدرت یادگیری میشود. اگر میخواهید قدرت تمرکز و یادگیری خوبی داشته باشید، حتی اگر نمیتوانید یک صبحانه کامل بخورید، حداقل هر روز صبح یک لیوان شیر و چند عدد بیسکویت بخورید. تحقیقهاي دانشمندان نشان داده است که ورزش و دویدن آرام، باعث افزايش جذب اكسيژن، بهبود جريان خون، بالا رفتن عملكرد مغز و در نهایت افزایش ضریب هوشی ميشود. لئوناردو داوينچي، باهوش ترين هنرمندي كه تا به حال شناخته شده است کمتحرکی و ورزش نکردن هم،روی هوش نتیجه عکس دارد. از دیگر عاملهايي که میتواند باعث افزایش هوش شود، یاد گرفتن موسیقی است. فراگرفتن موسيقي به صورت منظم، در افزایش ضريب هوشي و بهبود عملكرد مغز مؤثر است. بازیهای فکری را هم دست کم نگیرید. شطرنج، جدول، حل معما و... همگی تمرینهايي هستند که مغز را برای تفکر سریع و هوشمند آماده میکنند و میتوانند توانایی حل مسئله و قدرت تصمیمگیری شما را افزایش دهند. سعی کنید تا جايی که میتوانید ذهنتان را به چالش بکشید و مسئلههاي پیچیده حل کنید. حفظ شعرهای کوتاه، فراگیری زبان دوم، نوشتن داستان یا حتی خاطرات و سرودن شعر، پرهیز از تنفس در مکانهای آلوده، خواب کافی و خوردن غذاهای دریایی مثل ماهی و میگو، از دیگر عواملی است که باعث افزایش هوش میشود. درباره با هوش ترين فرد در تاريخ، نظرهاي متفاوتی وجود دارد، ولی بسیاری «لئوناردو داوینچی» را بزرگترین نابغه همه دوران میدانند. در ضمن بالاترین ضریب هوشی ثبت شده، 298 است که متعلق به نوجواني آمریکایی است. جالب است بدانید ضريب هوشي «گاليله» را 180 و ضريب هوشي «بيل گيتس»، بنيانگذار شرکت نرم افزاري مايکروسافت را 160 تخمین میزنند. كشور ايران در رتبهبندی ضریب هوشی کشورهای مختلف رتبه 57 را دارد . اين رتبه بندي در كتاب «ضريب هوشي و ثروت ملل » نوشته پروفسور «ريچارد لين» كه در سال 2002 ميلادي منتشر شده است مطرح شده و بر اين اساس کشورهای شرق آسیا مثل ژاپن، سنگاپور، هنگکنگ و کره جنوبی، بالاترین ضریب هوشی را در رتبهبندی جهانی دارند. منبع : www.hamshahrionline.ir |
| به کی داری فکر میکنی؟ | |||
| |||
|
آروم نشستی رو به روم، به کی داری فکر میکنی؟ منو گذاشتی نا تموم، به کی داری فکر میکنی؟ فکر من همراه توئه، فکر تو همراه کیه؟ بگو کدوم رویای دور، آشفته حالت میکنه؟ غرق خیال کی شدی، که من به یادت نمیام؟ هم گریهی شبهای من، به کی داری فکر میکنی؟
مرهم گریههای من، به کی داری فکر میکنی؟ آروم نشستی رو به روم، به کی داری فکر میکنی؟ منو گذاشتی نا تموم، به کی داری فکر میکنی؟ | |||
| |||
|
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد. سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟» صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد. مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟» آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!» آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها به خوبی پيش نمیروند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج. دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
