تبليغاتX
رامهرمز شهر من
شهر من شهر وفاست ....آسمونش یه رنگ دیگه ست... مردمانش همه خوب...
http://www.siterooz.com/webgard/018650.php
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:40  توسط فرنگیس  | 

 


خانمها :

رازهای او را هیچ گاه به کسی نگویید ، آن رازها تنها برای گوشهای شما هستند.

زوج های ازدواج کرده ای که به یکدیگر عشق می ورزند، هزاران پیام به یکدیگر می دهند، بدون اینکه حرف بزنند، گاهی سکوت بیانگر خیلی حرفهاست.

گاهی به او بگویید که عاشقش هستید و بدون او کامل نبودید.

وقتی که راجع به دوستان قدیمی اش صحبت می کند، با دقت گوش دهید، آن دوستان برای او خیلی عزیز هستند و او با شما بخشی از گذشته اش را که برای او مثل گنج است، قسمت می کند.


به او کمک کنید آن چه را که مورد علاقه شماست بیاموزد.


وقتی راجع به او صحبت می کنید، وی را بالا ببرید (به او شخصیت دهید) و هرگز او را کوچک نکنید.


برای او چتری بخرید و آن را در جایی بگذارید که او بتواند آن را پیدا کند.


اگر با بچه ها مشغول بازی کردن است ، تو هم به آن ها ملحق شو و به او اجازه بده که با آنها، بازیهای پر صدا بکند. اگر این کار او را شاد می کند، حرفی نیست.


تنها بیان کردن مسئله ای درست در مکانی درست هنر نیست، بلکه خودداری از بیان مطالب مسئله ساز در موقعیت های نادرست هنر است.
آقایان :

شما باید برای همسرتان آن طور آماده شوید که دوست دارید او برای شما آماده شود.

بعضی از زنان تصور می کنند که مردان، آن ها را برای کامجویی می خواهند، این تصورات را در هم شکنید.

بیشتر زنان به خاطر احساس رضایت می خواهند کار کنند، زیرا بیکاری، بطالت و افسردگی می آورد.


کمتر زنی که نیازهای عاطفی و مالی او بر آورده می شود، نیاز به کار کردن در خود می بیند.


تفکر« شوهر خدای دوم در عصر توسعه و فرهنگ»، جواب نمی دهد. دوباره سنجی بعضی از باورها لازم است.


مشکلات شغلی خود را با همسرتان در میان بگذارید اگر نتوانست راهنماییتان کند، حداقل شرایط شما را درک می کند.


اگر کار می کند سعی نکنید از میزان درآمدش مطلع شوید، اجازه بدهید کم کم خودش راه شریک شدن در مخارج زندگی را می آموزد.


گاهی اجازه بدهید کنترل تلویزیون را او در دست بگیرد، در این صورت احساسش به شما بهتر می شود.

منبع :برگزیده از مجله فضیلت خانواده و کتاب های تسخیر قلب 1 و 2



بازديد : 35

تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:39  توسط فرنگیس  | 


مهسا عاشق همسر خود می باشد، او دارای 3 فرزند است و شغل مناسبی در رابطه با برنامه ریزی کامپیوتری دارد. با این وجود، خانواده، خانه زیبا، و ماشین گران قیمت، هیچ یک نمی توانند موجبات خوشحالی او را فراهم سازند.

او احساس می کند انسان بدبختی است. در اولین جلسه های مشاوره به من می گفت من خیلی غنی تر از پدر و مادرم هستم و تقریباً هر چیزی را که فکرش را بکنید دارم، اما نمی دانم برای چه احساس خوبی ندارم و فکر می کنم فرد بسیار ناامیدی هستم.

چشم هایتان را ببندید تا همه چیز را بهتر ببینید

من همیشه به مراجعینم توصیه می کنم: "چشم هایتان را ببنندید و سعی کنید همه چیز را همانطور که هست، ببینید." من به مهسا گفتم که جواب سوالت را خودت باید پیدا کنی بنابراین بهتر است چشم هایت را روی هم بگذاری تا با کمک هم بتوانیم راه حل مشکلت را پیدا کنیم. بعد از او خواستم تا خودش را در ذهن به تصویر بکشد در حالیکه مادرش روبروی او ایستاده و از او خواستم به من بگوید که آیا نقاط اشتراکی میان خود و مادرش پیدا می کند یا خیر.

مهسا گفت ما دارای شباهت های زیادی هستیم اما به نظر می رسد که هر دو نفرمان از گفتن چیزی خودداری می کنیم. بعد از او سوال کردم که فکر می کنی چه چیزی میخواهید به هم بگویید؟ مهسا گفت: "شاید می خواهیم به هم بگوییم که هر کاری که دلت می خواهد را انجام بده و از زندگی لذت ببر." با بیان یک چنین تصور آرام بخشی، مهسا یک نفس عمیق کشید و من احساس کردم که قدری آرام تر شد.

سپس از او پرسیدم که آیا تفاوتی میان خود و مادرت می بینی؟ او در پاسخ به من گفت: "بله مادرم مثل یک کدبانو در خانه می نشست و همیشه همراه من و خواهرم بود و از ما به خوبی مراقبت می کرد. در عوض من شاغل هستم و درآمد بالایی دارم." در اینجا حرف او را قطع کردم و پرسیدم آیا کار با کامپیوتر را دوست داری؟ مهسا گفت: "حقیقتش را بخواهید، نه؛ در واقع باید بگویم که از آن متنفرم، خیلی خسته کننده است!"

تله احساسی

زمانیکه از مهسا پرسیدم در حالیکه به شغل خود علاقه ای ندارد، برای چه آنرا انجام می دهد؟ او در پاسخ به من گفت "زمانیکه من و همسرم با هم ازدواج کردیم، من به او قول دادم که کار می کنم و ماهیانه مبلغی را به عنوان کمک خرج در احتیار او قرار میدهم تا بتوانیم در کنار هم از بالاترین استانداردهای زندگی بهرمند شویم. او خودش اعتراف می کرد که خانه گرانقیمتش در بالاترین نقطه شهر هزینه های بالایی را برای آنها در بر دارد و بیش از یک خانه بیشتر شبیه به یک دام است که آنها را در بر گرفته.

او از همه طرف در خانه خود محصور شده بود و هیچ راه فراری نداشت. او ادامه داد: "بزرگ شدن در یک خانه معمولی در یک محله نه چندان اشرافی اصلاً برایم جالب نبود، به همین دلیل فکر می کردم که اگر بتوانم در یک خانه زیبا در قسمت های بالای شهر زندگی کنم شاید بتوانم به آن میزان خوشحالی که انتظارش را داشتم دست پیدا کنم؛ اما این اتفاق نیفتاد." من از او سوال کردم که آیا مادرت از وضعیت زندگی خود راضی بود؟ او جواب داد: "نه فکر نمی کنم"

"زمانیکه من نوجوان بودم او همیشه به من می گفت که چقدر دلش می خواست وارد عرصه موسیقی شود، اما به خاطر خانواده اش بر روی تمام آرزوهایش پاگذاشت. شوهرش که همان پدر می شود اصرار داشت که زن باید یک کدبانوی کامل باشد و در کارهای خانه تبحر داشته باشد. مادرم هم از مادرش یاد گرفته بود که تنها در صورتی می تواند یک همسر خوب باشد که بر روی همه خواسته هایش پا بگذارد و فداکاری کند."

