تبليغاتX
رامهرمز شهر من

رامهرمز شهر من

شهر من شهر وفاست ....آسمونش یه رنگ دیگه ست... مردمانش همه خوب...
دعايي براي يافتن همسر مناسب و با تقوا
http://www.siterooz.com/jalebha/020799.php
+نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت9:26توسط فرنگیس |
چگونه جذاب باشيم
http://www.siterooz.com/jalebha/020809.php
+نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت9:23توسط فرنگیس |
هيچ وقت اولين شانس را از دست نده
مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر زيباروي کشاورزي بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگيرد. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر رو يک به يک آزاد مي کنم، اگر تونستي دم هر کدوم از اين سه گاو رو بگيري، مي توني با دخترم ازدواج کني.
مرد جوان در مرتع، به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد و بزرگترين و خشمگين‌ترين گاوي که تو عمرش ديده بود به بيرون دويد. فکر کرد يکي از گاوهاي بعدي، گزينه ي بهتري خواهد بود، پس به کناري دويد وگذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتي خارج بشه. دوباره در طويله باز شد. باورنکردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين بزرگي و درندگي نديده بود. با سُم به زمين مي کوبيد، خرخر مي کرد و وقتي او رو ديد، آب دهانش جاري شد. گاو بعدي هر چيزي هم که باشه، بايد از اين بهتر باشه. به سمتِ حصارها دويد و گذاشت گاواز مرتع عبور کنه و از در پشتي خارج بشه.
براي بار سوم در طويله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. اين ضعيف ترين، کوچک ترين و لاغرترين گاوي بود که تو عمرش ديده بود. اين گاو، براي مرد جوان بود! در حالي که گاو نزديک مي شد، در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..

زندگي پر از فرصت هاي دست يافتنيه. بهره گيري از بعضي هاش ساده است، بعضي هاش مشکل. اما زماني که بهشون اجازه مي ديم رد بشن و بگذرن (معمولاً در اميد فرصت هاي بهتر در آينده)، اين موقعيت ها شايد ديگه موجود نباشن.
__________________
لبخند بهانه ايست براي زنده ماندن.......... لحظه هايت سرشار از

+نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت8:58توسط فرنگیس |
دلم حافظه‌ای می‌خواهد به قدر ماهی


چرا خاطره‌ها ولم نمی‌کنند. دلم حافظه‌ای می‌خواهد به قدر ماهی که هی طول تنگ را بروم و بیایم بی آن‌که به هیچ خاطره‌ای مسلح باشم. اگر نشد پس دلم باغ فردوس می‌خواهد و عروسی در کوچه مجاور و اگر باز هم نشد دلم چیزی نمی‌خواهد.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت8:32توسط فرنگیس |
مشتاقان ازدواج كليك كنند!
wedding-persianv (8-1).jpg

wedding-persianv (7-1).jpg

wedding-persianv (6-1).jpg

wedding-persianv (5-1).jpg

wedding-persianv (5).jpg

wedding-persianv (3-1).jpg

wedding-persianv (2-1).jpg

wedding-persianv (1-1).jpg

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت10:42توسط فرنگیس |
مجردهاي عاشق بخوانند!
ازدواج يكي از موضوع‌ هاي اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به ‌اين سنت الهي عمل مي‌کنند ‌، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگي‌شان جاري مي‌گردد.
اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386 ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعه‌ي ما اتفاق افتاده ‌که هر شنونده‌اي را بي‌درنگ به تأمل در اين‌خصوص ، وا‌مي‌دارد.

آيا اين افراد، قبل از ازدواج فکر مي‌کردند روزي با دنيايي از اندوه ، مي‌بايست از هم جدا شوند؟‌با بررسي بسيار ساده و گذرا در زندگي بسياري از زوج‌هاي جوان که به‌ظاهر روزي عاشق يکديگر بودند و اينک از هم نفرت دارند ، در‌مي‌يابيم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان ، تعبير کرده و بر‌اساس اين اشتباه ، تصوير رنگي و زيبايي از طرف مقابل در ذهن‌شان ترسيم و زندگي مشترک خود را بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي و عقلي آغاز نموده‌اند.
در اين مقاله سعي مي‌شود برخي از مشکل‌هاي عشق‌هاي زودگذر و سطحي بيان شود تا دست‌کم افرادي که گرفتار چنين عشق‌هايي شده‌اند ، با بررسي اين نکته‌ها ، نگاه عميق‌تر و عاقلانه‌تري به موضوع ازدواج داشته باشند:

