|
|
1- نياز كمتر براي مراجعه به پزشك : يكي از فرضيه هاي توجيهي براي اين مزيت اين است كه افرادي كه داراي ارتباط خوب با يكديگر هستند بهتر از خود مراقبت مي كنند. بهترين دوستان شما به شما انگيزه حفظ رژيم غذايي سالم را مي دهند.
2- افسردگي و سوء مصرف دارويي كمتر : تحقيقات ثابت كرده كه ازدواج و تاهل باعث كاهش ميزان استرس در مردان و زنان مي شود وميزان مصرف مواد مخدر و نوشيدني هاي غير مجاز را به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد.
3- كاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد يكي از عوامل تاثير گذار بر فشار خون مي باشد و اين مقدار را در حد ايده الي حفظ مي كند.
4- كاهش اضطراب: اين افراد به دليل توليد دوپامين بيشتر كمتر دچار اضطراب مي شوند.
5- كنترل طبيعي درد: مطالعات MRI بر روي زوجها ثابت كرده كه فعاليت بخشي از مغز اين افراد در كنترل درد چشمگير تر مي باشد.
6- مديريت بهتر استرس: افرادي كه توسط ديگري حمايت مي شوند و ديگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرايط استرس زا به طور معقول تري برخورد مي كنند.
7- كاهش ميزان سرماخوردگي: افرادي كه داراي روابط عاشقانه هستند كمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگي مي شوند و در نتيجه سيستم ايمني آنها ارتقا مي يابد و در برخورد با عوامل ويروسي و سرما كمتر دچار بيماري خواهند شد.
8- التيام سريعتر: سرعت التيام زخم يكي ديگر از قدرت هاي حاصل از روابط عاشقانه است كه البته با انجام آزمايش صحت آن تاييد شده است.
9- افزايش طول عمر: سرعت مرگ و مير افراد مجرد به هر دليل ممكن 58% بيشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگي با ميزان كاهش انزواطلبي در ارتباط است. تنهايي و انزوا طلبي يكي از دلايل اصلي مرگ و مير مي باشد.
10- زندگي شادتر: يكي از بارزترين مزاياي عشق، لذت و شادي است. شادي حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق بيشتر از درآمد قابل توجه شادي آور و لذت بخش است.
1) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین 2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز 3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – ناشناس 4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری 5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –هانس نوون 6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن 7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس 8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر 9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." – فرانکلین پی جونز 10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه
عشق چنان زيباست كه اگر تو عشق بورزي، لذت مي بري! هر چقدر عاشق تر باشي، دوست داشتني تر مي شوي. هر چه كمتر عشق ورزي، به ديگران توصيه مي كني كه دوستت داشته باشند، جذابيت كمتر وكمتر خواهد شد و خودت بسته تر و بسته تر شده و به نفس محدود مي شوي چنان زود رنج مي شوي كه اگر هم بخواهد به تو عشق بورزد مي ترسي. چون در عشق، هر كسي امكان كناره گيري دارد. اين فكر در وجودت ريشه مي دواند كه هيچكس به تو عشق نمي ورزد، چطور كسي مي تواند ذهنيت تورا تغيير دهد؟ اين توهم در تو شكل مي گيرد كه آيا عشق او حقيقي است؟ آيا قصد فريب دارد؟ حتماً بايد آدم حقه باز و دورويي باشد، عشقش هم دروغ است. تو اين طوري خودت را محافظت مي كني، اجازه نمي دهي كسي تو را دوست داشته باشد. تو هم ديگران را دوست نداري، پس ترس به وجود مي آيد و اينطوري در دنيا تنها مي شوي، چنان بي كس كه هيچ كس سراغت نخواهد آمد.
در زندگي هيچ چيز مجاني به دست نمي آيد. و اگر به دست آمد، به درد نمي خورد. تو بايد بابت آن بهايي بپرداري و هر قدر بهاي بيشتر بپردازي، بيشتر از دستش خلاص مي شوي. اگر بتواني همه ي زندگي ات را بر سر عشق به مخاطره بيندازي، دست آورد فوق العاده اي عايدت مي شود. عشق تو را به خودت باز مي گرداند...
|
داستان فرشته نوشته: هانس كريستين اندرسون (1184 - 1254 هجري شمسي)
مترجم: هدا مؤذن +
{منبع}
وقتي كودك خوبي مي ميرد يك فرشته از بهشت به زمين مي آيد، و كودك مرده را در آغوش ميگيرد... بال هاي بزرگ و سفيدش را باز مي كند و از بالاي هر چيزي كه كودك به آن ها عشق مي ورزيده پرواز ميكند...، فرشته يك مشتِ پر گل مي چيند، و آن ها را به بالا، به پيش قادر مطلق، مي برد. آن ها ميتوانند، در بهشت زيباتر از زمين شكوفه بدهند، و خداوند همه آن گل ها را به قلب خود مي فشارد. اما او آن گلي را كه بيشتر از همه دوست دارد را مي بوسد... و سپس به آن گل صدا عطا مي كند تا در بزرگترين هم سرايي ستايش خداوند شركت كند...
پايان
يادداشت مترجم:
|
ابله اثر داستايوفسكي
برادران كارامازوت اثر داستايوفسكي
جنايات و مكافات اثر داستايوفسكي
كليله و دمنه تلخيص عبدالعظيم قريب
اوپانيشاد مجموعه نوشته هاي ديني از مصارف هند
گيتا ، يابها كاواوگينا مهمترين كتاب ديني و عرفاني هند
كليله و دمنه نصرالله منشي چاپ عبدالعظيم قريب
نمايشنامه شاكونتالا اثر كالبداسا نويسنده هندي ترجمه علي اصغر حكمت به فارسي
مهابهارات حماسه مذهبي هندوان
رامايانا حماسه مذهبي هندوان
بودا مجموعه سخنان بودا
فائوست اثر گوته ترجمه دكتر اسدالله مبشري
تاريخ ادبيات انگليس دكتر صورتگرافسانه هاي كاتربري از چالر
ديويد كاپر فيلد اثر چارلز ديكنس
آيوانهو سروالتر اسكاتبهشت گمشده اثر جان ميلتون
چهار رساله ( چهار رساله از افلاطون ) ترجمه محمد حسن لطفي
ماجراهاي جاودان در فلسفه ترجمه مرحوم دكتر شهسا
جمهوريت اثر افلاطون ترجمه فوآد روحاني
اساطير يونان بول فينچ
اساطير يونان هاميلتون ماتولوژي
اساطير يونان به فارسي فرهنگ اساطير يونان و روم
انديشه ها اثر مارکوس اورليوس
ذهن تازه امپراطور پن روز
روح القوانين منتسكيو
كنفسيوس مجموعه نصايح و معارف
خلاصه شاهنامه فردوسي محمد علي فروغي
گزيده فيه مافيه مولانا_ كتاب مقالات مولانا ، حسين الهي قمشهاي
گزيده منطق الطير عطار ، معرفي عطار و هفت شهر عشق ، حسين محي الدين قمشه اي
گلشن راز اثر شيخ محمود شبستري ، مقدمه و توضيحات ، حسين محي الدين قمشه اي
پنج گنج نظامي : تصحيح و شرح از وحيد دستگردي درسه جلد يا در هفت جلد چاپ اول
متن مثنوي مولانا جلال الدين رومي چاپ كلاله خاور
گلستان سعدي با شرح دكتر خزايلي
بوستان سعدي با شرح دكتر خزايلي
ديوان حافظ ، تصحيح و مقدمه دكتر حسين قمشه اي
ديوان شمس غزليات مولانا ، چاپ فروزانفر
ديوان كامل سعدي چاپ محمد علي فروزانفر
هزار سال نثر پارسي كريم كشاورز
داستانهاي دل انگيز ايراني زهرا خانلري
سوگ سياوش شاهرخ مسكوب
رستم و اسفنديار شاهرخ مسكوب
مولوي چه مي گويد استاد جلال همايي
سر ني دكتر زرين كوب
پله پله تا ملاقات خدا دكتر زرين كوب
پانزده گفتار اثر مجتبي مينوي
سه حكيم مسلمان دكتر نصر
نامه هاي عين القضات همداني
مجموعه آثار فارسي شيخ شهاب الدين سهروردي
اشارات ابن سينا بخش الهيات
گنجينه آشنا دكتر حسين الهي قمشه اي
مجموعه كيميا دكتر حسين الهي قمشه اي
گاتها رساله نوشته هاي زرتشتي
تاريخ تصوف در اسلام دكتر قاسم غني
كتاب مقدس ترجمه كليساي انجيلي تهران به فارسي و ترجمه جديدي كه اخيراً صورت گرفته به فارسي
شرح احوال و آثار حافظ در دو جلد دكتر قاسم غني
نسخه چاپ هند كه شامل غزليات بسياري است غير از آنچه در چاپ فروزانفر آمده است .