| |||
| |||
|
بوی خوش کتاب علاوه بر «ز ض ز» و «ض ز ض» سنتی، برای پیشنهاد دادن فهرست کتاب، روشهای دیگری هم وجود دارد. شما میتوانید بر اساس ژانر، سبک و کشور مقصد، نویسندهها و کتابهای مورد نظرتان را به خط کنید؛ مثلا ً بعد از فهمیدن فقرهای «فانتزی» با «پلیسی» میتوانید یک سیر مطالعاتی برای خودتان دست و پا کنید و مثلا ً تصمیم بگیرید که اول آگاتا کریستی بخوانید و بعدا ً که خوب هویج خوردید و خرگوش شدید، بروید سراغ آرتور کانن دویل و ریموند چندلر، بعد هم که حوصله تان از قاتلهای دست و پا چلفتی که همیشه گیر میافتند سر رفت، بروید سراغ فردریش دورنمات و ژرژ سیمون و بقیه یا مثلا ً اول باید فهمید که جملاتی مثل «باد مینالید و زوزه میکشید. ناله باد، نالیدن وجدانی است غرقه در جنایات بسیار. ولی آن را که خود صدها ناله جانسوز در جگر دارد را یک صدای باد چه باک؟ باد توفان گردید. گویی نیروهای ناشناخته بر هماهنگی وهم انگیز کائنات کار میکردند. این نیروها چیستند؟ آیا چیستی شان روزی بر انسان آشکار خواهد شد؟ آه! ای ماه بلند! ...» مربوط به سبک ادبی «رومانتیسیسم» است که در فرانسه به عمل میآید و با حجم چانه و طول روده نسبت مستقیم دارد؛ آن وقت که شما با انتخاب سبک مورد علاقه تان، نسبت به انتخاب کتاب متناظر اقدام بفرمایید. ما در اینجا، به جای روشهای سنتی تقسیم بندی و پیشنهاد کتاب سعی کردیم پیشنهادهایمان را بر حسب محتوا و تأثیرشان طبقه بندی میکنیم. مطمئن باشید که شما هم بالأخره زیر مجموعه یکی از حالتهای زیر هستید یا میشوید و آن وقت این پیشنهادها به دردتان خواهد خورد. * اگر فکر میکنید در زندگی، زیاد کوتاه آمده اید فکر میکنید یک عمر است دارید خلاف جهت جریان تاریخ شنا میکنید؟ فکر میکنید این همه سال تمرین ضد دموکراسی و تحمل استبداد، تمرین منت کشی، عدم مقاومت و گریه کردنهای ساکت شبانه زیر لحاف بس است؟ فکر میکنید پشت سرتان بیشتر از این طاقت پس گردنی خوردن ندارد؟ احساس کوزت بودن میکنید و دنیا را مهمانخانه تناردیه ای بیش نمیدانید؟ بغض گلویتان را گرفته؟ چشمهایتان میسوزد؟ ... خیلی خب بابا، آه و ناله بس است، بروید کتاب بخوانید. • پیر مرد و دریا (ارنست همینگوی _ نجف دریابندری) علاوه بر اهمیت کنده در خروج دود، این کتاب به ما یاد میدهد که نکته مهم، شکار بزرگترین ماهی دریاست؛ حتی اگر فقط استخوانهای خالیاش (برای موزه تاکسیدرمی) به ساحل برسد. • شوالیه بد نام (دیوید گمل _ طاهره صدیقیان) یعنی حتی اگر سرآلکس فرگوسن هم به باشگاه چلسی برود و یک مشت بچه بیایند منچستر یونایتد، باز هم «من یو» 6_3 میبرد. • مرگ در آند (ماریو بارگاس یوسا _ عبدالله کوثری) این کتاب میگوید عشق در همه حال پیروز است؛ فقط شما باید پیگیری کنید و از سفتی زمین مورد نظر نترسید؛ آسفالت هم بالأخره سوراخ خواهد شد. • انجمن شاعران مرده (ن. ه. کلاین بام _ حمید خامی) بدترین حالتش این است که بابایتان، پدرتان (یعنی خودش) را درمیآورد؛ اما باز هم شما (مثل شخصیتهای کتاب) بروید سراغ هنر و ادبیات و از این جور قرتی بازیها! • آتش بدون دود (نادر