چهره ‌هاي تکراري:
‌يکي از جذابيت‌هايي که در عشق‌هاي زودگذر وجود دارد ، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شيفته‌ي زيبايي ظاهر هم مي‌شوند و با گفتن کلمه‌هاي عاطفي و عاشقانه ، تظاهر به علاقه‌مندي به خصلت‌هاي ارزشي يکديگر مي‌کنند اما بعد از گذشت مدتي از ازدواج ، با فروکش کردن هيجان‌هاي کاذب‌‌ از درون ، به سراغ ارزش‌هاي فرد مقابل مي‌روند چرا‌که در اين زمان ، چهر‌ه‌ي او ديگر عادي و شايد هم تکراري شده است و اکنون ويژگي‌هاي دروني و معنوي همسر براي‌شان مهم و جدي گشته و در صورتي‌که با نظام ارزشيِ مورد قبول آنان سازگار نباشد ،‌ شروع به بهانه‌گيري و پرخاشگري مي‌کنند و زندگي را تبديل به جهنمي سوزان و پراضطراب مي‌نمايند.

‌سوء‌ظن‌هاي مکرر:
از آسيب‌هاي بسيار جدي عشق‌هاي زودگذري که منجر به ازدواج مي‌شود ‌، سوء‌ظن‌هاي مکرر در زندگي زناشويي ‌مي‌باشد.
افرادي که به‌راحتي با يک لبخند و يا با يک گفت‌وگوي ساده در يک ميهماني و بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي ، دل به هم مي‌سپارند ،‌ پس از زماني اندک بعد از ازدواج ، دچار ترديد مي‌شوند که چنين فردي‌که به اين راحتي با من بناي دوستي و محبت را گذاشت ، ممکن است با فرد ديگري هم چنين بوده باشد و يا در آينده‌اي نزديک ، چنين رابطه‌اي را با ديگري داشته باشد. بنابراين ، مدام دچار ترديد و بدبيني نسبت به همسر شده و هميشه به ديده‌ي يک متهم به او ‌مي‌نگرد و همين سوء‌ظن‌هاي مکرر ، زندگي را آشفته و دچار بحران مي‌کند. هر چه‌قدر يک خانم در ارتباط‌ها و محاوراتش با مردان غريبه ، راحت‌تر باشد ، به همان ميزان ، ارزش و قيمتش ‌نزد آنان پايين‌تر مي‌آيد و فقط زيبايي‌هاي ظاهري آن زن براي آنان جلب توجه مي‌کند و جوهر وجودي و ارزشي آن زن ، مورد بي‌مهري قرار‌مي‌گيرد.

‌عدم پشتوانه‌ي خانواده‌:
يکي از معضل‌هاي بيش‌تر زوج‌هايي که با عشق‌هاي خياباني ، زندگي مشترک‌ خود را آغاز مي‌کنند ‌، عدم حمايت خانواده‌هاي‌شان مي‌باشد. پدر و مادر که سال‌ها فرزندان را در چتر حمايتي خود قرارداده‌اند و آرزوي يک زندگي خوب را براي فرزندان‌شان داشته‌اند ، ناگهان ‌‌با انتخابي از طرف فرزندشان مواجه مي‌شوند که شايد به هيچ‌وجه تناسبي با خانواده‌ي آنان نداشته باشد. بنابراين ، تنها با اصرار و پا‌فشاري فرزندشان ، تن به رضايت به ‌اين ازدواج مي‌دهند و گاهي هم هيچ‌و‌قت چنين ازدواجي را حتي به‌ظاهر ، تأييد نمي‌کنند. چنين زوج‌هايي که مورد حمايت مادي و معنوي خانواده قرار‌نمي‌گيرند ‌، به‌طور معمول ، بعد از زمان کوتاهي از زندگي مشترک ، دچار طوفان‌هاي شديدي در عرصه‌ي زندگي مي‌شوند و چون تکيه‌گاه محکمي ندارند ، گاهي بادبان‌هاي کشتي زندگي‌شان در اين بحران‌ها مي‌شکند و بازسازي اين بادبان شکسته ، شايد بسيار سخت و گاهي هم غير‌ممکن باشد.

‌کاهش احساس‌هاي عاشقانه:
زوج‌هايي که با عشقي کاذب و بدون منطق ، زندگي مشترک خود را آغاز مي‌کنند ، به دليل طغيان بي‌اساس احساس‌‌هاي‌‌شان در ابراز علاقه در ابتداي آشنايي ، پس از ازدواج ، به‌طور طبيعي اين معاشقه و فوران احساس‌ها، رو به تنزل مي‌رود و اين در حالي‌ست که انتظارها و توقع‌هاي گذشته هم‌چنان باقي‌ست و در اين شرايط ، طرفين احساس‌هاي خود را با قبل از ازدواج مقايسه کرده و دچار تناقض مي‌شوند و چنين برداشت مي‌کنند که طرف مقابل ، تمام آن‌چه را که در گذشته بيان داشته ، دروغ گفته است. در زندگي منطقي، اين نکته قابل توجه است که زوجين هر روز نسبت به يکديگر عاشق‌تر مي‌شوند و حرارت احساس‌ها و عواطف‌شان نسبت به هم بيش‌تر و عاشقانه‌تر مي‌شود ‌، در صورتي‌که در زندگي غير‌منطقي ، زندگي روز‌به‌روز غير‌قابل‌ تحمل‌تر مي‌شود و زن و شوهر از يکديگر دورتر مي‌شوند.