جهار مقاله اثر نظامی عروضی سمرقندی
فرهنگ گفته ها درباره موسيقي
انسان الكامل محمد رسالات از عزيزالدين نسفي
فصوص الحكم محي الدين عربي
ابن عربي طريق معرفت از ويليام چيتيك
تخيل خلاق ابن عربي هانري كريستين
فصوص الحكم فارابي
المنقذ من الضلال غزالي
كيمياي سعادت غزالي
حدايق الحقايق تفسير سوره يوسف
نهج البلاغه ترجمه و تفسير فيض الاسلام به فارسي شرح ابن ابي الحديد عربي
صحيفه سجاديه ترجمه و تفسير الهي قمشه اي
دعاهاي معتبر از كتاب مفاتيح و ساير كتب دعا با ترجمه الهي قمشه اي
نفاس الفنون در سه جلد شامل دوره مختصري از كليه علوم و معارف اسلامي
انسان الكامل محمد رسالات از عزيزالدين نسفي
دعاي كميل- دعاي صباح دعاي سحر - دعاي ابوحمزه ثمالي - دعاي جوشن كبير
قرآن متن عربي ترجمه فارسي الهي قمشه اي ترجمه انگليسي آربري و جرج سيل
دنياي رياضيات در چهار جلد تاليف جيمز نيومن
ليتراري كوتيشن
شهر خدا
سير حكمت در اروپا محمد علي فروغي ( در سه جلد جيبي ) يا در يك جلد قطع وزيري
لذات فلسفه اثر ويل دورانت ترجمه زرياب خويي
تاريخ فلسفه اثر ويل دورانت ترجمه زرياب خويي
رومي طريق عشق از ويليام چيتي
انسانهایی كه هدف دارند حتا راه رفتنشان هم با ديگران فرق دارد. حتا حركات چشمشان هم بي هدف نيست. از دور مي توان تشخيص داد كه كدام انسان دارد وقت تلف مي كند و كدام آمده تا كار بزرگي انجام بدهد. در خيابان دقت كنيد و ببينيد چقدر انسانها سوار بر پاهايشان مي شوند و بي هدف راه مي روند. در عين حال به وقار راه رفتن بزرگان دقت كنيد.
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................

اي به زمين بر، به فلك نازنين
نازكش ات هم فلك و هم زمين
ما موجودات خاكي نيستيم كه به بهشت مي رويم. ما موجودات بهشتي هستيم كه از خاك سر بر آورده ايم
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
تنها مانع موجود بر سر شادماني و نشاط، اعتقاد شما به وجود مانع بر اين راه است. به همين دليل راه را اشتباه مي رويد و گرفتار مشكل مي شويد.
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
در سکوت فکرت، صدای خدا وجود دارد که دائم می گویدت: " آه ...عشق من"
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
بدن ما نسبت به برنامه ریزی در راه عشق پاسخ مثبت نشان می دهد و عمر انسان طولانی تر میشود
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
چه فروشگاهی بهتر از فروشگاه این عالم هست!؟
وقتی یک دانه ی گیاه میکاری، هزاران هزار دانه میشود، همه اش برای تو.وقتی یک گل به کسی میدهی، هزاران هزار گل از دیگران میگیری؟ می دانی عزیز ، تو روی گنج داری زندگی میکنی و امیدوارم این را بدانی.
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................

سليمان باش و دستور بده. به خشمت بگو : برو اونطرف وايسا. برو و بر سر تكبرم خالي شو. به قهرت بگو: شما بفرماييد و بين من و جناب دروغ قهر برقرار كنيد. به ديو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه ، من غلام ِ تو نيستم. تو غلام مني. مانند سليمان مُـلك وجودت را فرمانروايي كن
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................

مشکل فرصتیست تا چیزی مسی در وجودت را به طلای ناب تبدیل کنی
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
کسی که بینایی را خلق کرده است، یقینا بیناست . یک کور نمی تواند بینایی را خلق کند. پس او تو را می بیند. از او کمک بخواه
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
انسانها معمولا ما را تشویق می کنند که به بهای از دست دادن کنجکاوی، احتیاط را بر گزینیم و به قیمت از دست دادن ماجراجویی ، به امنیت متوسل شویم، از مجهولات بپرهیزیم و پا به وادی ناشناخته ها نگذاریم. ولی به این حقیقت توجه کنیم که زندگی که در آن لذت کشف کردن نباشد، حتما طعمی امتحان شده دارد و تکراریست...بروید و عالمهای ناشناخته را در وادی علم، هنر و موسیقی کشف کنید و لذت ببرید
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
اگر می گویند ذکر کنید ، منظور این نیست که یک تسبیح دستمون بگیریم و بگوییم: یا الله ، یا رحمان ، یا رحیم و ... ،اسم ببریم! اینها ذکر نیست. ذکر اینست که او در کل زندگی ما حضور داشته باشه. اگر یک اسم خدا جمیل است، پس باید در معماریمان باشد، توی رفتارهایمان باشد، تو لباسمون باشد تو ظاهر و باطنمون باید باشد، تو صحبت کردنمون باید باشد. کو جمیل!؟ که تو می گویی من ذاکرم! هر کس ذاکر نباشد به اسماء الله زندگیش سخت می شود، معیشتش تنگ می شود
دکتر حسین الهی قمشه ای
..............................................................
