|
تا حالا به این موضوع فکر کردی که همسر فعلی ت چقدر به مرد یا زن رویاهات نزدیکه؟ من فکر کردم اما واقعیت اینه که درست یادم نمیاد در دوران مجردی دوست داشتم همسر آیندم چه خصوصیاتی داشته باشه.چیزی که هست همسر جان من در حال حاضر ایده آل ترین همسر دنیاست.قبول دارم خوبی و بدی در وجود همه ی آدم ها وجود داره و خیلی تخیلی هست اگه یک نفر رو در خوب بودن به عرش ببریم.شاید اوایل نامزدی گاهی اوقات فکر می کردم بعضی رفتارها یا عکس العمل هاش غیر قابل تحمل و وحشتناک و بسیار بسیار مغرضانه است (خدا از سر تقصیرات همه مان بگذرد جوونی بوده دیگه ) ولی الان به این نتیجه رسیدم که برداشت اون زمان من ناشی از جوسازی های محیطی و عدم آشنایی با همسر جان بوده و بس! مشکلاتی که در زندگی با آن ها مواجه میشویم دو دسته اند: گاهی اوقات تمام توصیفی که از مشکلمان داریم در حد یکی دو جمله است؛ "همسرم هیچ وقت ابراز احساسات نمی کند" یا " همسرم انتظارات غیر منطقی ای از من دارد, او می خواهد من مثل مردهای فیلم های خارجی برای او گل بخرم یا ابراز احساسات کنم". با شنیدن این جملات معمولا در جمع فامیل یا دوستان, سیلی از راه حل های مختلف است که سرازیر میشود. به خانم پیشنهاد می دهند تا چطور همسرش را تشویق کند آن طور که او می خواهد ابراز احساسات کند و به آقا یاد می دهند که چگونه در مقابل تحمیل عقاید و نظریات همسر مقاومت کرده و بتواند خودش باشد. یا اگر دلسوزی پیدا شود به او می گوید چطور با انجام کار هایی کوچک دل همسرش را به دست آورد و زندگی شیرینی داشته باشند. پس می بینیم که رویاهای ما به خصوص در مورد زن و مرد ایده آل نقش ویژه ای در زندگی مشترک مان دارند. ولی صرف متفاوت بودن در این بخش به این معنا نیست که چون همسر جان من, زن یا مرد رویاهایم نیست پس باید از او جدا شوم. قطعا جدا شدن اولین و ساده ترین راهی است که به ذهن بعضی ها می رسد چرا که صحبت کردن از رویاها و خواسته ها برای بسیاری افراد کاری سخت و حتی غیر ممکن است! و اما راه حل: سفر به دنیای رویاها نتیجه گیری!! |
|
بىترديد آنچه مطرح شد، مشكل بسيارى از جوانان جوياى آرامش عصر حاضر است؛ هر چند گروهى جرأت پرسيدن و چاره جويى ندارند. احساس مسؤوليت شما خواهر گرامى قابل تقدير و تحسين مىنمايد. ناگفته پيداست، پرداختن به علل و عوامل وضع موجود در حوصله اين چند سطر نمىگنجد. آنچه مسلم است و شما نيز در نامهتان به آن اشاره كردهايد، سبب مهم بىحوصلگى، خستگى، نداشتن شور و اشتياق به درس و برنامههاى مختلف، احساس تنهايى و عدم تأمين يكى از نيازهاى اساسى است. روان شناسان بر اين باورند كه انسان در هر مرحلهاى از حيات خويش به محبت نياز دارد و علاقهمند است ديگران دوستش بدارند. اين نياز، پس از سن بلوغ، تبلور فزونتر مىيابد و لزوم ارتباط با جنس مخالف آشكار مىگردد. تنها راه قابل قبول ابراز محبت و برقرارى دوستى ميان زن و مرد، ازدواج است. پس ازدواج پاسخ يكى از نيازهاى اساسى انسان در مرحلهاى خاص از زندگى است. با ازدواج كانونى ايجاد مىشود كه در آن زن و مرد احساس آرامش مىكنند؛ انگيزه ادامه زندگى مىيابند و بىحوصلگى، خستگى، و احساس تنهايىشان از ميان مىرود. نياز به امنيت خاطر، نياز به معاشرت، نياز به درد دل كردن، نياز به تشويق و تمجيد، نياز به مقبوليت و جلب توجّه و نياز به محبت در سايه ازدواج تأمين مىشود. اين نيازها، اگر به درستى و به موقع ارضا نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، نابسامانىها و زيانهاى فراوان پديد مىآورند. بنابراين، ازدواج از عوامل اصلى آرامش و سكون و تعادل است. ازدواج به زندگى زن و مرد جهت مىبخشد و مرد و زن نگران، مضطرب و سركش را رام ساخته، اسباب حفظ سلامت تن و روانشان را فراهم مىآورد. ويل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمين، درباره ازدواج مىنويسد: «اگر راهى پيدا شود كه ازدواج در سالهاى طبيعى انجام گيرد، بيمارىهاى روانى و فحشا، احساس تنهايى و گوشهگيرى ناپسند و انحرافات جنسى كه زندگى را لكه دار كرده است، تا نصف تقليل خواهد يافت.» http://rss.nahad.ir/QAForm.aspx?ID=2656 |
گفته میشه «بیل گیتس»، رئیس «مایکروسافت»، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای آمریکا، خطاب به دانشآموزان گفت:
«در دبیرستان خیلی چیزها را به دانشآموزان نمیآموزند»
او هفت اصل مهم را که دانشآموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند، بیان كرد.