‌به‌راحتي دل داده و به راحتي دل از دست مي‌دهند:
ازدواج‌هاي بي‌منطقي که بر پايه‌ي تدبير بنا نشده و زوجين به‌راحتي به يکديگر دل مي‌سپارند و مسير مشترک يک زندگي را آغاز مي‌کنند ، بعد از گذشت مدتي ، دچار بحران‌هاي شديد عاطفي ، روحي و خانوادگي مي‌شوند. آنان تازه به سراغ ارزش‌ها مي‌روند و متوجه مي‌شوند اصول مهمي در زندگي هست که مي‌بايست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آن‌هاست. اين‌گونه افراد به‌طور معمول بدون هيچ منطقي ، ساز جدايي را سر مي‌دهند و به‌راحتي دم از طلاق‌ مي‌زنند. آنان که در فاصله‌اي نه چندان دور، به‌راحتي دل به محبوب‌شان دادند ، اينک نيز به‌ همان راحتي از او مي‌گذرند و عشق خويش را در جايي ديگر جست‌وجو و به‌سادگي ، يک زندگي مشترک را نابود مي‌کنند.
دوستاي خوب جوونم : به‌طور حتم بايد توجه داشته باشند که زندگي مشترک‌، يک شوخي نيست و طرفين مي‌بايست با يک بررسي دقيق و مشاوره‌هاي مختلف ، اين مسير را آغاز نمايند و افراد قبل از اين‌که گرفتار احساس‌هاي عاطفي با کسي شوند‌، معيارها و ويژگي‌هاي مورد‌ نظرشان را در زندگي ، مشخص و بر آن اساس ، اقدام نمايند تا لحظه‌هاي زيبايي در زندگي براي‌شان رقم بخورد.
با آرزوي خوشبختي براي همه‌ي شما عزیزان.

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت9:33توسط فرنگیس |
چگونه به همسر ابراز عشق كنيم
http://www.siterooz.com/jalebha/020591.php
+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت9:28توسط فرنگیس |
متولدین ماهای مختلف در عشق!!!


-متولدین فروردین ماه :
به سوی من بیا
تا تو را حس كنم
و دنیا خواهد دید

داستانِ عشقی، سوزان را
كه شعله‌اش در قلب من خواهد بود؛
به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه‌ها و پرنسس‌ها سر می‌كند. قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :
عشق را در چشمان من بنگر
چهره بر افروخته‌ام را ببین و عشق را حس كن
به صدای نفس‌های من گوش كن
و بشنو ترانه عشق را؛
عاشقی بی قرار است و كمرو ولی پر شهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین كوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا كنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر كشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممكن نیست؛
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است.

متولدین تیر ماه :
بهشت هیچ است
در برابر گام برداشتن در كنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه؛ دلی نازك و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل‌های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمی‌خوانند
آن گاه كه چشم می‌گشایم و میبینم
با تو نیستم؛
عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی‌كند.

متولدین شهریور ماه :
شاید به نظر برسد كه عاشق نیستم
شاید به نظر برسد كه نمی‌توانم عاشق باشم
شاید به نظر برسد كه حتی نمی‌خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
كه تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت؛
عشق او شعله‌ای كوچك ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه‌ای كه خواهیم داشت
با فداكاری هایم در راه عشق به تو
خواهی دید كه چگونه دوستت دارم؛
در امور عشقی ورزیده است و زندگی‌اش پر از ماجراهای عاشقانه است . . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.

متولدین آبان ماه :
در التهاب شنیدن ترانه گام‌های تو هستم
كه به سوی من می‌آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه كه تو را در كنار خود حس كنم
دوستت دارم؛
هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :
نجوایی از سوی تو
نگاهی كوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم؛
خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :
روزها ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
كه بیش از پیش عاشق گشته‌ام؛
شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :
می‌خواهم آزاد زندگی كنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است كه همواره رو به آن خواهم داشت؛
عشق خود را دیر ابراز می‌كند و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می‌آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :
من آنی نیستم
كه بی عشق زندگی را سر كنم
آن گاه كه در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را می‌گشایم
و عشق رویایی‌ام را در تو میبینم؛
در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است.