شما میتوانید پنجشنبه ی هر هفته ساعت 23:15 (البته مدتی است با تاخیر یک ساعته پخش میشود) سخنرانی های دکتر حسین الهی قمشه ای را در شبکه ی 4 سیما مشاهده نمائید
شیللر : آن که می تواند نست به نیکی دیگران ناسپاس باشد از دروغ گفتن باک ندارد
امرسون : هرچه ما را محدود می کند اسمش را بخت و اقبال می گذاریم
شکسپیر : کاری که وظیفه و صمیمیت در آن دخالت دارد خلل پذیر نیست
ادیسون : هر که خواهان واقعی چیزی باشد و اشتیاق و آمادگی خطر کردن را نیز داشته باشد
بی گمان پیروز است
دوستان هر چی ازدکتر الهی قمشه اي می دونند اینجا مطرح کنند
با دکتر الهی قمشه اي بيشتر آشنا شويم
مقاله زیر در ماهنامه کانون ایرانیان ویکتوریا، گلبانگ شماره 52 آپریل 2004 منتشر گردیده است
شهر ملبورن بار دیگر افتخار دارد که میزبان عارف، دانشمند و فیلسوف برجسته آقای دکتر الهی قمشه ای باشد. علیرغم فعالیتهای بسیار، برنامه روزانه پر تحرک و طبیعت خستگی ناپذیر ایشان و به رشته تحریر در آوردن بسیاری کتابها و مقالات و ایراد سخنرانی های متعدد در نقاط مختلف دنیا به نظر می رسد که در این دنیای پر هیاهو که سرشار از اطلاعات اغلب بیهوده و با تاریخ مصرف یکی دو روزه است، هنوز بسیاری از مشتاقان ادب و فرهنگ ندای درونی استاد قمشه ای را بگوش جان نشنیده اند. چنین روزهایی که ایشان شخصا در ملبورن در میان ما هستند میتوانند روزهایی تاریخی برای ما بوده و چنانچه ازآنها استفاده مناسب نمائیم شاید زندگی خود را 180 درجه چرخانده و قدمی به شناخت بیشتر خود برداشته و به آنچه برای ما شادی و خوشبختی واقعی می آورد نزدیک تر شویم.
از دیدگاه دکتر قمشه ای امور دنیوی و روزمره زندگی از اهمیت ویژه برخوردار بوده و بخش گیرا و انکار نا پذیری از حیات انسان بر روی کره خاک را تشکیل می دهد. او می گوید مقصود عارفان از "دنیا" تنها فراموشی خداوند و ارزشهای معنوی الهی است و به گفته مولانا:
چیست دنیا، از خدا غافل شدن
نی قماش و خانه و فرزند و زن
اما خوشتر آنکه لحظاتی چند از نگرانی اینکه وقت ندارم و ملال کارهای روزمره و اخبار مضطرب کننده جنگ و تنش و حوادث و اینکه بالاخره اوضاع فلوجه در عراق و موضع مارک لیتهام در مقابل جان هاورد، و اینکه جورج بوش به تونی بلیر چه گفته، قیمت بورس سهام و یااینکه بالاخره دیوید بکهم با چند زن مدل و غیره ارتباط داشته و و و ... براحتی بگذریم و با خیالی آسوده و فکری متمرکز با استاد قمشه ای کمی بیشتر آشنا شویم. آنچه در زیر میخوانیم چکیده ایست از گفتگوهای متعددی که با ایشان در ملبورن داشته ایم.
بیوگرافی
حسین محی الدین الهی قمشه ای فرزند چهارم استاد فقید مهدی الهی قمشه ای و خانم طیبه تربتی در دی ماه 1318 (ژانویه 1940) در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی، متوسطه و دانشگاهی را به ترتیب در دبستان دانش، دبیرستان مروی و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران تا درجه دکتری (Ph.D. In Islamic Philosophy & Theology) به پایان برد و نیز تحصیلات حوزوی و سنتی (Liberal studies) را نزد پدر، و استادان دیگر دنبال کرد. پدر ایشان فیلسوف، مجتهد، شاعر و مترجم برجسته ای بودند و اولین و معتبر ترین ترجمه فارسی قرآن از کارهای ایشان میباشد. دکتر قمشه ای پس از پایان تحصیلات دانشگاهی به کار تدریس در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزش عالی در داخل و بعد ها خارج از کشور پرداخت و در کنار آن به تالیف و ترجمه در زمینه عرفان و ادبیات و زیبائی شناسی مشغول شد. وی در سال 1358 قریب یکسال نیز ریاست کتابخانه ملی ایران را عهده دار بود.
تحصیلات حوزوی یا سنتی یا همان Liberal Studies شامل دوره کامل دروس و مباحث اسلامی میباشد از جمله: اخلاق(Ethics)، منطق(Logic)، فلسفه و کلام(Theology)، فقه اسلامی(Islamic jurisprudence) ، زبان و ادبیات عرب، ادبیات فارسی با تمرکز بر شعرای عرفانی منجمله نظامی، مولانا، سعدی، حافظ، و شبستری.
ایشان دارای همسر و دو فرزند، یک پسر و یک دختر بنامهای شاهد و شادی می باشند. همسر ایشان دارای درجه دکتری در رشته علوم و صنایع غذایی بوده و استاد دانشکده پزشکی شهید بهشتی و موسسه علوم و صنایع غذایی و تغذیه و بهداشت میباشند. وی مولف و مترجم کتابها و مقالات در زمینه علوم غذایی نیز میباشد.
دکتر قمشه ای شاغل هیچ شغل رسمی نیست و کارش بیشتر به تدریس آزاد در دانشگاهها و مراکز فرهنگی و تالیف و ترجمه کتاب گذشته و می گذرد.
همه آموزش های او در ایران صورت گرفته و زبان انگلیسی، عربی، فرانسه و غیره را نیز در ایران آموخته است. ساکن تهران است و سالی یکی دو بار به مدت سه تا چهار هفته برای ایراد سخنرانی به کشور های خارج سفر می کند. وی در اکثر کشورهای اروپایی، کانادا، آمریکا، انگلیس، هند، تاجیکستان، و استرالیا (ملبورن، سیدنی، بریزبین) سخنرانی داشته است.
ایشان به موسیقی ارادت خاص دارد و آنرا بیش از سایر هنر ها در سخنرانیهای خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشویق نموده است. او میگوید فرهنگ نور الهی است، از هرکجا بتابد آنجا مشرق است.
پیام آور عشق، استاد قمشه ای، با خستگی ناپذیری تحسین بر انگیزش همواره پیک آشنایی ایرانی و غیر ایرانی با فلسفه و ادبیات غنی عرفانی ایران بوده و در این راستا در دانشگاههاو مراکز علمی فرهنگی بیشماری در ایران و خارج از ایران تدریس و سخنرانی داشته که از آن میان میتوان تدریس فلسفه، عرفان، ادبیات، و هنر در دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای ایران و همچنین دانشگاههای لندن، آکسفورد، هاروارد، پرینستن، و برکلی کالیفرنیا را نام برد.
مجموعه سخنرانی های ایشان در Temenos Academy لندن بین سالهای 1994 تا 1996 در باره هنر و حکمت داستانسرایی در مثنوی، هفت داستان در زیر هفت گنبد از حکیم نطامی، عطار، و قرآن نیز نمایانگر اعتبار جهانی این فیلسوف عاشق می باشد.
دکتر قمشه ای همچنین با هنر هایی چون نقاشی و موسیقی و خوشنویسی از نزدیک آشنایی دارد و گاهگاهی در زمینه خوش نویسی آثاری از او به نمایش گذاشته شده است. ایشان به موسیقی ارادت خاص دارد و آنرا بیش از سایر هنر ها در سخنرانیهای خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشویق نموده است. به قول یکی از موسیقیدانان هیچیک از سخنرانیهای دکتر قمشه ای نیست که در آن نکته ای در باره موسیقی نباشد.