این اصول به شرح ذیل است:
اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آن که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغالتحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوقالعاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر میکنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار « یک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما میرسد، ملالآور نبودند
There are a few things that can be done in times of grave emergencies. Your mobile phone can actually be a life saver or an emergency tool for survival.

مواردی وجود دارد که می توان در مواقع فوری خطرناک انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.
Check out the things that you can do with it:
مواردی را که می توانید با موبایل انجام دهید را ببینید.
FIRST Emergency
اول وضعيت فوق العاده
The Emergency Number world-wide for Mobile is 112. If you find yourself out of the coverage area of your mobile; network and there is an emergency, dial 112 and the mobile will search any existing network to establish the emergency number for you, and interestingly this number 112 can be dialed even if the keypad is locked. Try it out.
شماره تلفن وضعيت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعيت فوق العاده برای شما برقرار کند. و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.
SECOND Have you locked your keys in the car?
دوم آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟
Does your car have remote keyless entry? This may come in handy someday. Good reason to own a cell phone: If you lock your keys in the car and the spare keys are at home, call someone at home on their mobile phone from your cell phone. Hold your cell phone about a foot from your car door and have the person at your home press the unlock button, holding it near the mobile phone on their end. Your car will unlock. Saves someone from having to drive your keys to you. Distance is no object. You could be hundreds of miles away, and if you can reach someone who has the other 'remote' for your car, you can unlock the doors (or the trunk).
آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید قفل بازکن را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید.
Editor’s Note: It works fine! We tried it out and it unlocked our car over a mobile phone!
یادداشت نویسنده: این مورد کار می کند. ما آنرا امتحان کرده ایم و قفل ماشین را از طریق یک تلفن موبایل باز کرده ایم.
THIRD Hidden Battery Power
سوم قدرت باطری مخفی شده
Imagine your mobile battery is very low. To activate, press the keys *3370#.Your mobile will restart with this reserve and the instrument will show a 50% increase in battery. This reserve will get charged when you charge your mobile next time.
در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای *3370# را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازي مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.
FOURTH How to disable a STOLEN mobile phone?
چهارم چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟
To check your Mobile phone's serial number, key in the following digits on your phone: * # 0 6 # A 15 digit code will appear on the screen. This number is unique to your handset. Write it down and keep it somewhere safe. When your phone gets stolen, you can phone your service provider and give them this code. They will then be able to block your handset so even if the thief changes the SIM card, your phone will be totally useless. You probably won't get your phone back, but at least you know that whoever stole it can't use/sell it either. If everybody does this, there would be no point in people stealing mobile phones.
برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید: * # 0 6 # A 15. یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدیدن موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.
برگرفته از سایت یزدفردا
به خاطر داشته باشید نور ، زندگی را به سمت خود جذب می کند . هر چه شما روشن بین تر باشید ، انسان ها ، بیشتر شیفته ی شما خواهند شد . آن هم نه برای موها یا لباس هایتان ، بلکه به سبب عشقتان که می درخشد و پرتوافشانی می کند . چنانچه سرشار از عشق باشید افراد مناسب را به سمت خود جذب خواهید کرد . کسانی که آمادگی عشق را ندارند و مهیای آن نیستند ، شما را نخواهند دید . زیرا تحمل درخشندگی و نورانی بودن شما را ندارند . نورانی بودن شما ، چشم آن ها را می زند . درست مانند خفاشانی که از نور گریزان و فراری اند .