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت9:22توسط فرنگیس |
يافتن عشقي فراتر از كلمات و الفاظ
http://www.siterooz.com/jalebha/020603.php
+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت9:13توسط فرنگیس |
شخص مورد علاقه تان را هيجان زده كنيد
http://www.siterooz.com/jalebha/020388.php
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت14:25توسط فرنگیس |
خانم ها از آقايان ماهرانه سوال كنيد
http://www.siterooz.com/jalebha/020387.php
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت14:25توسط فرنگیس |
تكنيك جالب براي رشد شخصيتي افراد
http://www.siterooz.com/jalebha/020272.php
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت14:21توسط فرنگیس |
عبور از پل های زندگی

سال های سال بود که دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی می کردند . یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک ، با هم جرو بحث کردند . پس از چند هفته سکوت ، اختلاف آنها زیاد شد و کار به جایی رسید که از هم جدا شدند .
از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد . وقتی در را باز کرد ، مرد نجـاری را دید . نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم ، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید ، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله ، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم . به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن ، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است . او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد . او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد ، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم ، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم .
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار . برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم ، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود ، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت ، چشمانش از تعجب گرد شد . حصاری در کارنبود . نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود .
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده ، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست .
وقتی برادر بزرگ تر برگشت ، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است .
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر ، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد .
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم...

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت14:19توسط فرنگیس |
راز چهر ه ات را به من بگو
http://www.siterooz.com/jalebha/020417.php
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت9:51توسط فرنگیس |
ورود ممنوع ها در انتخاب همسر
http://www.siterooz.com/jalebha/020385.php
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت8:49توسط فرنگیس |
حرف دل خانمها
http://www.siterooz.com/jalebha/020191.php
+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت11:25توسط فرنگیس |
بهترین ها
بالا ترین ناتوانی: ترس
بهترین روز : امروز
آسان ترین کار: یافتن اشتباهات خود
بزرگترین اشتباه : رها کردن
بالاترین ثروت : افتخار به خود
بدترین مخالفت : مخالفت با ذوق و شوق
بدترین عادت : خودپسندی
بزرگترن لحظه : تولد
بالاترین دانش: خداشناسی
با ارزش ترین حس: عشق
بدترین احساس : حسادت به موفقیت های دیگران


اگه چیزی تو ذهن دارین به این لیست اضافه کنین ...

+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت14:56توسط فرنگیس |
این دیوانگیست...

این دیوانگست ...

که از همه ی گلهای رز تنها به خاطر این که خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم .

این دیوانگیست ...

که همه ی رویا های خود را تنها به خاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم.

این دیوانگیست ...

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم ،به خاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم.

این دیوانگیست ...

که از تلاش و کوشش دست بکشیم به خاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است.


که همه دستهایی را که برای دوستی به سویمان دراز می شوند را به خاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم.

این دیوانگست

که هیچ عشقی را باور نکنیم ، به خاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است ...

این دیوانگیست ...

که همه ی شانسها را لگد مال کنیم به خاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان نا کام مانده ایم ..

+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت14:55توسط فرنگیس |
بهترین دوران زندگی...
+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت10:3توسط فرنگیس |
در باب ازدواج
 

1.باازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش )سينكالويس (

2.ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد واگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد.
(سقراط)

3.قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني)

4.من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . (آگاتا كريستي)

5.زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

6.اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. (شاو)

7.هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)

8.دوام ازدواج يك قسمت روي محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . (ضرب المثل اسكاتلندي)

9. زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني)

10.ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه درهمه دنيااعتبار دارد. (مارك تواين )

11.قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)

12.ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي)

13.ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " مي خواهد. ( كريستين )

14.با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . (سوني اسمارت)

15.ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

16.ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . (ضرب المثل فرانسوي )

17.ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . (سقراط )

18.اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. (ضرب المثل اسپانيايي)

19.مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. (ضرب المثل فرانسوي)

20.هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت. (ضرب المثل آلماني)
+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت9:44توسط فرنگیس |
نام محلات مختلف تهران
نام محلات مختلف تهران
 


سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.
فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.
فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.
آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.
اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.
جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.
پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.
جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.
داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.
درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.
دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.
زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.
قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.
کامرانیه
زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.
محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.
نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.
ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.
یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.
گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.
منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.
+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت9:42توسط فرنگیس |
وآنچه می بینم نمی خواهم
هیچ می دانی چرا،چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
- زانکه بر این پرده ی تاریک
این خاموش نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم،
وآنچه می بینم نمی خواهم.
محمد رضا شفیعی کدکنی
+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت13:30توسط فرنگیس |
مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند
 