دکتر قمشه ای از حافظه درخشانی برخوردار است و به نظر می رسد که قرآن را تقزیبا از حفظ دارد و با مثنوی و حافظ و نظامی و فردوسی چنان است که گویی دیوان آنها در پیش روی او گشاده است و بخصوص گلشن راز شیخ محمود شبستری تماما در خاطر اوست. وی همچنین در ادبیات انگلیس و عرب نیز می تواند ساعتها از حفظ ، اشعار و قطعاتی را بازگو کند.
دکتر قمشه ای اغلب روی این نکته تاکید دارد که اگر جاذبه ای در سخن او هست امتیازش به سعدی و حافظ و مولانا و بزرگان شرق و غرب باز می گردد و او تنها خود را توزیع کننده بخشی از فرهنگ جهانی در میان وارثان آن می داند.
دکتر قمشه ای امیدوار است که نسل جدید با توجه به امکانات شگفت انگیز ارتباطی امروزه و با استفاده از آخرین پیشرفتهای تکنولوژیکی بتوانند چراغ فرهنگ جهانی را روشن نگه دارند و نصیحت فردوسی را بجای آورند که فرمود:
به گفتار دانندگان راه جوی
به گیتی بگرد و به هر کس بگوی
در بیان پیوند بین عرفان و علم و تکنولوژی نظر ایشان، طبق سخنرانیهای مفصلی که در این زمینه داشته اند، این است که تکنولوژی حاکمیت انسان بر دیو های بیرونی یعنی نیروهای سرکش طبیعی است و عرفان حاکمیت انسان بر دیو های درونی مانند حرص و کبر و کینه و امثال آن است. بدین سان عرفان و تکنولوژی در هدف با هم بسیار نزدیکند و می توان و باید در میان غوغای تکنولوژی عارف نیز بود.
جوانان
استاد قمشه ای معتقدند که جوانان با ارزش ترین سرمایه هر جامعه بوده و در این دنیای پر آشوب که رسانه ها و مراجع گوناگون باعث بوجود آمدن پدیده مضر انباشت و آلودگی اطلاعاتی گردیده اند، ما میبایست با تمام نیرو به یاری آنان شتافته و راهی نو در پیش پای آنها نهیم و صدایی و نوایی تازه به گوش آنها برسانیم تا حد اقل آنان حق انتخابی دیگر نیز داشته باشند. به همین سبب استاد قمشه ای طرحی برای پرورش فکری و فرهنگی جوانان در دست تهیه دارند با عنوان سرمایه گذاری فرهنگی. این طرح شامل خلاصه سازی کتابهای بزرگ جهان بر مبنای قضاوت منقدان بین المللی، ارائه مقالات و اشعار برجسته دنیا و معرفی شیوه های مطالعه برای کسب فرهنگ جهانی می باشد. کتاب 365 روز با سعدی ایشان از این گروه کتاب است که چاپ گردیده و کتابهای دیگر 365 روز در صحبت شکسپیر، 365 روز با ادبیات انگلیس (در قلمرو زرین)، 365 روز در صحبت مولانا، و 365 روز در صحبت قرآن نیز در دست چاپ می باشند. در کتاب 365 روز در صحبت قرآن علاوه بر ارائه و ترجمه و تفسیر امهات (آیات کلیدی) کتاب آسمانی، دایره وسیع تاثیر قرآن بر ادب پارسی نیز به اختصار خاطر نشان شده است.
سخنرانی های وی که از کانال 4 تلویزیون ایران و بعضا از تلویزیون جام جم پخش می گردد نیز در میان جوانان طرفداران بسیاری دارد.
سخنرانی های تلویزیونی
استاد قمشه ای از حدود سی سال پیش یعنی پس از در گذشت شادروان مهدی الهی قمشه ای تاکنون در دانشگاهها و مراکز فرهنگی و فرهنگسراها به ایراد سلسله سخنرانی هایی در باره بزرگان ادب پارسی و مباحث زیبایی شناسی در هنر و فلسفه و اخلاق اجتماعی پرداخته است. سخنرانیهای اخیر ایشان، از سال 1997یعنی حدود هفت سال است که بصورت هفتگی از تلویزیون ایران پخش می شود. البته چنانچه اشاره شد سخنرانی ها برای تلویزیون یا مصاحبه و شرکت در برنامه های تلویزیونی یا رادیویی انجام نمی پذیرد بلکه پس از انجام سخنرانی در مراکز یاد شده تلویزیون ایران در صورت تمایل و با کسب اجازه سخنران آنها را پخش می کند.
طبق آمار مجله سروش، سخنرانیهای ایشان پر بیننده ترین برنامه ها بعد از اخبار بوده و حتی از برنامه های ورزشی و سریال های تلویزیونی نیز بینندگان بیشتری دارد. از خصوصیات جالب این سخنرانیها تنوع بینندگان است که از نوجوانان تا سالخوردگان و از عامه مردم تا خواص را در مشاغل گوناگون و با مواضع اجتماعی و مذهبی متفاوت شامل می شود.
اسلام
استاد قمشه ای اسلام را با دید عرفانی می نگرد و معتقد است که احکام دینی در همه ادیان الهی از جمله اسلام باید چنان تفسیر شود که با فطرت الهی انسان هماهنگ باشد. چنانکه در قرآن آمده است خداوند انسان را بر فطرت خود آفرید و پیامبر فرموده است هر چه شرع بدان حکم کند عقل نیز بر همان حکم خواهد کرد.
زن از دیدگاه عرفانی
او در باره خانمها نظرات خاص عرفانی دارد از جمله اینکه زن در مقام معشوقی قرار دارد و مظهر معشوقیت و محبوبیت خداوند در روی زمین است. و به همین سبب در ادب تغزلی عرفانی پارسی همه جا معشوق مطلق که خداست در صورت زن وصف می شود و مقصود از دختر پادشاه چین و بت چینی یا دختر چینی جلوه و جمال الهی است.
گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
از گردش او گردش این پرده نبینی؟
تالیفات و مقالات و سخنرانیها
حاصل کار و تلاش خستگی ناپذیر استاد قمشه ای تاکنون مجموعه با ارزشی از صد ها کتاب و مقاله و سخنرانی بصورت صوتی و تصویری می باشد. برای فهرست کامل این مجموعه پر ارزش به وب سایت ایشان www.persianwisdom.com رجوع نمائید.
در ضمن دکتر قمشه ای وعده داده اند که پیش از بازگشت به ایران از استرالیا فهرست یکصد جلد کتاب ممتاز جهان را در اختیار کانون ایرانیان ویکتوریا قرار دهند. این لیست بزودی روی وب سایت کانون www.iranian-vic.org.au وهمچنین وب سایت ایشان در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.
تهاجم غیر فرهنگی
تفکر جهانی استاد قمشه ای نشئت از این اعتقاد می گیرد که "تهاجم فرهنگی" مشکل شرق نیست بلکه "تهاجم غیر فرهنگی" است که مشکل زاست. چه بسا فرهنگ اصیل غرب و همه کشورهای جهان می تواند مایه تعالی و رشد معنوی همگان باشد. چنانکه فرهنگ اصیل شرق نیز برای غربیان پیوسته سرچشمه الهام و معرفت بوده است.