زمانیکه از مادرم سوال می کردم که الآن پشیمان است با یک صدای کاملاً منطقی به من پاسخ می داد که خدا را به خاطر داشتن یک زندگی خوب و آرام سپاس میکند، اما در عین حال هیچ وقت نمی تواند فراموش کند که از همه آرزوهایش دست کشیده. خودش هم گاهی اوقات اعتراف می کرد که خشم و نفرت خود را با دریغ کردن محبت از همسرش و خرج کردن نادرست پول های او تخلیه می کرده.

او احساس گناه می کرد و همین امر باعث می شد که خشم خود را بر سر من و خواهرم تخلیه کند. بعد از مهسا پرسیدم که تو چه نتیجه ای می توانی از زندگی مادرت بگیری. او گفت: "من منکر این امر نیستم که خانم ها در عین حال باید یک همسر خوب و یک مادر فداکار برای کودکان خود باشند، بلکه معتقدم باید در مورد خودشان نیز کوتاهی نکنند، به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم زن متفاوتی نسبت به مادرم باشم.

من شروع کردم به کار کردن در خارج از خانه و بیشترین میزان آزادی را که یک مادر می توانست داشته باشد برای خود ایجاد کردم. " من به او گفتم: "پس اینطور، اما تو که چند لحظه پیش گفتی به خاطر پول کار می کنی و قصدت از کار کردن، جلب رضایت همسر و فرزندانت است و کاری که انجام می دهی دقیقاً آن چیزی نیست که دلت می خواسته!" و بعد اضافه کردم: " در این جا باید بگویم که هم مادرت و هم تو بزرگترین اشتباهی را مرتکب شدید که همه خانم ها می توانند در زندگی خود دچار آن شوند."

از رویاهای خود دست نکشید

هر دوی شما از رویاهای خود دست کشیدید، و نخواستید همان چیزی که درونتان به شما می گوید، باشید. و به همین دلیل است که هر دوی شما احساس نارضایتی از زندگی هایتان را داشتید. هر دوی شما به خودتان اجازه دادید تا همه توان و نیروهایتان را صرف همسرتان بکنید و بعد به خاطر این کار از آنها متنفر شوید. بعد ها که مهسا کمی اعتماد بیشتری نسبت به من پیدا کرد، گفت که بزرگترین آرزویش این بوده که پا به عرصه هنر گذاشته و یک هنرپیشه موفق شود. او به من گفت: "از همان دوران کودکی هم آرزویم این بود که روی سن بروم و همه را مجذوب خود کنم."

او اظهار می داشت که: "همیشه می توانستم مردم را سرگرم کنم و آنها را بخندانم اما از زمانی که ازدواج کردم دیگر تبدیل شدم به یک انسان خشک و جدی که کارم حرف اول را برایم می زد. از او پرسیدم برای چه آرزوی هنرپیشگی رابه فراموشی سپردی؟ او در جواب به من پاسخ داد: "من برای این کار پول کافی در اختیار نداشتم و همسرم هم نمی توانست به طور کامل از نظر مالی مرا حمایت کند."

او به من می گفت همیشه باید شغلی را انتخاب کنم که بالاترین میزان درآمد را برایم به همراه داشته باشد حتی اگر آنرا دوست هم نداشته باشم چون برایم درآمد زایی دارد، باید به انجام آن ادامه دهم. از او پرسیدم آیا از همسرت به دلیل پشتیانی نکردن از تو و اینکه تشویقت نکرده تا به آرزویت دست پیدا کنی ناراحت هستی؟ با صدای بلند فریاد زده: "البته که ناراحتم. از نظر او من کسی هستم که صبح ها برایش صبحانه درست نمی کنم، شام هم خوب بلد نیستم درست کنم، نحوه صحیح پول خرج کردن را بلد نیستم، و تمایل چندانی هم به برقراری یک رابطه جنسی پرحرارت ندارم."

او در ادامه گفت: "الان که فکر می کنم می بینم که من تفاوت چندانی با مادرم ندارم، حتی گاهی اوقات خشم و نفرتم را بر سر پسرهایم نیز خالی می کنم. کمکم کنید، چه کار می توانم بکنم؟" من به مهسا پیشنهاد کردم که همسرش را نیز با خود به مطب بیاورد تا حرف هایش را از صمیم قبل به او بزند و من هم به همسرش کمک کنم تا بتواند حرف های مهسا را راحت بشنود و متوجه شود و با کمک هم به یک راهکار دو جانبه دست پیدا کنیم. مهسا ابتدا سعی کرد تا با خودش کنار بیاید که همین حالا نیز می تواند وارد عرصه هنرپیشگی شود و بعد در کنار همسرش به ملاقات من آمدند.

او در طی دوره های مختلف روانکاوی به این نتیجه رسید که خودش این حس را بوجود می آورد که استحقاق خوشبختی را ندارد و نمی تواند احساس خوشحالی داشته باشد. این تفکرات جزء شایع ترین موانعی هستند که می توانند بر سر راه هر فردی ظاهر شده و آنها را از رسیدن به اهدافشان دور نگه دارند. زمانیکه مهسا بالاخره همسرش را نزد من آورد احساس توانمندی بیشتری نسبت به روز اول می کرد و به راحتی تفکرات ذهنی خود را با همسرش در میان گذاشت.

مهسا به همسرش گفت که آرزوی قلبی اش چیست و بعد هم تاکید کرد که به این خاطر که از او حمایت نکرده حس بدی پیدا کرده. در انتهای جلسه مشاوره، همسر مهسا واقعیت ها را درک کرد و قول داد که هر کمکی که از دستش بر بیاید برای خوشحال کردن همسرش انجام خواهد داد. من به همسر مهسا گفتم که باید میزان انعطاف پذیری خود را در مقابل همسرش افزایش دهد و او را صمیمانه دوست بدارد. من به او گفتم که زمانیکه کسی را واقعاً دوست داشته باشی چیزی جز خوشحالی او را نمی خواهی."

بعد از چندی یک دعوت نامه برای من از طرف مهسا آمد که او مرا به اولین اجرای خودش روی صحنه دعوت کرده بود. از دیدن این دعوتنامه خیلی تعجب نکردم، اما بسیار مسرور شدم.

او برایم یادداشت گذاشته بود که نقش اول را بازی نمی کند، اما همین نقش کوچک هم می تواند آغاز خوبی برایش محسوب شود. چه لذتی داشت که می دیدم مهسا روی صحنه می درخشد. شاید برایش کمی هیجان آور و اضطراب آمیز بود، اما آنقدر روان بازی می کرد که گویی به صحنه تعلق دارد.

در آخر مراسم، همسر مهسا نزد من آمد و به خاطر همه چیز تشکر کرد. او خیلی خوشحال تر از گذشته به نظر می رسید و به همسرش افتخار می کرد.
سایت مردمان


بازديد : 36

تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:38  توسط فرنگیس  | 

 


5 راز برای زندگی توام با عشق حتی بعد از ورود فرزند به زندگی
او یک خانم 25ساله بود که با اصول مادری به اندازه کافی آشنا بود. اولین کودک او 14 ماهه بود که دومین فرزندش به دنیا آمد. او انتظار هیچ تغییر واقعی در زندگی صمیمی خود با همسرش را پیش بینی نکرده بود...