فرشته ها آمده اند پایین. همه جا پر از فرشته است.از کنارت که رد می شوند،می فهمی؟ اسمت را که صدا می زنند، می شنوی؟ دستشان را که روی شانه ات می گذارند ،حس می کنی؟ راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟دعاهایت را آماده گذاشته ای؟ آرزوهایت را مرور کرده ای؟ می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟ می آیند و برایت سوغات می آورند، پیراهن تازه ات را. خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی . می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند. می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است.
مبادا بیایند و تو نباشی .مبادا در دلت را بسته باشی. مبادا در بزنند و تو نفهمی. مبادا ...
کوچه دلت را چراغانی کن. دم در بنشین و منتظر باش. فرشته ها می آیند. فرشته ها حتما می آیند. خدا آنسوتر منتظر است.مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت13:30توسط فرنگیس |
من پشيمانم از آن عشق که پستم مي کرد
 
300 magnify

من پشيمانم از آن عشق که پستم مي کرد

بر زبانهاي شما دست به دستم مي کرد

مثل احساس کسي سنگ شدم اي مردم

تازه با فاصله همرنگ شدم اي مردم

يک نفر ميوه ي احساس مرا چيدو گذشت

گريه ي نيمه شب روح مرا ديدو گذشت

يک نفر گريه ي عاشق شدنم را خنديد

لحظه ي ناب شقايق شدنم را خنديد

من از آن عشق که مي مُرد حکايت کردم

به خدايي که تو را مي برد شکايت کردم

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت11:51توسط فرنگیس |
دامنش شد خوابگاه خستگی
 
333 magnify
نیمه شب آواره و بی حس حال در سرم سودای جامی بی زبان
پرسه ای آغاز کردیم در خیال دل به یاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی می گذشت یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت
دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اسرار را آن دو چشم مست آهو بار را
همچو رازی مبهم و سربسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او همنشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی اینچنین آغازشد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق مشد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگو ها بین ما آغاز شد
گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو زورق بان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل
دل ز عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده
گفت در عشقت وفادارم بدار من تو رو بس دوست میدارم بدار
شوق وصلت را به سر دارم بدار چون تویی مخمور خمارم بدار
با تو شادی میشود غمهای من با تو زیبا مشور فردای من
گفتمش عشقت به دل افسون شده دل ز جادوی رخت افسون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره آفاق بود در نجابت در نکوهی ایفاق بود
روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی مارا نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود وبس
یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلدار دیگر عهد بست
با که گویم آنکه هم خون من است خصم جان وتشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول آن رحمت نشد آن طلا حاصل به این قیمت نشد
عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
از غمش با دود و دو همدم شدم باده نوش غصه ی او من شدم
مست و مخمورو خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا دل پروانه را
عشق من عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن ز سر دیشب از کف رفت فردا را نگر
آخر این یک بار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه زود عشق دیرین گسسته تارو پود
گرچه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود

بعد از این هم آشیانت هر کس است باش باو یاد تو مارا بس است
+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت11:10توسط فرنگیس |
می دانم که به من فکر می کنی.


عصر بود داشتم به هانی فکر می کردم هانی یکی از بهترین دوستان زندگیم بود که با اون خیلی خاطره دارم والبته بهش علاقمند بودم ولی هیچوقت اینو بهش نگفته بودم که ناگهان زنگ در به صدا در آمد.گفتم:بله.در جواب گفت پستچی هستم بیاید دم در که نامه دارید.

با عجله رفتم دم در و نامه ای را که هیچ نشونی نداشت نحویل گرفتم.فقط روی در آن نوشته شده بود می دانم که به من فکر می کنی.

نامه را با عجله باز کردم و داخل ان نیز نوشته شده بود می دانم که به من فکر می کنی.

با خودم فکر کردم که چه کسی می تواند اینطور نوشته باشد!!

این موضوع تمام روز فکرم را مشغول کرده بود تا اینکه تلفن زنگ خورد و صدایی گیرفته با کمی خش به آرامی گفت:می دانم که به من فکر می کنی.من هم در جواب گفتم شما؟

گفت همانی که به او فکر می کنی.من هم با تمام قدرت گوشی تلفن را کوبیدم.

فردا دوباره پستچی برایم نامه ای برایم آورد که روی آن باز هم همان عبارت نوشته شده بود من آن نامه را باز نکردم و پاره کردم.

دیگر داشتم دیوانه می شدم.باز تلفن زنگ خورد و باز هم همان صدا و همان عبارت.

تا چند روز این اتفاقات تکرار می شد تا اینکه روزی مردی با بارانی بلند و کمی ته ریش دم در منزل من آمد و گفت:با کمال تاسف باید به عرضتان برسانم که هانی فوت شده و این نامه را قبل از مرگ برای شما نوشته بود.
بسرعت در نامه را باز کردم و دیدم داخل آن این عبارت نوشته شده است:می دانم که به من فکر می کنی.