او میگوید فرهنگ نور الهی است، از هرکجا بتابد آنجا مشرق است و آن نور در سه جلوه ظاهر می شود که عبارتند از زیبایی، دانایی و نیکویی. جامعه با فرهنگ جامعه ایست که در آن به زیبایی و دانایی و نیکویی بیش از هر چیز بها داده می شود و ثروت و قدرت و دولت و مقام و منصب همه در خدمت این سه ارزش قرار می گیرند.
پیام دکتر قمشه ای در همه سخنرانیهایش بر محور علم و هنر و اخلاق می گردد. تعریف ایشان از این سه ارزش متعالی چنین است که شناخت نظام و هارمونی عالم، علم است. احساس نظام و هارمونی و خلق و ارائه تناسبات تازه هنر است و عمل کردن بر طبق هارمونی های درون و بیرون اخلاق را تشکیل می دهد. هدف علم رسیدن به حقیقت و هدف هنر کشف و ارائه زیبایی و هدف اخلاق رسیدن به خیر و سعادت است و این هر سه یعنی حقیقت و زیبایی و خیر، سه جلوه از یک ذات هستند. آنچه خیر است زیباست و حقیقت دارد، آنچه زیباست خیر است و حقیقت دارد و آنچه حقیقت دارد خیر است و زیباست. شعر معروف زیر از جان کیتز (John Keats) انگلیسی که بخش اول آن از افلاطون گرفته شده مبین همین دیدگاه در فرهنگ غرب است:
"Beauty is truth, truth beauty,"—
that is all ye know on earth,
and all ye need to know.
رفتار مردم با شما چگونه است؟از شما استفاده می کنند یا سوءاستفاده ؟ آیا فکر می کنید دیگران از شما بهره برداری می کنند و به عنوان یک شخص برایتان ارزشی قائل نیستند؟ بدون اینکه نظر شما را بپرسند برنامه ریزی می کنند و اطمینان دارند با آنها همراهی خواهید کرد؟آیا فکر می کنید که مجبورید وظایفی را انجام دهید که علاقه ایی به آنها نداریدو تنها به خاطر انتظاری که دیگران از شما دارند باید این وظایف را انجام دهید؟اینها قسمتهایی از شکایات افرادی است که فکر می کنند قربانی شده اند. پاسخ آقای وین دایر به تمام این شکایات این است: مردم معمولا با شما همانگونه رفتار می کنند که شما به آنها آموخته اید.
اگر احساس می کنید دیگران از شما سوءاستفاده می کنند ، بهتر است نگاهی به رفتار خود بیاندازید و از خود بپرسید چرا به دیگران اجازه داده اید که با شما چنین رفتاری بکنند. اگر خودتان را مسئول رفتاری که دیگران با شما دارند ندانید، ناچارید آن رفتار را با درماندگی تحمل کنید.
وقتی به دیگران نشان می دهید چه چیزی برایتان قابل تحمل است ، به آنها می فهمانید رفتارشان با شما باید چگونه باشد.اگر رفتاری را برای مدت طولانی تحمل می کنید نشاندهنده این است که شما پذیرای هر گونه سو رفتار با خودتان هستید.اگر به دیگران نشان دهید هیچ نوع سوءاستفاده رفتاری را تحمل نخواهید کرد و قاطعانه سر این حرف خود بایستید، سوءاستفاده کنندگان هم متوجه شده و می فهمند که نمی توانند از شما در جهت منافع خود استفاده کنند.اما اگر حس کنند می توانند در شما نفوذ کرده یا این که مخالفت های شما آنچنان که باید و شاید جدی نیست ، و به نوعی حاضر به پذیرش سلطه آنها هستید،در آن صورت به آنها آموخته اید که هر رفتاری دوست دارند با شما داشته باشند.
نمونه هایی از مشکلات افراد در این زمینه و مشاوره هایی که انجام شده رو بیان می کنم تا این بحث فوق العاده کاربردی برای همه به طور روشن مشخص شود .
به عنوان مثال خانم A احساس می کرد که به شکلی بی رحمانه تحت سلطه شوهرش قرار دارد،او از این شکایت می کرد که شوهرش از او در جهت منافع خود مثل یک پادری استفاده می کند. او 3 فرزند داشت که هیچ کدام برای او احترام قایل نبودند و به این صورت در اوج درماندگی و افسردگی قرار داشت. این خانم از جمله افرادی بود که از کودکی پذیرفته که قربانی دیگران شود .پدر و مادرش همیشه به جای او حرف زده بودند و از او خواسته بودند برای هر کاری که انجام می دهد ، پاسخگوی آنها باشد.او پدری داشت که بی نهایت پرخاشگر و سلطه جو بود و همه رفتار او را تا زمان ازدواجش تحت کنترل داشت . و بعد از ازدواج شریک زندگی اش هم به طور اتفاقی رفتاری مثل پدرش داشت،در نتیجه ازدواجش نیز برای او به منزله قفس دیگری درآمده بود. تنها چیزی که می دانست این بود که همیشه کسی از طرف او حرف زده بود و به او گفته شده بود چه بکند و یا چه نکند و هیچ وقت کسی آماده نبود تا حرفهایش را بشنود و در سکوت رنج کشیده بود.در واقع خانم A خود به دیگران آموخته بود که با او چگونه رفتار کنند.دیگران مقصر نبودند .طولی نکشید که فهمید طی این سالها با تحمل رفتارهای بد دیگران ، بدون آن که بخواهد تغییری در آن رفتارها به وجود آورد، در واقع خود را در معرض قربانی شدن قرار داده است.به محض اینکه خانم A دریافت مستولیت این کارها متوجه خود اوست و برای یافتن پاسخی برای مشکلاتش باید به درون خود مراجعه کند نه بیرون( دیگران)، توانست به دیگران بیاموزد که در رفتارشان با او تجدید نظر کنند . آقای وین دایر در این مشاوره فرضیه ضربه کاراته را به او پیشنهاد داد.
مشاور:به اولین باری که همسرتان با شما بدرفتاری کرد فکرکنید، مثلاً صدایش را بلند کرد ، عصبانی شد ، شما را کتک زد یا کارهایی مثل این و رفتارهای او موجب خشم و ناراحتی شما شد. چنین ماجرایی ممکن است پیش از بچه دار شدن اتفاق افتاده باشد.خودتان را در این شرایط مجسم کنید ، رفتار خشن شوهر آینده تان شما را کاملاً متعجب کرده زیرا این اولین باری است که این اتفاق می افتد.مجسم کنید اگر به جای وحشت کردن ، مات و مبهوت شدن و یا ترسیدن و گریه کردن ، دست خود را بالا برده و یک ضربه کاراته به شکمش زده بودید چه اتفاقی می افتاد بعد به دنبال این ضربه می توانستید این را بگویید:انتظار چنین رفتاری از تو را نداشتم . من به عنوان یک فرد باشخصیت روی خود حساب می کنم و به هیچ کس اجازه نمی دهم مرا تحت فشار بگذارند. لطفاً از این به بعد قبل از انجام چنین کاری فکر بکن همین.