ابراهیمی) عاشق آن است که سوز داشته باشد اما دود نداشته باشد؛ این تبلیغ یک بخاری نیست، تبلیغ یک رمان 7 جلدی است که یا جلد اولش را به تنهایی بخوانید یا 3 جلد را که خواندید ول کنید، یا دیگر تا آخر بروید. * اگر به آخر خط رسیده اید کسانی به شما خواهند گفت اصلا ً در برابر زور کوتاه نیایید و ضعیف نباشید و منت کشی نکنید و از این حرفهای مفت. این افراد مرض دارند. این افراد یا کتک خوردنهای خودشان یادشان رفته یا میخواهند شما را بدبخت نموده، بعدا ً مسخره تان کنند. اصلا ً گوش نکنید؛ فوق فوقش یک کمی شکست عشقی خورده اید و بابای طرف قدری با کمربند، سیاه و کبودتان کرده؛ اینها نمک زندگی هستند. یک آدم فهمیده که با این شوخیها از میدان به در نمیرود، جایش میرود کتاب میخواند! • در ساحل رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم (پائولو کوئیلو _ دل آرا قهرمان) یعنی اگر به ته خط رسیده باشید و جز نقطه چیزی برایتان نمانده باشد، باز هم عیبی ندارد؛ مینشینید و زار زار گریه میکنید و دوباره خط را میگیرید و به صورت معکوس بر میگردید اول خط. • بابالنگ دراز (جین وبستر _ میمنت دانا) جودی ابوت آن قدر الکی خوش است و آن قدر با انواع و اقسام مشکلات سرخوشانه برخورد میکند که میخواهیم برای صفحه «موفقیت» دعوتش کنیم و راز شاد زیستن را از او بپرسیم. • شازده کوچولو (آنتوان دوسنت اگزوپری _ ابوالحسن نجفی) من نمیدانم چطوری این کتاب میتواند به آخر خط رسیدهها کمک کند، چون خود شازده کوچولو هم آخر خط را رد کرد. اما چون همکاران اتاق فرمان اصرار میکنند، چشم! • عطر سنبل، عطر کاج (فیروزه جزایری دوام _ محمد سلیمانی نیا) میخواهید بدانید یک زن تنها وسط آن همه غریبه و گرگ و کفتار و اختاپوس و استکبار، چطوری میتواند دوام بیاورد؟ بروید این کتاب را بخوانید. • قصههای مجید (هوشنگ مرادی کرمانی) باز هم یک بچه یتیم دیگر از همان بچگی از تابلوی «سبقت ممنوع» بدش میآمده. حتما ً در روز خوانده شود (بقیه بچهها چه گناهی کرده اند که شما به آخر خط رسیده اید و حالا باید کتابهای شاد و خنده دار بخوانید؟). * اگر دلتان میخواهد کمی از زمین فاصله بگیرید چرا اعتیاد؟ چرا تیشه به ریشه خانواده؟ چرا جوگیری؟ چرا هستی ناراحت؟ بیمه هم حمایت نکرد، باز برای ایجاد هیجان در زندگی، راههای دیگری هم هست. این که نمیشود که هر کسی به شما طناب مفت تعارف تعارف کرد خودتان را دار بزنید! این کتابهایی که ما به شما پیشنهاد میدهیم، هر کدامشان به تنهایی به اندازه تماشای بازی لیورپول _ چلسی که 4_4 شده باشد هیجان دارد؛ فقط اگر بیماری قلبی دارید، اول قرصتان را میل بفرمایید. • هابیت (ج . ر. ر. تالکین _ رضا علیزاده) «رفتن به آنجا و بازگشت دوباره»؛ فکر کنم عنوان فرعی کتاب به اندازه کافی گویا باشد. فوقش اگر با این که دوباره به زمین برگشته اید حال نکرده اید، پیش نیاز کافی برای خواندن «ارباب حلقهها» را گذرانده اید. • نیروی اهریمنی اش (فیلیپ پولمن _ فرزاد فرید) «آکسفورد، آکسفورد که میگن همین جاست؟»