پس چنانچه تشنه ی عشق ، محبت و توجه هستید ، سعی کنید آن را در خودتان بجویید و پیدا کنید . روی خودتان کار کنید ، مدیتیشن کنید ، کتاب بخوانید ، در سمینارهای رشد و تغییر شخصیت شرکت کنید . هر کاری لازم شد انجام دهید تا عشق را نخست در درون خودتان پیدا کنید و دیگران نیز آن را روی صورت و چهره ی شما مشاهده نمایند . این همان عاشق بودن است . عاشق بودن به این معناست که همواره در حالتی از عشق غوطه ور باشید . نه اینکه عاشق کسی باشید . عشق حقیقی و راستین نیز همین است . سپس کسی را برای خود بیابید که او نیز مانند شما از درون غنی و عاشق باشد . می توانید عشق خود را با یکدیگر سهیم شوید . اگر دو نفر را که از قبل عاشق بوده اند ، بیاورید و در یک رابطه و ازدواج قرار دهید ، رابطه و ازدواجی فوق العاده خواهند داشت . هرگز مجبور نیستید کسی را پیدا کنید و سپس با عشق درون خودتان تماس برقرار کنید . این نوع از عشق یک شبه اتفاق نمی افتد . این گونه عشق ، نوعی مرام ، منش و رفتار است . می توان گفت این نوع متعالی و برتر از عشق طریق است . همه ی ما ظرفیت های فوق العاده و نامحدودی برای عشق و عشق ورزیدن داریم که هرگز از آن استفاده نمی کنیم . چنانچه عشق را در درون خودتان ایجاد کنید ، معشوق را نیز به راحتی خواهید یافت . اما این میسر نخواهد بود مگر آنکه نور و روشنایی را در درون خودتان یافته باشید . اگر باتری هایتان ضعیف و سولفاته باشند چراغ هایتان تا دو خیابان آن طرف تر را بیشتر روشن نخواهند کرد ؛ چنانچه قوی و شارژ شده باشند نورشان تا آن طرف کهکشان را نیز روشن خواهد ساخت . به طوری که هر چیز را در مسیر آن خواهید دید .
حال این موضوع که چگونه خود را از درون غنی سازیم و باتری هایمان را شارژ کنیم ، موضوع دیگری است که در جایی دیگر به آن خواهیم پرداخت . اما می توانید شب ها در رختخواب یا در جای دیگری که مدیتیشن می کنید یا در مکانی که به نوعی برایتان مقدس و محترم است بنشینید ، چشم هایتان را ببندید و در درون خودتان تعمق کنید و سعی نمایید منبع و سرچشمه ی عشق درونتان را بیابید و آن را با تمام وجود احساس کنید و در آن آبتنی کنید تا خود را از آن سرشار و لبریز سازید و سپس رویاها ، خواسته ها ، نیازها و تمناهای درونی تان را آشکارا ببینید و حس کنید و در سکوت – در سکوت اقتدارفراوانی نهفته است – نور و روشنایی را ببینید که از هر سو بر شما تابیده می شود و شما را دربرمی گیرد . سپس فرم و شکل خارجی معشوق و زوج الهی خود را در آن ببینید و تجسم کنید . هرگز مجبور نیستید سعی کنید صورت او را ببینید یا او را در جا و مکان خاصی نظیر محل کار یا ... ببینید . فقط او را در خیال خود مجسم کنید و حضورش را احساس کنید . سپس تمام نور و روشنایی و انرژی را که پیرامون خود می بینید روی او متمرکز کنید . درست مانند کانون عدسی یا آینه ی مقعر .
توجه داشته باشید که هرگز لازم نیست این تصور یا تجسم شما ، کسی باشد که او را می شناسید . سپس از قلب خودتان با او حرف بزنید . گویی با معشوق و زوج الهی خود حرف می زنید . به او بگویید که منتظر ورودش هسنید و دلتان برای دیدارش تنگ شده است . به او بگویید که انتظار وصالش را می کشید . به او بگویید : "هر شب همین جا دراز می کشم و در عطش دوری و فراق تو می سوزم . می خواهم خودت را به من نشان دهی ؛ خود را برای ملاقات تو مهیا و آماده کرده ام ؛ به تو نیاز دارم . هرجا که هستی خودت را به من نشان بده . راه درازی پیموده ام تا مهیای وصالت باشم . می دانم قبلا تو را دیده ام و از قبل می شناسم . لطفا به سوی من برگرد . ویژگی های زیادی را برای نشان دادن به تو در خود رشد داده ام . می خواهم باهم باشیم می خواهم ...، می خواهم ..."