این یک گفتگوی کاملا آگاهانه است.در واقع در این روش احتیاج به هیچ نوع خشونت، چه فیزیکی و چه غیرفیزیکی نیست بلکه تاثیر روانی آن است که حایز اهمیت است.طولی نکشید که خانم A قبول کرد که باید رفتار خود را تغییر دهد. رفتار جدید خانم A باعث شد همسر و فرزندان او خودشان را با شرایط جدید وفق دهند و حقوق او را به رسمیت بشناسند،اما مدتها طول کشید تا خانم A توانست خواسته های خود را بقبولاند زیرا کسانی که عادت کرده اند دیگران را قربانی کنند معمولاً بدون جنگ و جدال دست از رفتار خود نمی کشند.اما او مصمم بود و می توانست در این درگیری ها برنده شود. وقتی بچه ها به او بی احترامی می کردند با صدای بلند و به صورت قاطع از آنها می خواست که به وظایف روزمره خود عمل کنند و از مسئولیتهای شان طفره نروند. این رفتار برای بچه ها کاملا غیرمنتظره بود. زیرا آنها تابه حال ندیده بودند که مادرشان سر آنها داد بزند و یا صدایش را بلند کند.فرزندان خانم A خیلی زود متوجه شدند که او خیال ندارد بیشتر از این نقش یک قربانی را بازی کند.خانم A به همسرش هم نشان داده بود که از این پس باید با او چگونه رفتار کند. یکی از حربه های شوهرش عصبانیت و برخورد با بیزاری از او بود،به خصوص وقتی فرزندان یا افراد بزرگسال دور و برشان بودند و می توانستند حرفهای او را بشنوند.خانم A همیشه بعد از شنیدن حرفهای شوهرش در خود فرو رفته بود ، او نمی خواست قیل و قال به پا کند، به همین خاطر همیشه نگران ، آرام و مطیع بود. اولین کاری که باید انجام می داد این بود که با صدای بلند رو در روی شوهرش بایستد و بعد اتاق را ترک کند. در روزهای اول ، همسر و همه کسانی که دور و برشان بودند، کاملاً شوکه شدند . خانم A مطیع ورام اکنون حرف خود را رک و پوست کنده می زد.پس از چند ماه تلاش، خانم A گزارش داد که همه اعضای خانواده با او به شکلی دیگر برخورد می کنند،همه آنها سعی کرده بودند به او بگویند خودخواه است ، مثلا گفته بودند : اصلاً جالب نیست ، مامان تو نباید این طور حرف می زدی و یا اگر ما را دوست داشتی این قدر بدجنس نبودی. خانمA این حرفهای خانواده را نادیده گرفت در نتیجه این سخنان از طرف آنها تکرار نشد.
قسمت دوم:
شما با رفتار خود به دیگران آموزش می دهید نه با گفتار خود:
اگر نمی خواهید کسی کاری انجام بدهد، می توانید از او بخواهید درباره آن حرف بزند . چون انسان ها هر چه بیشتر حرف بزنند، کمتر کار انجام می دهند. «کارلایل»
وقتی سعی می کنید برای دیگران تشریح کنید که باید چه رفتاری با شما داشته باشند، از خود بپرسید آیا این حرفهای شما واقعاً مشکلی را حل می کند؟آیا شما انرژی خود را صرف حرف زدن با کسی می کنید که اصولاً برای حرفهای شما ارزشی قایل نیست؟آیا فرزندان تان حرفهای شما را از یک گوش می گیرند و از گوش دیگر در می کنند؟
*********************************
یکی از غیرمنطقی ترین رفتار افراد قربانی این است که از دیگران انتظار انجام کارهای غیرواقعی دارند.و وقتی آنها انتظارات شان را برآورده نمی کنند، احساس صدمه ، بیزاری، رنجیدگی و پریشانی می کنند. این رفتار خودآزاری نامیده می شود . فرض کنید با یک انسان مست روبه رو می شوید و شما از رفتار او در حالی که مست است عصبانی می شوید. شما باید با او رفتاری این چنینی داشته باشید:او را نادیده بگیرید، از او دوری کنید و یا روش دیگری که بتواند مفید باشد،انتخاب کنید.به این ترتیب شما به او اجازه نخواهید داد که مهار شما را در دست بگیرد.نمونه کلی مثل انتظار رفتار هوشمندانه از یک فرد مست را عنوان می کنم:
1- همسر من اصولا ادم ساکتی است و چیزی که مرا واقعا عصبانی می کند این است که زیاد با من حرف نمی زند.(شما از یک انسان ساکت چه چیزی انتظار دارید؟در این صورت عصبی شدن شما در شرایطی که می دانید او این اخلاق را دارد بیهوده است .مهم این است که شما به جای اینکه به آنها تعلیم دهید عادتهای بدشان که شما را ناراحت می کند کنار بگذارند به آنها می فهمانید که اجازه نخواهید داد ، رفتارهای قابل پیش بینی آنان شما را ناراحت کرده و یا بر سر راهتان مانعی ایجاد کند.
بسیاری از مردم تصور می کنند که قاطع بودن به معنای اعمال برخورد تهاجمی و تند است . اما چنین نیست.این کار به معنای این است که از حق خود در کمال شجاعت و اعتماد به نفس دفاع کنید و در برابر قربانی شدن موضع گیری کنید.شما می توانید هنر مخالفت کردن را بیاموزید بدون آنکه فرد ناخوش آیندی به نظر آیید. کسانی توانسته اند به اهداف خود برسند و مهار زندگی خود را در دست گیرند، افرادی هستند که وقتی مورد تهدید دیگران قرار گرفته اند از پافشاری بر حق و خواسته شان نترسیده اند.ممکن است آنها افراد شجاعی نباشند ولی روی نظر خود ثابت قدم بوده و نمی خواهند دیگر بار قربانی شوند.در اینجا چند نمونه از افراد فریبکار و نحوه برخورد با آنها در زمانی که می خواهید به آنها بفهمانید باید چگونه با شما رفتار کنند را بیان می کنم:
1- ادمهای پرچانه و پرحرف:اگر بنشینید و مودبانه به حرفهای یک فرد پرچانه گوش بدهید و به ظاهر سر تکان دهید ولی از خشم دندانهایتان را فشار دهید،در واقع به او اجازه داده اید همان کاری را که موجب خشم شما می شود انجام دهد. شما می توانید در این مورد با یک لحن صمیمانه بگویید:هیچ متوجه هستی یک ربع تمام داری حرف می زنی و می فهمی که من علاقه ایی به این موضوع ندارم؟
2-افراد شاکی:کسانی که از شما به عنوان یک گوش شنوای بزرگ برای شنیدن شکایت های شان استفاده می کنند.شما باید به آنها نشان دهید که برداشت شان از شما غلط است.
3-افراد قلدر:کسانی که یا به قصد شوخی و یا به هر دلیل دیگر،بقیه را کنار می زنند ، به ندرت متوجه نکات ظریف می شوند.
4-افراد اهل مجادله:برای اجتناب از بحث هایی که از آن لذت نمی برید،بهتر است به طور کلی از شرکت در مباحثه امتناع کنید.کسانی که اهل بحث و جدل هستند، با طرح مسایل مورد علاقه خود طعمه های خود را اغفال کرده و آنان را وارد مباحثی می کنند که سرانجام تند و اهانت بار تبدیل می شود. برای رهایی از این دام باید از آنها فاصله گرفته و احساساتی نشوید تا بتوانید از شرکت در بازی امتناع کنید.
5-دروغگویان و لاف زنان:هیچ لزومی ندارد که شما هم به لاف زدن متقابل بپردازید و خود را گرفتار این مسئله کنید که چه کسی می تواند طولانی ترین قصه پرماجرا را که طرف مقابل کوچکترین علاقه یی به آن ندارد،تعریف کند. وقتی شما در این ماجرا شرکت نکنید ، می توانید پرحرفی و پرچانگی دیگران را به آنها یادآوری کنید.