؛ احتمالا ً این اولین سؤالی است که در شروع کتاب به ذهنتان میرسد. متأسفانه برای پیدا کردن باید زحمت کشیده و 5 جلد کتاب را تا ته بخوانید. • هزار توهایی بورخس (خورخه لوییس بروخس _ احمد میرعلایی) بورخس نمیدانست خودش دارد این کتاب را مینویسد یا یکی دیگر به اسم او؛ شما هم احتمالا ً بعد از خواندن کتاب نخواهید فهمید که شما کتاب را خوانده اید یا کتاب، شما را. • مرشد و مارگریتا (میخاییل بولگاکف _ عباس میلانی) شیطان را در مسکو ملاقات کرده، در کنسرت ایشان شرکت کرده، کارهای منکراتی ایشان را ملاحظه نموده و به حکم وصیت لقمان حکیم، عبرت لازم را اتخاذ نمایید. • شکست ناپذیر (استانیسلاولم) کاش آنجا بودم و قیافه تان را میدیدم وقتی میرسید به جایی که ما نهایتا ً با دشمن ملاقات کردهایم. وقتی قهرمان ما آرام نشسته توی اتاق کنفرانس و دارد به بطری کوچک در بسته ای _ که بقایای دشمن بزرگ هنوز دارد تویش تکان میخورد _ نگاه میکند. «دشمن» در شکست ناپذیر با تمام هیولاهایی که در فیلمها و رمانهای علمی تخیلی دیگر دیده اید، فرق دارد. * اگر زیادی به دلتان صابون زده اید چه خبرتان است؟ چرا بیخودی روی دیوار پنجول میکشید؟ چرا احساس گربگی به شما دست داده دارید از دیوار راست بالا میروید؟ به ماشین همسایه چه کار دارید؟ کلاس چرا نرفتید؟ این چه ترانه مبتذلی است دارید زیر لبی میخوانید؟ هوای گند بارانی را میگویید «شاعرانه»؟ 11 شب بر میگردید خانه؟ دیگه چی؟ فردا لابد میخواهید پیتزا هم بخورید!؟ یادتان باشد این خوشیها _ مثل دنیا _ محل گذر هستند و بالأخره تمام میشوند. اخلاق داشته باشید، معرفت داشته باشید؛ فردایی هم هست! • سلاخ خانه شماره 5 (کورت ونه گات _ علی اصغر بهرامی) شما میدانید بزرگ ترین کشتار بشر را کی انجام داده؟ فکر میکنید هیتلر این کار را کرده یا متفقین که دنیا را از دست زیاده خواهیهای این آلمانی زبان نفهم نجات دادند؟ • دیروز و امروز (سامرست موام _ عبدالحسین شریفیان) شما فکر میکنید خیلی تیز و زرنگ و ماکیاولی تشریف دارید؟ بروید این کتاب را بخوانید تا بفهمید که خود ماکیاولی چقدر مورد دودرشگی واقع شد. • کلیسای جامع (ریمودن کاروز _ فرزانه طاهری) تا داستان کوتاه از این کتاب نخوانید، باورتان نمیشود که این زندگی ماشینی تکراری گندی که داریم تویش شنا میکنیم، چقدر چیز خوب و عالی و مزخرفی است! • قول (فردریش دورنمات _ عزت الله فولادوند) کارآگاه دست و پا چلفتی این کتاب، به تنهایی تقاص تمام خلافکارهای دستگیر شده در کتابهای دیگر را که به محض عطسه کردن دستگیر میشوند، پس میدهد. • چراغها را من خاموش کنم (زویا پیرزاد) یکی روز صبح از خواب بیدار میشوید و میبینید اسب سفید آرزوها آمده و خانه همین همسایه بغلی پارک کرده، بعد همین جوری الکی خوش میشوید و بعد از چند روز میفهمید آن اسب سفید، در واقع گوساله ای بوده که رنگش کرده اند. * اگر دنبال دو کلمه حرف حساب هستید لابد شما از این جور ناصحان مشفق دور و برتان دارید که هی به گوشتان بخوانند که پول اصلا ً مهم نیست و مهم، تفاهم و عشق و صفا و این جور مسائلی است که کی دیده و کی داده و کی گرفته! لازم نیست این افراد را تا جایی که جا دارد بزنید اما گولشان را هم نخورید؛ بروید کتاب بخوانید تا در صورت لزوم به آنها این جواب دندان شکن را بدهید: تفاهم و عشق و صفا چیز خوبی است اما معمولا ً خیلی خرج برمیدارد! • رفیق اعلی (کریستسن بوبن _ پیروز سیار) «کودک با فرشته رفت و سگ از پی آنها روان بود»؛ این جمله اول کتاب است و بقیه کتاب شرح همین یک جمله. میزان حکمت و معرفت را حال میکنید؟ • فضیلتهای ناچیز (ناتالیا گینزبورگ _ محسن ابراهیم) بین خودمان باشد؛ این کتاب مجموعه مقاله است و شرح ماجراهای شخصی خانم نویسنده اما از آنجا که هر مقاله اش به شکل یک داستان کوتاه درآمده، میشود خیلی راحت کتاب را توی این فهرست جا زد. • همه چیز فرو میپاشد (چینوا آچیبی _ علی اصغر بهرامی) آفریقاییها خیلی سیاهند؟ آنها تمدن ندارند؟ لالایی نمیخوانند؟ مدرسه نمیروند سرعت حرکت تمساح در خشکی پایین میآید؟ شما چی فکر میکنید؟ • جاناتان مرغ دریایی (ریچارد باخ _لادن جهانسوز) این کتاب یک دوره کلاس آموزش خلبانی است که در ضمنش شاعر هم میشوید. تنظیم ارتفاع، سرعت پرواز، نیروی پرواز حلقوی و پنچرگیری در آسمان، رئوس درسهای این کتاب هستند. • روی ماه خداوند را ببوس (مصطفی مستور) فرض کنیم شما یک جامعه شناس هستید که گلویتان هم جایی گیر است و چند تایی هم عقده فلسفی باز نشده دارید؛ در این حالت تکلیف چیست؟ هر جوابی بدهید، عمرا ً بتوانید ماجرای کتاب را حدس بزنید. * اگر عشق را دست کم گرفته اید اگر از آنهایی هستید که فکر میکنید عشق به این است که یک گل دستتان بگیرید و مثل قناریها چه چه بزنید و خانه ای بسازید در و دیوارش همه نور، معلوم است که در کل عمرتان دوزار عاشق نبوده، بلکه پایتان به زمین سفت هم نرسیده است. تا کل عمرتان به فنا نرفته، بروید چهار تا کتاب بخوانید ببینید این عاشقی اصلا ً چی هست. • گتسبی بزرگ (اسکات فیتز جرالد _ کریم امامی) فقط باید تا آخر کتاب طاقت آورده، ایمان خودتان را به این که این کتاب یک عاشقانه درجه یک است از دست ندهید. کسانی که طاقت کامل بیاورند، آن آخر سر برنده یک دستگاه داستان عالی خواهند شد. • خداحافظ گری کوپر (رومن گاری _ سروش حبیبی) این کتاب، علاوه بر نشان دادن همه بلاهایی که عشق میتواند یک جا سر شما بیاورد، روشهای فرار کردن از عشق را هم نشان داده، درباره بدل زدن به این روشها هم به طور کامل شیرفهم تان میکند. • ابریشم (السندرو باریکو _ دل آرا قهرمان) بر خلاف آن دو تای قبلی، عشق در این یکی کتاب تلفات هم میدهد و صاحب دختره به راه دورش نمیدهد و به مرد بورش هم نمیدهد و مرده هم کلی سال به خوشی زندگی میکند و اصلا ً انگار نه انگار. • بار دیگر شهری که دوست میداشتم (نادر ابراهیمی) در این کتاب هم دختره را به عاشق بینوا نداده اند و ایشان سوز و گداز آغازیده اند و کل کتاب را پر کردهاند از سیر ترشی و مربای بهار نارنج و لهجه شمال! • من ِ او (رضا امیر خانی) شما چرا مثل این فیلم ایرانیها هی دوست دارید تهاش همه به هم برسند؟ خب این هم یک جورش است دیگر! تازه عشقش خیلی هم تهرانی و اصیل و پدر و مادر دار است. | |||
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید...