+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت13:4توسط فرنگیس |
از خیر عشقش گذشتم ، ماندن برایم عذاب است
دلگیر دلگیرم از او ، از او و آینه هایش
آن خود پسندی که دل را ، خون می کند ادعایش

او سر به بالا و مغرور ، غافل از اینکه همیشه
مردی علی رغم مردی ، افتاده بر دست و پایش

از خیر عشقش گذشتم ، ماندن برایم عذاب است
وقتی که فرقی ندارد ، بود و نبودم برایش

احساس تلخی ندارم ، هر چند وقت وداع است
شاید که شیرین شود عشق ، در آخرین لحظه هایش
+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت13:2توسط فرنگیس |
دیگر به سادگی در دسترس نباشید!

 

قطعأ شما نیز گاهی خیلی دوست داشته اید که برای مدتی در دسترس نباشید و فردی با شما تماس نگیرد یا پیامی دریافت نکنید. راه هایی نیز برای اینکار وجود دارد. میتوانید گوشی خود را خیلی راحت خاموش کنید ، شاید این کار ساده ترین راه باشد اما بهترین راه نیست ، چرا که با اینکار دیگر به امکانات جانبی گوشی دسترسی نخواهید داشت و شاید نوعی بی احترامی به دوستانتان تلقی شود. یا میتوانید با استفاده و
بهره گیری از قابلیت دایورت گوشی خود را از دسترس خارج کنید که این راه نیز باعث میشود که همه متوجه شوند که خودتان باعث عدم دریافت تماس ها شده اید. و راه های دیگری نظیر استفاده از نرم افزارهای جانبی که دردسرهای خود را دارد. اما اکنون شما میتوانید با استفاده از این ترفند و تنها با تغییر یک تنظیم در گوشی خود کاملأ از شبکه تلفن همراه خارج شوید به طوریکه هر فردی با شما تماس گیرد با پیغام "در حال حاضر تماس با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد" روبرو گردد و علاوه بر آن هیچ پیامی برای شما ارسال نشود. این روش بر روی کلیه خطوط تلفن همراه کشور امکان پذیر است و این بار شما بر خلاف شعار همراه اول ، تنها هستید!

ابتدا دقت کنید این روش تقریبأ بر روی کلیه گوشی ها امکان پذیر است و تنها بر روی برخی مدل های قدیمی امکان استفاده از آن وجود ندارد.

در گوشی های نوکیا:
از منوی اصلی وارد Settings شوید.
سپس به قسمت Network بروید.
اکنون وارد بخش Network Mode شوید.
حالا گزینه UMTS را انتخاب نمایید.
گوشی شما ممکن است رستارت شود. کار تمام است.
بعد از این کار ، عبارتی با عنوان 3G در کنار نشانگر آنتن گوشی فعال میشود.
اکنون میتوانید با شماره گیری گوشی خود توسط تلفن دیگری مطمئن شوید که در دسترس نیستید.
برای بازگشت به حالت معمولی ، مجدد به مسیر فوق رفته و گزینه Dual Mode را انتخاب نمایید.

در گوشی های سونی اریکسون:
از منوی اصلی وارد Settings شوید.
سپس به قسمت Connectivity بروید.
اکنون وارد بخش Mobile Networks شوید.
حالا به قسمت GSM/3G networks بروید.
اکنون بایستی گزینه GSM only را انتخاب نمایید.
کار تمام است. با شماره گیری گوشی خود توسط تلفن دیگری نتیجه را ببینید.
برای بازگردانی گوشی به حالت اولیه ، کافی است از مسیر یاد شده گزینه GSM and 3G را انتخاب کنید.

در برخی از گوشی های سونی اریکسون مسیر انجام این کار به این شکل است:
Menu > Tools > Control Panel > Connections > Mobile networks > GSM/3G networks

در سایر گوشی ها نیز روش انجام کار تقریبأ به همین شکل است. شما باید در قسمت تنظیمات گوشی خود و در بخش Network آن ، حالت شبکه را بر روی GSM یا UMTS تنظیم کنید. با آزمون و خطا نیز این کار میسر است.

لازم به ذکر است این روش بر روی خطوط مخابراتی داخل کشور یعنی همراه اول ، تالیا و ایرانسل امکان پذیر است چرا که در حال حاضر هیچ کدام از این اپراتورها از فناوری 3G پشتیبانی نمی کنند.

+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت10:4توسط فرنگیس |
قبل از ازدواج بايد بدانيد ...

 

جام جم آنلاين: يكي از دلايل شكست در زندگي زناشويي اين است كه افراد پيش از ازدواج مكالمه طولاني و جدي با يكديگر ندارند. در اينجا سوالاتي را مطرح كرده‌ايم كه به شما در شناخت بهتر همسر آينده‌تان كمك مي‌كند. حقيقتا اين سوالات كليد طلايي هستند و اگر شما و همسرتان اين نكات را از يكديگر بدانيد امكان شكست در ازدواج‌تان كمتر خواهد بود.