6-سرزنش کنندگان:افرادی که مایلند به شما درس اخلاق داده و سرزنش تان کنند که باید مثل انها فکر، عمل و رفتار کنید ، به کارهای خود ادامه خواهند داد مگر این که به آنها بیاموزید در موقعیتی نیستید که بتوانید با افاده و تکبر شما را تحت سلطه خود بگیرند و به محض این که شما را می بینند شروع به بیان نظرات خود کنند بلکه باید بیاموزید که کمی صبور باشند.اگر آنها متوجه مسئله نشوند، دفعه بعد می توانید به آنها بگویید : برای بار دهم حرف مرا قطع کردی! یا فکر می کنی اگر صبر کنی حرف من تمام بشود ، چیزی که می خواهی بگویی فراموش کنی ؟
6-محرکها: اگر کسی بتواند شما را از طرق مختلف مثل حرف زدن، تصاویر محرک و برانگیزننده ، تعریف کردن لطیفه و یا تعریف کردن داستانهای عجیب و غریب یا هر چیز دیگری تحرک کند می تواند از شما به عنوان طعمه استفاده کند.با قبول نکردن خواسته این افراد به آنها نشان دهید حاضر نیستید به خاطر سرگرمی آنها وارد چنین ماجرایی شوید و در صورت لزوم بگویید این رفتارها را بچه گانه می دانید.
7-کلاه برداران و چاپلوسان:کم توجهی به این افراد معمولاً وسیله موثری است که به افرادی که ارزشی برای شما قائل نیستند بفهمانید می دانید که آنها می خواهند از طریق شما به منافع شان دست پیدا کنند.
8-زود رنجها:کسانی که سعی می کنند ناراحتی خود را از کاری که شما انجام داده اید به وسیله نفوذ و تسلط بر شما نشان دهند فقط در صورتی از رفتار خود دست برمی دارند که به آنها نشان دهید ناراحتی آنها تاثیری بر تصمیم گیری آینده شما نخواهد داشت.سعی کنید این را به آنها بفهمانید و اگر موثر واقع نشد روشی در پیش بگیرید که معمولا در قبال افرادی که درکتان نمی کنند از خود بروز می دهید.
9- آدم فروشها و خبرچینان:اگر فکر می کنید در مورد کاری که انجام داده اید نظر فرد دیگری ازن نظر خودتان مهم تر است و یا نگران آینده مسئله هستید، حتماًاز سوی کسی مورد تهدید قرار گرفته اید و کسی شما را ترسانده. بسیاری اوقات بی اعتنایی و گفتن جمله کوتاه خوب که چی؟به فرد خبرچین نشان می دهد شما از او نترسیده اید. به خاطر داشته باشید که تهدید کردن ممکن است روش خوبی برای مواجه با این افراد باشد ولی داد و فریاد عملاً بی فایده است.
10-کسانی که گناه خود را به گردن دیگران می اندازند:کسانی که هستند می خواهند برای رهایی خود ، جرمشان را به گردن شما بیاندازند. غالباً این کار به معنای فریب دادن شماست.به آنها بیاموزید کالای آنها نزد شما خریداری ندارد و آنها وقتی ببینند مشتری ندارند می فهمند نمی توانند اثر احساس خود را به شما بفروشند.سعی کنید به آنها بفهمانید کاری که در صدد آن هستید ارزشی ندارد ،اما انتظار نداشته باشید که حرف زدن تنها،باعث شود پیشنهاد خود را تکرار نکنند.
11- افراد عبوس:به مردم بگویید با بدبختی آنها همراه نخواهید شد و دوست دارید در حال و هوای خود باقی بمانید.از آنها بپرسید آیا فکر می کنند گرفتار شدن دو نفر از گرفتاری یک نفر در یک ماجرای غم انگیز بهتر است. و در نهایت سعی کنید رفتارهای توام با بداخلاقی را نادیده بگیرید.
12- طمع کاران:می توانید به دیگران علاقمند باشید و در عین حال فریب طمع کاری های غیر اخلاقی و غیر قانونی آنها را نخورید.معنی طمع این است که شما از سهم خود چیز بیشتری را مطالبه کنید.
اینها نمونه های متداول شکارچیان هستند اگر نتوانید طرز رفتار با خودتان را به آنها بیاموزید عنان شما را با بی رحمی در دست خواهند گرفت. شما بسیار بیشتر از آن چه فکر می کنید میتوانید بر واکنش های خود و راه و رسم آنها تسلط داشته باشید.
قسمت اول:
رفتار مردم با شما چگونه است؟از شما استفاده می کنند یا سوءاستفاده ؟ آیا فکر می کنید دیگران از شما بهره برداری می کنند و به عنوان یک شخص برایتان ارزشی قائل نیستند؟ بدون اینکه نظر شما را بپرسند برنامه ریزی می کنند و اطمینان دارند با آنها همراهی خواهید کرد؟آیا فکر می کنید که مجبورید وظایفی را انجام دهید که علاقه ایی به آنها نداریدو تنها به خاطر انتظاری که دیگران از شما دارند باید این وظایف را انجام دهید؟اینها قسمتهایی از شکایات افرادی است که فکر می کنند قربانی شده اند. پاسخ آقای وین دایر به تمام این شکایات این است: مردم معمولا با شما همانگونه رفتار می کنند که شما به آنها آموخته اید.
اگر احساس می کنید دیگران از شما سوءاستفاده می کنند ، بهتر است نگاهی به رفتار خود بیاندازید و از خود بپرسید چرا به دیگران اجازه داده اید که با شما چنین رفتاری بکنند. اگر خودتان را مسئول رفتاری که دیگران با شما دارند ندانید، ناچارید آن رفتار را با درماندگی تحمل کنید.
وقتی به دیگران نشان می دهید چه چیزی برایتان قابل تحمل است ، به آنها می فهمانید رفتارشان با شما باید چگونه باشد.اگر رفتاری را برای مدت طولانی تحمل می کنید نشاندهنده این است که شما پذیرای هر گونه سو رفتار با خودتان هستید.اگر به دیگران نشان دهید هیچ نوع سوءاستفاده رفتاری را تحمل نخواهید کرد و قاطعانه سر این حرف خود بایستید، سوءاستفاده کنندگان هم متوجه شده و می فهمند که نمی توانند از شما در جهت منافع خود استفاده کنند.اما اگر حس کنند می توانند در شما نفوذ کرده یا این که مخالفت های شما آنچنان که باید و شاید جدی نیست ، و به نوعی حاضر به پذیرش سلطه آنها هستید،در آن صورت به آنها آموخته اید که هر رفتاری دوست دارند با شما داشته باشند.
نمونه هایی از مشکلات افراد در این زمینه و مشاوره هایی که انجام شده رو بیان می کنم تا این بحث فوق العاده کاربردی برای همه به طور روشن مشخص شود .