*
*
*
چند قورباغه از جنگلي عبور ميكردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغهها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چقدر عميق است، به دو قورباغه ديگر گفتند كه ديگر چاره اي نيست، شما به زودي خواهيد مرد. دو قورباغه اين حرفها را نشنيده گرفتند و با تمام توانشان كوشيدند كه از گودال بيرون بپرند. اما قورباغههاي ديگر، مدام ميگفتند كه دست از تلاش بردارند، چون نميتوانند از گودال خارج شوند و خيلي زود خواهند مرد. بالاخره يكي از دو قورباغه تسليم گفتههاي ديگر قورباغهها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه ديگر با تمام توان براي بيرون آمدن از گودال تلاش ميكرد. هر چه بقيه قورباغهها فرياد ميزدند كه تلاش بيشتر فايده اي ندارد، او مصمم تر ميشد. تا اين كه بالاخره از گودال خارج شد. وقتي بيرون آمد بقيه قورباغهها از او پرسيدند: مگر تو حرفهاي ما را نميشنيدي؟ معلوم شد كه قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فكر ميكرده كه ديگران او را تشويق ميكنند.
نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...
به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!
همیشه 4 امتیاز ۲- هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید ، ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها برآیید؟ همیشه 1امتیاز ۳- آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟ اغلب 1 امتیاز ۴- وقتی کسی شما را عصبانی کند ، در این صورت شما: با عصبانیت در مقابل اومی ایستید 2 امتیاز ۵- معمولا چند مدت طول می کشد که به خواب بروید؟ معمولا تا به رختخواب میروید می خوابید 3 امتیاز ۶- معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟ وقتی ناراحتم و فقط دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند 3 امتیاز ۷- آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟ جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم 4 امتیاز ۸- تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟ خیلی زیاد 4 امتیاز ۹- چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان است؟ تحسین و تشویق دیگران 3 امتیاز ۱۰- از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه: راه و روشی است که هر شخص در زندگی پیش میگیرد 4 امتیاز پاسخ تست روانشناسی سلامت روحی در این صورت باید به شما تبریک گفت. چرا که شما از لحاظ روحی و عاطفی در سلامت کامل هستید و باید به وجود خودتان افتخار کنید. شما توانسته اید با احساسات خود ارتباط خوبی بر قرار کنید . امتیاز بین 24 تا 31 لازم است تا شما در شیوه زندگی خود کمی تجدید نظر کنید ، شرایط روحی شما به طرز نابسامانی در حالت نوسان است و اگر به همین منوال پیش بروید از لحاظ سلامت روحی دچار مشکل خواهید شد. شاید یافتن یک شغل جدید و یا حتی مشاوره کار مفید باشد . امتیاز کمتر از 24 به شما توصیه می شود که به طور جدی تری به فکر سلامت روحی خود باشید و از کمکهای حرفه ای در این راه استفاده نمایید. ممکن است که مشکلی در زندگی خود داشته باشید و نیاز باشد تا برای دستیابی به آرامش و سلامت فکری خود آن مشکل را به نحوی تجزیه و تحلیل نمایید و راه حل مناسبی را برای آن بیابید مطالب ارسالی کاربران
۱- هنگامی که غمگین و ناراحت هستید ، آیا می توانید علت ناراحتی خود را پیدا کنید؟
بیشتر اوقات 3 امتیاز
برخی مواقع 2 امتیاز
به ندرت 1 امتیاز
بیشتر اوقات2 امتیاز
به ندرت 3 امتیاز
هرگز 4 امتیاز
گاهی 2 امتیاز
خیلی کم 4 امتیاز
هیچ وقت 3 امتیاز
به هیچ کس هیچ حرفی نمی زنید 1 امتیاز
همه جا از آن شخص گله و شکایت می کنید 3 امتیاز