ه نظر او آمدن بچه در زندگی ، یک تغییر موقت ایجاد می کرد که بعدها به طور تدریجی به روال قبلی بازگشت می کرد. ولی بعد از مدتی متوجه تغییرات زیادی شد، احساس خستگی ، استرس و هرج و مرج در تمام ابعاد زندگی. کم کم به این نتیجه رسید که شایعات مربوط به نقش تخریبی فرزند در روابط زناشویی ، چندان هم بی ربط نیست!


به گزارش گروه ترجمه خبر سلامت نیوز، به مرور که تعداد فرزندان بیشتر می شوند ، دگرگونی اساسی در اشتیاق و طراوت اولیه زناشویی رخ خواهد داد و تعادلات دچار تغییر می شود. زن و شوهر تبدیل به ستون خانه شده و در عوض خانه تبدیل به شهر اسباب بازی می شود.یعنی آن فضای دنج و خلوت و دوست داشتنی دونفره دیگر وجود نخواهد داشت. معمولا زمانی که دومین فرزند به دنیا می آید ، فرزند اول به قدر کافی بزرگ شده که بتواند در بعضی موارد مستقل عمل کند و حتی دستگیر پدر و مادر باشد. اما پرستاری از نوزاد به اندازه کافی وقت گیر خواهد بود. و در نهایت مواجه با تغییرات اجتناب ناپذیر است. به طور متوسط ، والدین تنها 20 دقیقه در هفته فرصت با هم بودن را خواهند داشت. و برای غلبه بر این تغییر ناخواسته ، باید بتوان روش های جدیدی را خلق کرد تا زندگی همچنان برای زوجین لذت بخش بماند.

تعریف جدید از رابطه: شاید نتوان رابطه زناشویی خود را مثل قبل ادامه داد. ولی در هر حال باید به گونه ای جدید و سازگار با محیط خلق شده، این رابطه را در قالب فعالیتی جدید و دوست داشتنی دو طرف حفظ نمود.

ارتباط مجدد: مرتبا راجع به کودکان و مسائل آنها باهم صحبت نکنید. شاید این موضوع جالب و جذاب باشد، اما از آن اجتناب کنید. زمانی را اختصاص دهید که تنها راجع به خود صحبت کنید.

خلاق باشید: می توانید برای 1 یا 2 ساعت ، کو دک خود را برای پیاده روی با پرستار راهنمایی کنید و در عوض این مدت را با همسر خود به دلخواه سپری کنید.

خودجوش باشید: منتظر نباشید که فرصت ها به سراغ شما بیایند بلکه خود فرصت ها را خلق کنید.

واقع بین باشید: از بیان این شکاف در ارتباط نترسید.ممکن است جسم شما پافشاری کند. برطرف کردن این سوال تنش زا اولین گام مثبت برای ایجاد یک هماهنگی اساسی در ادامه زندگی است.

رعایت این موارد سبب می شود که به تدریج بتوانید با تک تک این نقش های جدید در زندگی کنار آمده و علاقه اصلی خود را نیز از دست ندهید. یعنی عاشقی تمام عیار باقی بمانید. ارتباطی جدید خلق کنید و به نیاز ها پاسخ دهید. مهم حفظ روابط صمیمی و عاشقانه است.


گروه ترجمه سلامت نیوز- مترجم: فاطمه زرمهر


بازديد : 11

تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:35  توسط فرنگیس  | 

 


هموطن-اگر زن به اين موضوع توجه داشته باشد كه مردها، ذهن‌شان را به موضوع به‌خصوصي جلب مي‌‌كنند، مي‌‌توانند با پرت نكردن حواس او، از بروز بسياري از اختلافات جلوگيري كنند.
اگر زن مي‌‌خواهد توجه همسرش را به موضوعي جلب كند، بايد از روش مناسبي استفاده كند. مي‌‌تواند به همسرش بگويد كه مي‌‌خواهد با او حرف بزند و بعد وقتي همسر، حواسش را متوجه او كرد، درباره مطلب مورد نظرش حرف بزند.


زن به جاي اين‌كه بي‌مقدمه شروع به صحبت كند، مي‌‌تواند به همسرش بگويد: «عزيزم مي‌‌دانم كه گرفتار هستي اما همين حالا به كمك تو احتياج دارم. ممكن است يك دقيقه وقت خودت را به من بدهي؟»
اين طرز برخورد، به مرد امكان انتخاب مي‌‌دهد. به او فرصت مي‌‌دهد تا حواس خود را متوجه زنش كند.
با علم به اين موضوع زن مي‌‌داند كه اگر همسرش همه حواس خود را به او ندهد، بدين معنا نيست كه به او اهميت نمي‌‌دهد بلكه علتش اين است كه توجه او قبلا به جاي ديگري معطوف شده است؛ مثلا اگر مرد در حال تماشاي برنامه اخبار تلويزيون است، هرگز عاقلانه نيست كه در همان زمان، انجام كاري را از او بخواهيد. در اين زمان مي‌‌توانيد از او بپرسيد: «كي مي‌‌توانيم با هم حرف بزنيم؟» اگر جواب بدهد كه همين حالا و در ضمن تلويزيون را خاموش نكند، معلوم مي‌‌شود كه او به اشتباه گمان مي‌‌كند كه مي‌تواند دو كار را به طور همزمان انجام بدهد. بي‌جهت فريب نخوريد و بعدا او را به خوب گوش ندادن متهم نكنيد.

زن‌ها نياز به احساس امنيت دارند
يكي از اساسي‌ترين نياز ما زن‌ها در روابط صميمي‌مان اين است كه احساس امنيت كنيم. احساس عميق و دروني از اين‌كه رابطه‌مان محكم و استوار و ماندگار است و اين‌كه نامزد يا همسرمان در عشق خود جدي و ثابت‌قدم است و به ما نيز متعهد و پايبند.
به طوري كه به عشق او اعتماد كنيم و بنابراين بتوانيم به خود نيز اجازه دهيم تا تمام و كمال عشق بورزيم و جز عشق پاسخ نگيريم.
اين امنيت عاطفي كليد گشايش دل و جان زن محسوب مي‌‌شود. هنگامي كه ما زن‌ها احساس امنيت مي‌‌كنيم، مي‌‌توانيم آرامش خاطر داشته باشيم و بدرخشيم.
هرچقدر ما زن‌ها خود را باسواد، آزاد، مستقل و متكي به خود بدانيم اما بازهم بخشي از روح و روان ما وجود دارد كه همواره با آن در حال نبرد و سر و كله زدن هستيم و همواره نيز خود را به اين دليل سرزنش مي‌‌كنيم اما هرگز قادر نيستيم بر آن چيره شويم يا آن را از ميان برداريم و يكي از رازهاي ناگفته ما زن‌ها نيز همين است.