به عنوان مثال خانم A احساس می کرد که به شکلی بی رحمانه تحت سلطه شوهرش قرار دارد،او از این شکایت می کرد که شوهرش از او در جهت منافع خود مثل یک پادری استفاده می کند. او 3 فرزند داشت که هیچ کدام برای او احترام قایل نبودند و به این صورت در اوج درماندگی و افسردگی قرار داشت. این خانم از جمله افرادی بود که از کودکی پذیرفته که قربانی دیگران شود .پدر و مادرش همیشه به جای او حرف زده بودند و از او خواسته بودند برای هر کاری که انجام می دهد ، پاسخگوی آنها باشد.او پدری داشت که بی نهایت پرخاشگر و سلطه جو بود و همه رفتار او را تا زمان ازدواجش تحت کنترل داشت . و بعد از ازدواج شریک زندگی اش هم به طور اتفاقی رفتاری مثل پدرش داشت،در نتیجه ازدواجش نیز برای او به منزله قفس دیگری درآمده بود. تنها چیزی که می دانست این بود که همیشه کسی از طرف او حرف زده بود و به او گفته شده بود چه بکند و یا چه نکند و هیچ وقت کسی آماده نبود تا حرفهایش را بشنود و در سکوت رنج کشیده بود.در واقع خانم A خود به دیگران آموخته بود که با او چگونه رفتار کنند.دیگران مقصر نبودند .طولی نکشید که فهمید طی این سالها با تحمل رفتارهای بد دیگران ، بدون آن که بخواهد تغییری در آن رفتارها به وجود آورد، در واقع خود را در معرض قربانی شدن قرار داده است.به محض اینکه خانم A دریافت مستولیت این کارها متوجه خود اوست و برای یافتن پاسخی برای مشکلاتش باید به درون خود مراجعه کند نه بیرون( دیگران)، توانست به دیگران بیاموزد که در رفتارشان با او تجدید نظر کنند . آقای وین دایر در این مشاوره فرضیه ضربه کاراته را به او پیشنهاد داد.
مشاور:به اولین باری که همسرتان با شما بدرفتاری کرد فکرکنید، مثلاً صدایش را بلند کرد ، عصبانی شد ، شما را کتک زد یا کارهایی مثل این و رفتارهای او موجب خشم و ناراحتی شما شد. چنین ماجرایی ممکن است پیش از بچه دار شدن اتفاق افتاده باشد.خودتان را در این شرایط مجسم کنید ، رفتار خشن شوهر آینده تان شما را کاملاً متعجب کرده زیرا این اولین باری است که این اتفاق می افتد.مجسم کنید اگر به جای وحشت کردن ، مات و مبهوت شدن و یا ترسیدن و گریه کردن ، دست خود را بالا برده و یک ضربه کاراته به شکمش زده بودید چه اتفاقی می افتاد بعد به دنبال این ضربه می توانستید این را بگویید:انتظار چنین رفتاری از تو را نداشتم . من به عنوان یک فرد باشخصیت روی خود حساب می کنم و به هیچ کس اجازه نمی دهم مرا تحت فشار بگذارند. لطفاً از این به بعد قبل از انجام چنین کاری فکر بکن همین.
این یک گفتگوی کاملا آگاهانه است.در واقع در این روش احتیاج به هیچ نوع خشونت، چه فیزیکی و چه غیرفیزیکی نیست بلکه تاثیر روانی آن است که حایز اهمیت است.طولی نکشید که خانم A قبول کرد که باید رفتار خود را تغییر دهد. رفتار جدید خانم A باعث شد همسر و فرزندان او خودشان را با شرایط جدید وفق دهند و حقوق او را به رسمیت بشناسند،اما مدتها طول کشید تا خانم A توانست خواسته های خود را بقبولاند زیرا کسانی که عادت کرده اند دیگران را قربانی کنند معمولاً بدون جنگ و جدال دست از رفتار خود نمی کشند.اما او مصمم بود و می توانست در این درگیری ها برنده شود. وقتی بچه ها به او بی احترامی می کردند با صدای بلند و به صورت قاطع از آنها می خواست که به وظایف روزمره خود عمل کنند و از مسئولیتهای شان طفره نروند. این رفتار برای بچه ها کاملا غیرمنتظره بود. زیرا آنها تابه حال ندیده بودند که مادرشان سر آنها داد بزند و یا صدایش را بلند کند.فرزندان خانم A خیلی زود متوجه شدند که او خیال ندارد بیشتر از این نقش یک قربانی را بازی کند.خانم A به همسرش هم نشان داده بود که از این پس باید با او چگونه رفتار کند. یکی از حربه های شوهرش عصبانیت و برخورد با بیزاری از او بود،به خصوص وقتی فرزندان یا افراد بزرگسال دور و برشان بودند و می توانستند حرفهای او را بشنوند.خانم A همیشه بعد از شنیدن حرفهای شوهرش در خود فرو رفته بود ، او نمی خواست قیل و قال به پا کند، به همین خاطر همیشه نگران ، آرام و مطیع بود. اولین کاری که باید انجام می داد این بود که با صدای بلند رو در روی شوهرش بایستد و بعد اتاق را ترک کند. در روزهای اول ، همسر و همه کسانی که دور و برشان بودند، کاملاً شوکه شدند . خانم A مطیع ورام اکنون حرف خود را رک و پوست کنده می زد.پس از چند ماه تلاش، خانم A گزارش داد که همه اعضای خانواده با او به شکلی دیگر برخورد می کنند،همه آنها سعی کرده بودند به او بگویند خودخواه است ، مثلا گفته بودند : اصلاً جالب نیست ، مامان تو نباید این طور حرف می زدی و یا اگر ما را دوست داشتی این قدر بدجنس نبودی. خانمA این حرفهای خانواده را نادیده گرفت در نتیجه این سخنان از طرف آنها تکرار نشد.
در سرزمین خود هرگز پیغمبر نخواهی شد.هرگز همه تو را درک نخواهند کرد و اگر سعی کنی تا خودت را به همه ثابت کنی همیشه به یک قربانی تمام عیار تبدیل خواهی شد. بی سرو صدا و در خلوت خود موفق بودن به معنای چشمک زدن به همه دنیاست ، با این درک زیرکانه هر چه انجام می دهی برای خیر خودت است و در درون خود دارای یک آزادی هستی که مجبور نیستی درباره آن با کسی حرف بزنی. برای این که در روی زمین به طور کامل تایید شوی باید مدتهای مدیدی ، این کره خاکی را ترک کرده باشی و وقتی این موضوع را فهمیدی دیگر تایید را از کسی گدایی نخواهی کرد و زندگی ات به مراتب دلنشین تر خواهد شد آن هم وقتی که در همین کره خاکی زندگی می کنی .
مردم پیامبران خود را قبول ندارند و آنان را به قتل می رسانند ، اما شهدای خود را دوست دارند و برای کشتگان خود حرمت قایل می شوند. «داستایوفسکی»
پس چرا خودت را به کشتن می دهی حتی اگر جسماً زنده بوده ، روان خود را به کشتن داده باشی. و بالاتر از این ، چرا وقتی از این دنیا پا پس کشیده ای باید محترم شمرده شوی؟تصمیم بگیرید که در حال زندگی کنید و بپذیرید که لازم نیست همه مردم،به طور همزمان شما را تایید کنند. این انتخاب کاملا به عهده خود شماست.
وین دایر
يادمان باشد كه مدت محدودي بما فرصت دادند كه از امكانات نامحدود ِ اين دنيا بهره ببري. امروز بگو : مي خواهم منشاء يك كشف تازه براي مردم باشم. وقتي همه ي امكانات هست و خالقت قسم خورده كه هر چيزي را كه بخواهي راهش را به تو نشان خواهد داد، ديگر چه جاي درنگ است؟