- چه عادت‌هايي دارد؟

آيا شما سحرخيز هستيد؟ همسر آينده‌تان چطور؟ چند ساعت در شبانه‌روز تلويزيون تماشا مي‌كنيد؟ آيا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد يا خسيسي است؟ چقدر كار مي‌كند؟ بهتر است بدانيد همسر آينده‌تان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابيدن يا كارهاي شخصي‌اش مي‌كند؟ آيا اين زمان‌ها با ساعت طبيعي زندگي شما در تداخل است يا نه؟

- زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چيست؟

وقتي از صميم قلب به كسي كه دوستش داريد حرف‌هاي دلتان را مي‌زنيد در او احساس عشق را بيدار مي‌كنيد. برخي افراد زماني‌كه يك هديه دور از انتظار از طرف مقابل دريافت مي‌كنند به اوج عشق مي‌رسند. روشي كه به وسيله آن افراد به عشق مي‌رسند «زبان عشق» آنهاست. اين زبان مي‌تواند تماس فيزيكي، سپري كردن اوقات فراغت با يكديگر يا كلمات عاشقانه و هديه باشد. مطمئن شويد كه زبان عشق يكديگر را پيدا كرده‌ايد.

- نظر طرف مقابل در مورد فرزند چيست؟

آيا شما فرزند مي‌خواهيد؟ چند تا؟ آيا شما و همسر آينده‌تان بر سر تعداد فرزندان موافق هستيد؟ بسيار مهم است كه هر دو موافق يك نوع روش تربيتي خاص باشيد.

- روابط خانوادگي او چگونه است؟

خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با يكديگر رفتار مي‌كنند؟ دانستن اين مطالب به اين معنا نيست كه شما حتما در آينده خانواده‌اي شبيه خانواده همسرتان خواهيد داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بيشتر او كمك مي‌كند. بيشتر شخصيت او در همان خانواده شكل گرفته است. همه خانواده‌ها مشكلاتي دارند، از ابتدا موضع خود را مشخص كنيد، آيا دوست داريد با آنها بيش از حد صميمي ‌شويد يا مي‌خواهيد فاصله را با آنها نگه داريد؟

-‌ طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت بر مي‌آيد؟

ازدواج هميشه آسان نيست، اختلاف نظر هميشه وجود دارد. گاهي اوقات شما و همسرتان هر دو خسته‌ايد و به كمي ‌تنهايي نياز داريد. در كنار مشكلات كوچك مشكلات بزرگ هم به وجود مي‌آيد. از دست دادن شغل، بارداري بدون برنامه‌ريزي، سقط بي دليل جنين، فوت يكي از اعضاي خانواده، تصادف ماشين، بيماري‌هاي جدي،... همه و همه مشكلات غيرقابل پيش‌بيني هستند. آيا شما و همسرتان در مواجه با اين مشكلات دلسرد مي‌شويد؟ آيا شما يا همسرتان براي كنترل امور به يكديگر كمك مي‌كنيد؟ آيا يكديگر را در شرايط سخت تنها نمي‌گذاريد، حتي اگر زندگي آن طور كه تصور مي‌كرديد پيش نرفته باشد؟

- آيا هر دو اعتقادات مذهبي يكساني داريد؟

همسر آينده شما ممكن است يا بسيار مذهبي باشد يا اصلا مذهبي نباشد، اما به هر حال بيشتر افراد حد معقولي از مذهب را در زندگي‌شان دخالت مي‌دهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبي متفاوتي داريد، چگونه مي‌خواهيد فرزندانتان را تربيت كنيد؟ حتما لازم نيست كه بر سر كوچكترين مسائل ديني با هم موافق باشيد، اما بايد در اصل پيرو يك اعتقاد باشيد.

- انتظار او از ازدواج چيست؟

از كار خانه گرفته تا حساب‌هاي پس‌انداز، همسرتان از شما انتظار دارد در زندگي زناشويي چه مسووليتي داشته باشيد؟ شما از او چه انتظاري داريد؟ آيا انتظار داريد يك زندگي زناشويي عاشقانه داشته باشيد يا فكر مي‌كنيد اين كارها مربوط به پيش از ازدواج است؟

هر دو طرف بايد منظور و انتظار واقعي خود از ازدواج را بدانند و براي درك انتظارات طرف مقابل كوشش كنند.