فراموش نکنید که همه ی این حرف ها را در سکوت قلب خود با او بازگو کنید . با زبان روحتان که همان سکوت است ، با او حرف بزنید . خواهید دید که انرژی فراوانی را در وجود خود احساس خواهید کرد . می بینید که امری فراتر از یک تخیل ، تصور یا تجسم ساده در جریان است . چنانچه این تمرین را با قدرت و تمرکز کافی انجام دهید ، احساس خواهید کرد چیزی از وجود شما خارج می شود ، تولد می یابد و دوباره به درونتان کشیده می شود . ممکن است میدان هایی خاص از انرژی را احساس کنید که شما را به معشوق و زوج الهی تان – هر کجا که هست – متصل و مربوط می سازند . اگر تمرکز و اقتدار خوبی داشته باشید ، ممکن است حتی پیش از آن که او را در جهان خارج ببینید ، ارتباطی درونی با او آغاز کنید و به گونه ای شگفت انگیز با او احساس مؤانست و آشنایی کنید . آن چنان واقعی در تصورات و تخیلات خود او را پرورانده و خلق کرده اید که به سادگی شناساییش خواهید کرد . می توانید این تمرین را منظم و مرتب هر شب انجام دهید یا در مواقع خاص یا مناسبت های ویژه یا در تعطیلات خود آن را تمرین کنید . مواقعی که احساس تنهایی می کنید ، با این کار پیام هایی را به فرد مورد نظر خود مخابره می کنید .
لحظه ای بایستید و آن فرد یا انرژی را در تجربه و ادراک خود وارد کنید و همان جا رابطه ای را با او آغاز نمایید . قلبتان را به رویش بگشایید . این کار قلب شما را پالایش خواهد کرد . این تمرین را انجام دهید . از نتایج آن شگفت زده خواهید شد !
ممکن است کمی عجیب و غریب و مصنوعی به نظر آید اما خواهید دید که از درون اغنا می شوید و احساس بسیار خوبی در شما ایجاد می شود . عشق را به تاخیر نیندازید . همین حالا آن را حس کنید . همین الآن کسی شما را دوست دارد ، چه بدانید و از آن آگاه باشید و چه نباشید . خودتان هم بی گمان کسی را دوست دارید . چه خودتان بدانید و چه ندانید . پس کافی است فرصت و امکان آن را به خود بدهید تا چیزی را که از قبل شروع شده است و همچنان نیز جریان دارد احساس کنید . در ابتدا ممکن است پنهان باشد . اما چنانچه قابلیت و توانایی خود را در لمس کردن آنچه نادیدنی است به کار بندید ، خواهید دید که حسی از عشق ، چنان شما را از خود اغنا و سرشار خواهد ساخت که هرگز نظیر آن را درک نکرده بودید . هنگامی که آن فرد را در فرم فیزیکی و جسمانی نیز دیدید و ملاقات کردید ، خامه ی روی کیکتان را هم یافته اید ! کیکی که از مدت ها قبل پخته و خمیرمایه اش را از درون خودتان زده بودید .
«موطن آدمی در قلب کسانی است که دوستش میدارند.»
کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود/ انسان با نخستین درد/ - در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمیکرد- / من با نخستین نگاهً تو آغاز شدم.»
«در حیرتم از گفت وگویی عبث با باد، که همه چیز را در هم آشفته است و سخنی بی حاصل با خاک، که پیوسته میپاید و واژه های خود را میخورد.» این را از قول پاز گفتم. البته نباید یک طرفه قضاوت کنیم. بالاخره هر کس دلیل های خاص خودش را دارد. همیشه باید به تمام شرایط که ماجرا را به جاهای ناخوشایند میکشاند، توجه کرد. ما که نمیدانیم چه اتفاق هایی افتاده است.
امیلی دیکنسون گفته؛
بهای هر لحظه وجد را باید با رنج درون پرداخت
به نسبتی سخت و لرزآور به میزان آن وجد
بهای هر ساعت د لپذیر را با سختی دلگزای سال ها...
انسان بدون رنج انسان نمیتواند باشد. راستی، هرگز هیچ کس نتوانست رنجی را که در عمق جان شاملو بود بیرون بکشد. همواره آن را در سکوت با خود داشت...