همسرتان را بپذيريد!
طي چند سال گذشته، طرز تفكر زنان و مردان بسيار عوض شده است. در بسياري از موارد، زن و مرد تمايل دارند كارها و رفتارهايشان شبيه طرف مقابل باشد.
اين امر را بزرگ‌ترين علت شكست روابط زناشويي در دنياي امروز مي‌‌دانند.
در واقع مي‌‌بايست همسرمان را همان‌گونه كه هست، بپذيريم نه اين‌كه قصد داشته باشيم او را به طور كامل تغيير دهيم.
زن و مرد آنقدر با هم تفاوت دارند كه گويي هركدام متعلق به يك سياره ديگر هستند. روش‌هاي برقراري ارتباط، تفكر، ابراز علاقه و... در زنان و مردان كاملا متفاوت است.
مردان، موفقيت، استقلال، سود، كارآيي و قدرت را تحسين مي‌‌كنند و بيشتر به هدف و نتيجه مي‌انديشند تا روابط افراد، در حالي كه زنان طالب تغيير و تنوع، ابراز احساسات، هديه و روابط صميمانه هستند. زنان بيش از هر چيز شيفته توجه، گوش كردن، تفاهم، احترام، محبت و علاقه، قدرداني، پذيرش احساسات و تغييرات رفتاري‌شان از طرف مقابل هستند.
تمايلات مردان نيز به گونه‌اي ديگر است؛ آنها بيشتر تمايل دارند مورد تعريف و تمجيد قرار گيرند، همسرشان به آنها اعتماد كند و او را همان‌طور كه هست، بپذيرد بدون اينكه قصد تغيير او را داشته باشد. در اين صورت شانس زندگي زناشويي را بالا برده‌ايم.
درك و قبول شريك زندگي مانع دلسردي، نااميدي، بغض و كينه مي‌‌شود به علاوه اين تفاهم و درك مطلوب، باعث مي‌‌شود نيازهاي طرف مقابل نيز كاملا تامين شود.
در سايه چنين ارتباطات متقابلي، زن و شوهر يك گام به جلو برمي‌دارند، در نتيجه خود را براي پيشرفت زندگي آماده مي‌‌كنند و كوچك‌ترين فرصت‌ها را براي ايجاد روابطي رضايت‌بخش و كاملا استوار غنيمت مي‌‌شمارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:33  توسط فرنگیس  | 


1- با شوهری که از سر کار می آید چه رفتاری دارید؟

الف- چه باید کرد؟

1- سلام و احوالپرسی معمول منتها با خوشرویی و گفتن «خسته نباشید».

2- گرفتن کیف، کت و بسته های خریداری شده

3- دادن خبرهای خوش

4- آرام کردن فرزندان و هر یک را به کاری مشغول کردن.

5- سریع آماده کردن میز غذا یا چیدن سفره.

6- پرس و جو از اوضاع کاری روز و فرصت دادن به مرد تا حرف هایش را بزند.

و خلاصه به هر طریق می توانید احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز کنید.

حرف دیل کارنگی یادتان باشد که می گوید :«تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.»


گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. خانم ها باید متوجه این خصیصه مردها باشند. از سوی دیگر، شوهر با حسادت خود به طور غیرمستقیم به همسرش نشان می دهد که چقدر دوستش دارد.

ب- و اما چه نباید کرد؟

1- بی اعتنایی و سرد رفتار کردن.

2- در خواست انجام کاری پیش از غذا خوردن.

3- گله و شکایت از بچه ها و یا شکوه و شکایت از کارهای روزانه.

4- درخواست پول یا بیان سایر توقعاتی که احتمالاً برای مرد مشکل آفرین است.

شاید بگویید این موارد پیش پا افتاده است، اما لطفاً صادقانه پاسخ دهید، آیا با وجود آگاهی از این موارد جزئی، به آنها عمل می کنید یا فقط گاهی یکی – دو تایی را اجرا می کنید؟

2- اگر شوهرتان دیر به منزل بیاید با او چه رفتاری دارید؟

یکی از عمده ترین اختلاف های زوجین، دیر آمدن مرد به خانه است. طبیعی است هیچ مردی حق ندارد بدون دلیل موجه دیر به خانه برود. اما خانم ها هم نباید در صورت دیر آمدن مرد به منزل، جنجال به پا کنند. خانم ابتدا باید علت واقعی را پیدا کند تا از روی حدسیات و افکار منفی خود واکنشی نشان ندهد که رابطه را پر از خشونت و مشاجره کند.

زن باید علت دیر آمدن را سؤال کند وگرنه مرد فکر می کند این موضوع برای زن بی اهمیت است، اما در عین حال زن باید سؤال خود را با لحنی آرام مطرح کند، آن هم پس از این که شوهر شام خورد و کمی استراحت کرد. زن باید او را متوجه کند که به خاطر نگران بودن چنین پرسشی کرده است. با این برخورد ، شوهر مجبور می شود با حوصله و به نرمی دلیل دیر آمدنش را توضیح دهد.

اما اگر زن لحن تند و غیر دوستانه ای داشته باشد مرد احساس می کند مورد بازخواست قرار گرفته، از طرفی هم خسته و گرسنه است بنابراین ممکن است حتی با لحن زننده ای مثلاً بگوید «به تو مربوط نیست»، یا سکوت کند.

مردی می گفت «شغلم طوری است که اکثراً نمی توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از این وضعیت با خبر است اما تا می رسم غُرولند می کند. من هم دیگر به این رفتارش عادت کرده ام و دیگر تلاشی برای سر وقت رسیدن نمی کنم. از این که فکر می کنم او به من ظنین است عصبانیتم دو برابر می شود.»

البته بهتر است مرد در این صورت تلفنی به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهید که شاید گاهی تلفن دم دست او نباشد. برخی از مردها هم می گویند اگر هر بار به خانه تلفن کنیم همسرمان عادت می کند، آن وقت اگر یک بار نتوانیم زنگ بزنیم بیشتر نگران می شود.

اما از اینها گذشته، کمی هم باید مسئله را از دید خانم ها بررسی کنیم. بیشتر زنان مایلند ساعت دقیق آمدن همسرشان را بدانند. اما منظور آنها بازخواست یا کنجکاوی نیست بلکه می خواهند غذا را طوری آماده کنند که به محض ورود همسرشان، غذا را بکشند. حالا شما خود را به جای همسری بگذارید که نمی داند کِی پلو را دم کند تا نسوزد، کِی خورش را بار بگذارد که به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا بدهد یا نه و خلاصه دهها مورد دیگر که به سلیقه شخصی زنان مربوط می شود. اگر شوهر دیر کند تمام نقشه های همسرش را به هم می ریزد. در حالی که وقت شناسی حداقل احترامی است که مردان می توانند به زحمت های روزانه همسرشان بگذارند.

از یاد نبریم نهایت آرزوی هر زن، فراهم کردن شرایط آسایش و راحتی برای شوهرش است. باید قبول کرد که وقتی او یکی دو ساعت را در نگرانی و اضطراب به سر برده باشد، نمی تواند خوش آمدگوی خوبی به هنگام ورود شوهرش باشد.