به صورت آرام مساله را مطرح نمایید 4 امتیاز
20 دقیقه طول می کشد که بخوابید 4 امتیاز
خواب راحتی ندارید و سر جایتان می غلتید 1 امتیاز
یک ساعت یا بیشتر 2 امتیاز
هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه دارم 4 امتیاز
هر کاری می کنم تا گریه نکنم 1امتیاز
وقتی که تنها هستم 2 امتیاز
افراد کمی در زندگی ام هستند 3 امتیاز
به سختی می توانم با دیگران ارتباط بر قرار کنم 2 امتیاز
تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم 1 امتیاز
زیاد 3 امتیاز
کم 2 امتیاز
اصلا 1 امتیاز
حس درونی خود 4 امتیاز
ترس از شکست 2 امتیاز
زنده ماندن و حفظ حیات 1 امتیاز
اقتصاد جامعه 3 امتیاز
اصولی است که هر کسی از هما کودکی با آن تربیت شده 2 امتیاز
شانس و اقبال فرد است 1 امتیاز
امتیاز بین 32 تا 40
به هر حال شما گاهی به خودتان اطمینان کامل دارید و برخی مواقع قادر هستید تا به احساسات خود به خوبی کنار بیایید .
در پاسخ به سؤال شما دوست عزيز عرض مي شود، در اسناد اسلامي به امر مبارك ازدواج بسيار توجه شده و مورد تأكيد قرار گرفته است. در قرآن كريم ازدواج مايه آرامش خاطر زن و مرد دانسته شده، چنانچه مي فرمايد : "و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها..."(1)يعني "يكي از آيات الهي اينست كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در بر او آرامش يافته و با هم انس مي گيريد."
و حضرت علي ( مي فرمايند : "چون عروس وارد شد، داماد دو ركعت نماز گزارده دست بر پيشاني او كشد و بگويد خدايا همسرم را براي من و مرا براي او مبارك گردان و مادام كه بر ما توفيق خواسته اي زندگيمان را ميمون و مبارك قرار ده، و چنانچه كار به جدايي كشيد درمفارقت نيز خير و خوبي مقدّر فرما."(2)
اما دربارةاينكه مباركترين شب و روز براي ازدواج كدام است در آيات و روايات چنين چيزي به چشم نمي خورد و اگر اين مسأله سود قابل توجه يا ضرر غير قابل جبراني داشت، در آيات الهي يا گفته هاي معصومين به آنها اشاره مي شد، در حاليكه تنها چيزي كه در روايات آمده، اينست كه "شب عروسي كنيد، روز وليمه دهيد."(3)
اما از آنجا كه ائمه اطهار( فرموده اند كه در شاديهاي ما شاد بوده و در ماتم ما غمزده باشيد، بهتر است كه اين مراسم شادي در اعياد برگزار شود، اما منعي درباره اينكه اين مراسم حتي در ماههايي چون محرم و صفر برگزار شود نرسيده، اما ادب اسلامي اقتضاء مي كند كه اگر بخاطر ضرورتي اين مراسم در محرم يا صفر برگزار شد احترام اين ماههاي گرانقدر شديداً مراعات شود.
براي مطالعه بيشتري در اين زمينه به كتاب شريف حلية المتقين، ص69 و همچنين كتاب بهشت خانواده، كتاب ازدواج معصومين( و خيلي از كتابهاي ديگري كه در زمينه ازدواج مي باشند مراجعه نماييد.
منابع و مآخذ :
1. سوره مباركه روم / آيه21
2. ازدواج در اسلام، علي مشكيني، ترجمه احمد جنتي
3. وسائل الشيعه، باب40، خ1
|
اما سئوالات !! مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟ مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟ مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟ مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟ مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟ مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟ مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید." مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.) مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.) مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید. مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید. مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید. |