- اهداف زندگي طرف مقابلتان چيست؟

در لحظاتي كه بسيار عاشق هستيد و مطمئنيد اين دختر يا پسر همان است كه مي‌خواهيد، فراموش نكنيد هدف‌هاي زندگي طرف مقابل را بشناسيد. يك سوال قديمي‌ وجود دارد كه همه بايد از همسر آينده خود بپرسند: « تو در 10 سال آينده خود را كجا مي‌بيني؟» يا «مي‌خواهي 20 سال آينده چه زندگي داشته باشي؟»

اهداف شغلي طرف مقابلتان چيست؟ كجا مي‌خواهد زندگي كند؟ دوست دارد در جايي ثابت باشد يا هر جا باد مي‌وزد برود؟

هر كس يك طرح يا آرزوي اصلي دارد. دريابيد آيا شما مي‌خواهيد همسفر روياهاي همسر آينده‌تان باشيد يا نه!؟
البته نمي‌توانيد همه چيز را در مورد همسرتان بفهميد. گذر زمان شما را پخته‌تر خواهد كرد و مطالب بيشتري در مورد هم مي‌فهميد. اگر مسائل اصلي و اوليه را از ابتدا درست كنار هم قرار دهيد تا آخر عمر يك زندگي شاد خواهيد داشت.

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت12:41توسط فرنگیس |
چرا مردها بي‌احساس مي‌شوند؟

 

هموطن-اغلب مردهايي كه در معرض استرس شديد قرار دارند در خود فرو‌مي‌روند، سكوت مي‌كنند و بي‌احساس مي‌شوند تا مسئله خود را به شكلي حل كنند.
از آنجايي كه طبيعت اصلي مرد، مردانه و مذكر است براي مبارزه با استرس به اين نياز دارد كه خود را از معركه عقب بكشد و مدتي را به تنهايي بگذارند. اين رفتار قدرت مردانه او را تشديد و تقويت مي‌كند.

بنابراين زمان مناسبي براي رسيدگي به واكنش‌هاي عاطفي و احساسي نيست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با احساسات خود قطع رابطه مي‌كنند تا بتوانند به طور عيني و منطقي با مسئله پيش آمده برخورد كنند.
زن‌‌ها از اين رفتار مردها به هراس مي‌افتند زيرا اگر قرار باشد زني با احساسات خود قطع ارتباط كند بايد به قدري ناراحت باشد كه بخواهد كسي را رد كند اما اين موضوع در مورد مردها صدق نمي‌كند در حالي‌كه مردها خود به خود در واكنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه مي‌كنند.
مرد توانايي آن را دارد كه در لحظه‌اي در خود فرو برود و سكوت اختيار كند به همين شكل مي‌تواند در لحظه‌اي از اين حال خارج شود.
وقتي مردها متعادل‌تر مي‌شوند براي آنها صحبت درباره اين‌كه از چه موضوعي ناراحت بودند ساده‌تر مي‌شود.
وقتي مرد از دنياي سكوت و تنهايي بازمي‌گردد ممكن است حرفي براي گفتن نداشته باشد زيرا ممكن است به اين نتيجه رسيده باشد كه دليل و موضوعي براي ناراحت شدن وجود ندارد. در اغلب موارد وقتي مرد از سكوت و انزوا خارج مي‌شود و مي‌گويد كه همه چيز خوب و عاليست بهتر است زنش به اين گفته او اطمينان كند و در شرايط آرام قرار بگيرد.

زن‌ها را درك كــنيد


نياز به درك شدن براي زن‌ها
وقتي مرد، زمان كافي براي درك كردن احساسات و نيازهاي همسرش صرف نمي‌كند زن به سادگي سردرگم مي‌شود و امكان اين‌كه واكنشي شديد و بي‌تناسب نشان دهد افزايش مي‌يابد.
وقتي زني احساسات خود را با شوهرش در ميان مي‌گذارد اگر شوهر به حالت انفعالي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهد و اميدوار باقي بماند كه به زودي حرف‌هاي زنش تمام خواهد شد روي او اثر مي‌گذارد و بر ابهامات يا ناراحتي‌هايش مي‌افزايد.
وقتي زن‌ها تصميم مي‌گيرند مانند مردها رفتار كنند و به منطق بيش از احساسات خود بها بدهند گيج و سردرگم مي‌شوند به خصوص اگر قرار باشد زير فشاري براي تصميم‌گيري باشند. معمولا وقتي زني سردرگم است، مي‌خواهد تصميمي بگيرد در اين زمان او بيش از هر چيز به آرامش نياز دارد وبايد آرام بگيرد و احساساتش را مرور كند. در اين زمان است كه مي‌تواند به راحتي تصميم بگيرد. وقتي مردي براي درك كردن زنش به حرف‌هاي او گوش مي‌دهد خود به خود متعادل‌تر مي‌شود و زن زماني متعادل‌تر مي‌شود كه بتواند حرف‌ها و احساساتش را بازگويد و اين تنها زماني ميسر است كه مردها بتوانند زبان تكلم زن‌ها را بياموزند و زن‌ها هم به طريقي سخن بگويند كه مردها ميل به شنيدن داشته باشند.
يكي از فوايد گوش‌دادن مردها به صحبت همسرانشان اين است كه آنها احساسات خود را كنار مي‌گذارند و از افكار خود براي درك احساسات زنشان و اين كه چرا او چنين احساسي دارد استفاده مي‌كنند.

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت11:18توسط فرنگیس |