در اینجا باید به زنان خوب و دوستدار شوهر توصیه ای کنیم. شما که دوست ندارید به تنهایی غذا بخورید و حتماً باید شوهرتان در کنارتان باشد لازم است به نکته ای ظریف توجه کنید. اگر مایلید او هرچه زودتر وضع مالی اش را بهبود بخشد و خواسته هایتان را برآورده سازد، باید خود را برای این گونه دیر آمدن ها آماده کنید. زیرا همیشه چنین فرصت کاری خوبی برای همسرتان مهیا نیست. در چنین مواقعی باید برای خود سرگرمی سالمی پیدا کنید تا هم شوهرتان آسوده خاطر به کارهایش برسد و هم شما هنری بیاموزید، یا تخصصی پیدا کنید. زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد. البته زنان در صورتی باید چنین فرصتی به شوهر خود بدهند که مدت آن قابل قبول باشد وگرنه شوهر باید در برنامه کاری خود تجدید نظر کند، زیرا زندگی فقط کار و مادیات نیست.


زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد.
3- با «سکوت شوهر» چه برخوردی کنیم؟

بیشتر خانم ها از سکوت شوهر در خانه سراسیمه و نگران می شوند، نشاط خود را از دست می دهند و این سکوت را به خود نسبت می دهند و پیش خود فکر می کنند: دوباره از چه دلخور است که حرف نمی زند. آیا ممکن است دیگر مرا دوست نداشته باشد؟ این حق خانم هاست که از مسائل شوهر خود مطلع باشند. یک زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در میان بگذارد، تا هم احساس غریبه بودن نکند و هم این که دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شاید بتواند کمکی کند. اما خانم ها باید به این مورد هم توجه کنند که بیشتر شوهرها مایل نیستند مشغله های فکری شان را با همسر خود در میان بگذارند چون می ترسند او را دچار نگرانی و اضطراب کنند. به علاوه چون مطمئن هستند از عهده حل مشکل بر می آیند فکر می کنند تا آن وقت نباید به همسرشان چیزی بگویند. گرچه نمی شود این رفتار را صد درصد تأیید کرد اما آنها با حسن نیت چنین می کنند. همسرتان فقط می خواهد شما ناراحت نشوید. مردی که تمام مشکلات کاری خود را با همسرش در میان بگذارد در واقع بخشی از بار آن را به دوش او منتقل می کند. به جای این که از شوهرتان انتظار داشته باشید تمامی افکار و اسرارش را با شما در میان بگذارد، به او فرصت دهید تا تنها بماند. در ضمن شرایط آرامش او را مهیا کنید و تا می توانید مهربانی کنید. این رفتار باعث می شود شوهرتان در کمال آسایش به مشکلش بیندیشد و برای حل آن اقدام کند. در چنین خانه ای است که مرد می تواند تمام غصه هایش را فراموش کند.

4- مواظب حسادت های شوهرتان باشید

برای داشتن حس تفاهم با شوهرتان باید بدانید که او چه روحیه ای دارد. آیا انتظار دارید از همکار شوهرتان تمجید کنید و او ناراحت نشود؟ اگر می خواهید همیشه در قلب شوهرتان جای داشته باشید هیچ گاه بیش از حد از مردی نزد او تعریف نکنید. هیچوقت چیزهایی را که از دیگران یاد می گیرید با آب و تاب پیش او بازگو نکنید. از کجا می دانید به غرور شوهرتان برنخورده است؟ گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. شما باید متوجه این خصیصه مردها باشید. از سوی دیگر شوهرتان با حسادت خود به طور غیرمستقیم به شما نشان داده است چقدر دوست تان دارد.

5- غرغر کردن چاره کار نیست

در بیشتر مواقع حرف هایی که خانم ها می زنند درست و منطقی است، اما در زمان و نحوه بیان مطلب اشکال است. اگر نتیجه کاری خوب بود می توان تکرارش کرد، اما اگر حاصل منفی بود باید شیوه دیگری در پیش گرفت. شما با سرزنش، غرولند، بداخلاقی و رنجور نمایی فقط مرد را از خانه فراری می دهید! خانه محل آسایش و آرامش همسر شماست. اگر دائماً خطاهای او یا مشکلات خود را به رخش بکشید عاقبت می گریزد و به جایی پناه می برد که از این مزاحمت به دور باشد (البته این مطلب به معنی تأیید این رفتار مردان نیست). رگ خواب شوهرتان را به دست آورید، آن وقت همه چیز درست می شود. با گوشه و کنایه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت های خود حذف کنید.

به مردان عاشق نیز توصیه ای می کنیم: برای این که روح زن را شاداب و با نشاط سازید باید بخشی از اوقات فراغت خود را فقط به او اختصاص دهید. یک زن نیاز به توجه و احساس امنیت دارد. از یاد نبریم زن ها از طریق محبت و عشق ورزی بهتر و راحت تر با مردان کنار می آیند تا با اهدای قطعه ای جواهر. به همسرتان اجازه دهید گاهی خودش را برای شما لوس کند. مگر مردان گاهی خود را لوس نمی کنند و متوقع نیستند نازشان را بکشند؟!

گاهی پیش می اید که زن با رنجورنمایی یا نق زدن می کوشد محبت شوهرش را جلب کند. در چنین موقعیتی شوهر آگاه و دانا، زن را درک می کند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمی کند که هدفش چیز دیگری است.

«گاهی دست نوازش، کنار او نشستن و صحبتی صمیمانه، معجزه می کند.»

افسوس که ما خودخواهانه به ندرت چنین می کنیم. زنان گاهی فقط نیاز به گوش شنوا دارند. با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن روحشان را سبک می کنند. مرد خوب همواره این فرصت را به همسرش می دهد. به حرف های او گوش بدهید و او را تأیید کنید. این عمل را نه به صورت مکانیکی، بلکه از روی رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهید.

«در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن، بیش از نیاز به نان است.» مادر ترزا

منبع : اینترنت

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:33  توسط فرنگیس  | 

سیاست های زنانه در همسرداری [ September 20, 2008 ]

به‌خاطر داشته باشید، شناخت افرادی که با آنها در تقابلید، همواره به نفع شماست.

وقتی همسر خود را بشناسید، مطمئناً باور خواهید کرد که به‌میزان زیادی می‌توانید در روابط‌تان با او ثمربخش و تأثیرگذار باشید، بنابراین سعی کنید اکسیر توانایی‌های خود را که شما را مبدل به کیمیاگری قابل در روابط همسری‌تان می‌کند، همیشه به بهترین وجه به‌کار گیرید.

1- بدانید با مستحکم کردن پایه‌های ایمان در قلب همسرتان، به سلامت و تحکیم پایه‌های زندگی‌تان کمک کرده‌اید.


در به‌جا آوردن تکالیف شرعی، همواره همراه و مشوق همسرتان باشید، نه مانع و متزلزل کننده.
2- حمایت و همدلی یعنی اینکه شما با شوهرتان صادق باشید، نه اینکه کورکورانه از او حمایت کنید.

3- خارج از حیطه نظارت همسرتان، چنان رفتار کنید چنانچه او حضور دارد.

4- در مشکلات، با اعتقاد به قانون مصلحت و حکمت خداوند، با استقامت باشید و این حس را به همسرتان هم القاء کنید.

5- زمان عنوان کردن هر مطلب را متناسب با روحیه، ظرفیت و شرایط شوهرتان بشناسید.

6- درد ودل‌های خود را همزمان با غصه‌های او مطرح نکنید.

7- فراموش نکنید شما مسئول التیام خستگی‌ها و استرس‌های او هستید.

8- در مواقعی که همسرتان ناراحت یا مضطرب است، مراقب باشید نقش تشدید کننده نداشته باشید.

9- نگرانی‌های خود را به همسرتان منتقل نکنید، سعی کنید تنش زدا باشید، نه تنش زا.

10- در چنین مواقعی به اقتضای شخصیت همسرتان، از شیوه همدردی یا نشاط ‌زایی استفاده کنید.

11- در تمام مدت، به یاد داشته باشید که شنونده ی خوب بودن، آرام بخش او خواهد بود.

12- اجازه ندهید که اشتباهات و رفتارهای ناراحت کننده ی دیگران، لحظات شیرین شما و شوهرتان را کوتاه کند.

13- سعی کنید دلخوری‌های احتمالی خود از والدین یا دیگر افراد خانواده‌تان را با همسرتان مطرح نکنید.

14- ناراحتی‌های احتمالی از خانواده همسرتان را، به شکل گلایه مطرح نکنید، بلکه به شکل درد ودل و در شرایطی کاملاً صمیمی بیان کنید.

15- اگر از رفتار مشخصی از جانب همسرتان آزرده می‌شوید، در موقعیتی مناسب، حتماً مطرح کنید.

16- شما مکمل همسرتان هستید، اشکالات و نقایص ظاهری، اخلاقی و ... وی را در خلوت و با احترام و مهربانی به او گوشزد کنید.

17- در بیان انتقادات، کمی ملاحظه کارانه عمل نمایید.

18- در صورت بروز اشتباه از جانب مرد، در جبران اشتباه هم‌پای او بکوشید و خود را کنار نکشید.

19- اگر همسرتان متوجه اشتباهش نیست، بدون جبهه‌گیری و ملامت، در شرایطی دوستانه، به او یاد‌آوری کنید.

20- به یاد داشته باشید با به زبان آوردن مکرر اشتباهات وی، اعتماد به نفس و غرور او را سلب می‌کنید.

21- حفظ عزت مرد، در گرو حفظ غرور و احترام اوست، نگذارید عزت و غرور شوهرتان حتی ترک کوچکی بردارد!

22- در هیچ شرایطی از ازدواج با او، اظهار ندامت نکنید. ( حتی هنگام عصبانیت )

23- مراقب باشید هیچ گاه ناتوانی‌ها و کاستی‌های خارج از کنترل مرد را به او گوشزد نکنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:29  توسط فرنگیس  | 

سیاست های زنانه در همسرداری [ September 20, 2008 ]

به‌خاطر داشته باشید، شناخت افرادی که با آنها در تقابلید، همواره به نفع شماست.

وقتی همسر خود را بشناسید، مطمئناً باور خواهید کرد که به‌میزان زیادی می‌توانید در روابط‌تان با او ثمربخش و تأثیرگذار باشید، بنابراین سعی کنید اکسیر توانایی‌های خود را که شما را مبدل به کیمیاگری قابل در روابط همسری‌تان می‌کند، همیشه به بهترین وجه به‌کار گیرید.

1- بدانید با مستحکم کردن پایه‌های ایمان در قلب همسرتان، به سلامت و تحکیم پایه‌های زندگی‌تان کمک کرده‌اید.


در به‌جا آوردن تکالیف شرعی، همواره همراه و مشوق همسرتان باشید، نه مانع و متزلزل کننده.
2- حمایت و همدلی یعنی اینکه شما با شوهرتان صادق باشید، نه اینکه کورکورانه از او حمایت کنید.

3- خارج از حیطه نظارت همسرتان، چنان رفتار کنید چنانچه او حضور دارد.

4- در مشکلات، با اعتقاد به قانون مصلحت و حکمت خداوند، با استقامت باشید و این حس را به همسرتان هم القاء کنید.

5- زمان عنوان کردن هر مطلب را متناسب با روحیه، ظرفیت و شرایط شوهرتان بشناسید.

6- درد ودل‌های خود را همزمان با غصه‌های او مطرح نکنید.

7- فراموش نکنید شما مسئول التیام خستگی‌ها و استرس‌های او هستید.

8- در مواقعی که همسرتان ناراحت یا مضطرب است، مراقب باشید نقش تشدید کننده نداشته باشید.

9- نگرانی‌های خود را به همسرتان منتقل نکنید، سعی کنید تنش زدا باشید، نه تنش زا.

10- در چنین مواقعی به اقتضای شخصیت همسرتان، از شیوه همدردی یا نشاط ‌زایی استفاده کنید.

11- در تمام مدت، به یاد داشته باشید که شنونده ی خوب بودن، آرام بخش او خواهد بود.

12- اجازه ندهید که اشتباهات و رفتارهای ناراحت کننده ی دیگران، لحظات شیرین شما و شوهرتان را کوتاه کند.

13- سعی کنید دلخوری‌های احتمالی خود از والدین یا دیگر افراد خانواده‌تان را با همسرتان مطرح نکنید.

14- ناراحتی‌های احتمالی از خانواده همسرتان را، به شکل گلایه مطرح نکنید، بلکه به شکل درد ودل و در شرایطی کاملاً صمیمی بیان کنید.

15- اگر از رفتار مشخصی از جانب همسرتان آزرده می‌شوید، در موقعیتی مناسب، حتماً مطرح کنید.

16- شما مکمل همسرتان هستید، اشکالات و نقایص ظاهری، اخلاقی و ... وی را در خلوت و با احترام و مهربانی به او گوشزد کنید.

17- در بیان انتقادات، کمی ملاحظه کارانه عمل نمایید.

18- در صورت بروز اشتباه از جانب مرد، در جبران اشتباه هم‌پای او بکوشید و خود را کنار نکشید.

19- اگر همسرتان متوجه اشتباهش نیست، بدون جبهه‌گیری و ملامت، در شرایطی دوستانه، به او یاد‌آوری کنید.

20- به یاد داشته باشید با به زبان آوردن مکرر اشتباهات وی، اعتماد به نفس و غرور او را سلب می‌کنید.

21- حفظ عزت مرد، در گرو حفظ غرور و احترام اوست، نگذارید عزت و غرور شوهرتان حتی ترک کوچکی بردارد!

22- در هیچ شرایطی از ازدواج با او، اظهار ندامت نکنید. ( حتی هنگام عصبانیت )

23- مراقب باشید هیچ گاه ناتوانی‌ها و کاستی‌های خارج از کنترل مرد را به او گوشزد نکنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:28  توسط فرنگیس  | 

سیاست های زنانه در همسرداری [ September 20, 2008 ]

به‌خاطر داشته باشید، شناخت افرادی که با آنها در تقابلید، همواره به نفع شماست.

وقتی همسر خود را بشناسید، مطمئناً باور خواهید کرد که به‌میزان زیادی می‌توانید در روابط‌تان با او ثمربخش و تأثیرگذار باشید، بنابراین سعی کنید اکسیر توانایی‌های خود را که شما را مبدل به کیمیاگری قابل در روابط همسری‌تان می‌کند، همیشه به بهترین وجه به‌کار گیرید.

1- بدانید با مستحکم کردن پایه‌های ایمان در قلب همسرتان، به سلامت و تحکیم پایه‌های زندگی‌تان کمک کرده‌اید.


در به‌جا آوردن تکالیف شرعی، همواره همراه و مشوق همسرتان باشید، نه مانع و متزلزل کننده.
2- حمایت و همدلی یعنی اینکه شما با شوهرتان صادق باشید، نه اینکه کورکورانه از او حمایت کنید.

3- خارج از حیطه نظارت همسرتان، چنان رفتار کنید چنانچه او حضور دارد.

4- در مشکلات، با اعتقاد به قانون مصلحت و حکمت خداوند، با استقامت باشید و این حس را به همسرتان هم القاء کنید.

5- زمان عنوان کردن هر مطلب را متناسب با روحیه، ظرفیت و شرایط شوهرتان بشناسید.

6- درد ودل‌های خود را همزمان با غصه‌های او مطرح نکنید.

7- فراموش نکنید شما مسئول التیام خستگی‌ها و استرس‌های او هستید.

8- در مواقعی که همسرتان ناراحت یا مضطرب است، مراقب باشید نقش تشدید کننده نداشته باشید.

9- نگرانی‌های خود را به همسرتان منتقل نکنید، سعی کنید تنش زدا باشید، نه تنش زا.

10- در چنین مواقعی به اقتضای شخصیت همسرتان، از شیوه همدردی یا نشاط ‌زایی استفاده کنید.

11- در تمام مدت، به یاد داشته باشید که شنونده ی خوب بودن، آرام بخش او خواهد بود.

12- اجازه ندهید که اشتباهات و رفتارهای ناراحت کننده ی دیگران، لحظات شیرین شما و شوهرتان را کوتاه کند.

13- سعی کنید دلخوری‌های احتمالی خود از والدین یا دیگر افراد خانواده‌تان را با همسرتان مطرح نکنید.

14- ناراحتی‌های احتمالی از خانواده همسرتان را، به شکل گلایه مطرح نکنید، بلکه به شکل درد ودل و در شرایطی کاملاً صمیمی بیان کنید.

15- اگر از رفتار مشخصی از جانب همسرتان آزرده می‌شوید، در موقعیتی مناسب، حتماً مطرح کنید.

16- شما مکمل همسرتان هستید، اشکالات و نقایص ظاهری، اخلاقی و ... وی را در خلوت و با احترام و مهربانی به او گوشزد کنید.

17- در بیان انتقادات، کمی ملاحظه کارانه عمل نمایید.

18- در صورت بروز اشتباه از جانب مرد، در جبران اشتباه هم‌پای او بکوشید و خود را کنار نکشید.

19- اگر همسرتان متوجه اشتباهش نیست، بدون جبهه‌گیری و ملامت، در شرایطی دوستانه، به او یاد‌آوری کنید.

20- به یاد داشته باشید با به زبان آوردن مکرر اشتباهات وی، اعتماد به نفس و غرور او را سلب می‌کنید.

21- حفظ عزت مرد، در گرو حفظ غرور و احترام اوست، نگذارید عزت و غرور شوهرتان حتی ترک کوچکی بردارد!

22- در هیچ شرایطی از ازدواج با او، اظهار ندامت نکنید. ( حتی هنگام عصبانیت )

23- مراقب باشید هیچ گاه ناتوانی‌ها و کاستی‌های خارج از کنترل مرد را به او گوشزد نکنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:28  توسط فرنگیس  | 

 

1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.

2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می كنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی ، شاداب می شود.

3) زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند.

4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس كه 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.

5) زوج های موفق با هم رشد می كنند. مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید.

6) زوج های موفق برای حفظ روابط می كوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی ، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید.

7) از مراجعه به مشاور خجالت نكشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند.


بازديد : 26

تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:26  توسط فرنگیس  | 

http://www.siterooz.com/webgard/018424.php
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:20  توسط فرنگیس  | 

 

1- با شوهری که از سر کار می آید چه رفتاری دارید؟

الف- چه باید کرد؟

1- سلام و احوالپرسی معمول منتها با خوشرویی و گفتن «خسته نباشید».

2- گرفتن کیف، کت و بسته های خریداری شده

3- دادن خبرهای خوش

4- آرام کردن فرزندان و هر یک را به کاری مشغول کردن.

5- سریع آماده کردن میز غذا یا چیدن سفره.

6- پرس و جو از اوضاع کاری روز و فرصت دادن به مرد تا حرف هایش را بزند.

و خلاصه به هر طریق می توانید احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز کنید.

حرف دیل کارنگی یادتان باشد که می گوید :«تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.»


گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. خانم ها باید متوجه این خصیصه مردها باشند. از سوی دیگر، شوهر با حسادت خود به طور غیرمستقیم به همسرش نشان می دهد که چقدر دوستش دارد.

ب- و اما چه نباید کرد؟

1- بی اعتنایی و سرد رفتار کردن.

2- در خواست انجام کاری پیش از غذا خوردن.

3- گله و شکایت از بچه ها و یا شکوه و شکایت از کارهای روزانه.

4- درخواست پول یا بیان سایر توقعاتی که احتمالاً برای مرد مشکل آفرین است.

شاید بگویید این موارد پیش پا افتاده است، اما لطفاً صادقانه پاسخ دهید، آیا با وجود آگاهی از این موارد جزئی، به آنها عمل می کنید یا فقط گاهی یکی – دو تایی را اجرا می کنید؟

2- اگر شوهرتان دیر به منزل بیاید با او چه رفتاری دارید؟

یکی از عمده ترین اختلاف های زوجین، دیر آمدن مرد به خانه است. طبیعی است هیچ مردی حق ندارد بدون دلیل موجه دیر به خانه برود. اما خانم ها هم نباید در صورت دیر آمدن مرد به منزل، جنجال به پا کنند. خانم ابتدا باید علت واقعی را پیدا کند تا از روی حدسیات و افکار منفی خود واکنشی نشان ندهد که رابطه را پر از خشونت و مشاجره کند.

زن باید علت دیر آمدن را سؤال کند وگرنه مرد فکر می کند این موضوع برای زن بی اهمیت است، اما در عین حال زن باید سؤال خود را با لحنی آرام مطرح کند، آن هم پس از این که شوهر شام خورد و کمی استراحت کرد. زن باید او را متوجه کند که به خاطر نگران بودن چنین پرسشی کرده است. با این برخورد ، شوهر مجبور می شود با حوصله و به نرمی دلیل دیر آمدنش را توضیح دهد.

اما اگر زن لحن تند و غیر دوستانه ای داشته باشد مرد احساس می کند مورد بازخواست قرار گرفته، از طرفی هم خسته و گرسنه است بنابراین ممکن است حتی با لحن زننده ای مثلاً بگوید «به تو مربوط نیست»، یا سکوت کند.

مردی می گفت «شغلم طوری است که اکثراً نمی توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از این وضعیت با خبر است اما تا می رسم غُرولند می کند. من هم دیگر به این رفتارش عادت کرده ام و دیگر تلاشی برای سر وقت رسیدن نمی کنم. از این که فکر می کنم او به من ظنین است عصبانیتم دو برابر می شود.»

البته بهتر است مرد در این صورت تلفنی به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهید که شاید گاهی تلفن دم دست او نباشد. برخی از مردها هم می گویند اگر هر بار به خانه تلفن کنیم همسرمان عادت می کند، آن وقت اگر یک بار نتوانیم زنگ بزنیم بیشتر نگران می شود.

اما از اینها گذشته، کمی هم باید مسئله را از دید خانم ها بررسی کنیم. بیشتر زنان مایلند ساعت دقیق آمدن همسرشان را بدانند. اما منظور آنها بازخواست یا کنجکاوی نیست بلکه می خواهند غذا را طوری آماده کنند که به محض ورود همسرشان، غذا را بکشند. حالا شما خود را به جای همسری بگذارید که نمی داند کِی پلو را دم کند تا نسوزد، کِی خورش را بار بگذارد که به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا بدهد یا نه و خلاصه دهها مورد دیگر که به سلیقه شخصی زنان مربوط می شود. اگر شوهر دیر کند تمام نقشه های همسرش را به هم می ریزد. در حالی که وقت شناسی حداقل احترامی است که مردان می توانند به زحمت های روزانه همسرشان بگذارند.

از یاد نبریم نهایت آرزوی هر زن، فراهم کردن شرایط آسایش و راحتی برای شوهرش است. باید قبول کرد که وقتی او یکی دو ساعت را در نگرانی و اضطراب به سر برده باشد، نمی تواند خوش آمدگوی خوبی به هنگام ورود شوهرش باشد.


در اینجا باید به زنان خوب و دوستدار شوهر توصیه ای کنیم. شما که دوست ندارید به تنهایی غذا بخورید و حتماً باید شوهرتان در کنارتان باشد لازم است به نکته ای ظریف توجه کنید. اگر مایلید او هرچه زودتر وضع مالی اش را بهبود بخشد و خواسته هایتان را برآورده سازد، باید خود را برای این گونه دیر آمدن ها آماده کنید. زیرا همیشه چنین فرصت کاری خوبی برای همسرتان مهیا نیست. در چنین مواقعی باید برای خود سرگرمی سالمی پیدا کنید تا هم شوهرتان آسوده خاطر به کارهایش برسد و هم شما هنری بیاموزید، یا تخصصی پیدا کنید. زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد. البته زنان در صورتی باید چنین فرصتی به شوهر خود بدهند که مدت آن قابل قبول باشد وگرنه شوهر باید در برنامه کاری خود تجدید نظر کند، زیرا زندگی فقط کار و مادیات نیست.


زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد.
3- با «سکوت شوهر» چه برخوردی کنیم؟

بیشتر خانم ها از سکوت شوهر در خانه سراسیمه و نگران می شوند، نشاط خود را از دست می دهند و این سکوت را به خود نسبت می دهند و پیش خود فکر می کنند: دوباره از چه دلخور است که حرف نمی زند. آیا ممکن است دیگر مرا دوست نداشته باشد؟ این حق خانم هاست که از مسائل شوهر خود مطلع باشند. یک زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در میان بگذارد، تا هم احساس غریبه بودن نکند و هم این که دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شاید بتواند کمکی کند. اما خانم ها باید به این مورد هم توجه کنند که بیشتر شوهرها مایل نیستند مشغله های فکری شان را با همسر خود در میان بگذارند چون می ترسند او را دچار نگرانی و اضطراب کنند. به علاوه چون مطمئن هستند از عهده حل مشکل بر می آیند فکر می کنند تا آن وقت نباید به همسرشان چیزی بگویند. گرچه نمی شود این رفتار را صد درصد تأیید کرد اما آنها با حسن نیت چنین می کنند. همسرتان فقط می خواهد شما ناراحت نشوید. مردی که تمام مشکلات کاری خود را با همسرش در میان بگذارد در واقع بخشی از بار آن را به دوش او منتقل می کند. به جای این که از شوهرتان انتظار داشته باشید تمامی افکار و اسرارش را با شما در میان بگذارد، به او فرصت دهید تا تنها بماند. در ضمن شرایط آرامش او را مهیا کنید و تا می توانید مهربانی کنید. این رفتار باعث می شود شوهرتان در کمال آسایش به مشکلش بیندیشد و برای حل آن اقدام کند. در چنین خانه ای است که مرد می تواند تمام غصه هایش را فراموش کند.

4- مواظب حسادت های شوهرتان باشید

برای داشتن حس تفاهم با شوهرتان باید بدانید که او چه روحیه ای دارد. آیا انتظار دارید از همکار شوهرتان تمجید کنید و او ناراحت نشود؟ اگر می خواهید همیشه در قلب شوهرتان جای داشته باشید هیچ گاه بیش از حد از مردی نزد او تعریف نکنید. هیچوقت چیزهایی را که از دیگران یاد می گیرید با آب و تاب پیش او بازگو نکنید. از کجا می دانید به غرور شوهرتان برنخورده است؟ گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. شما باید متوجه این خصیصه مردها باشید. از سوی دیگر شوهرتان با حسادت خود به طور غیرمستقیم به شما نشان داده است چقدر دوست تان دارد.

5- غرغر کردن چاره کار نیست

در بیشتر مواقع حرف هایی که خانم ها می زنند درست و منطقی است، اما در زمان و نحوه بیان مطلب اشکال است. اگر نتیجه کاری خوب بود می توان تکرارش کرد، اما اگر حاصل منفی بود باید شیوه دیگری در پیش گرفت. شما با سرزنش، غرولند، بداخلاقی و رنجور نمایی فقط مرد را از خانه فراری می دهید! خانه محل آسایش و آرامش همسر شماست. اگر دائماً خطاهای او یا مشکلات خود را به رخش بکشید عاقبت می گریزد و به جایی پناه می برد که از این مزاحمت به دور باشد (البته این مطلب به معنی تأیید این رفتار مردان نیست). رگ خواب شوهرتان را به دست آورید، آن وقت همه چیز درست می شود. با گوشه و کنایه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت های خود حذف کنید.

به مردان عاشق نیز توصیه ای می کنیم: برای این که روح زن را شاداب و با نشاط سازید باید بخشی از اوقات فراغت خود را فقط به او اختصاص دهید. یک زن نیاز به توجه و احساس امنیت دارد. از یاد نبریم زن ها از طریق محبت و عشق ورزی بهتر و راحت تر با مردان کنار می آیند تا با اهدای قطعه ای جواهر. به همسرتان اجازه دهید گاهی خودش را برای شما لوس کند. مگر مردان گاهی خود را لوس نمی کنند و متوقع نیستند نازشان را بکشند؟!

گاهی پیش می اید که زن با رنجورنمایی یا نق زدن می کوشد محبت شوهرش را جلب کند. در چنین موقعیتی شوهر آگاه و دانا، زن را درک می کند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمی کند که هدفش چیز دیگری است.

«گاهی دست نوازش، کنار او نشستن و صحبتی صمیمانه، معجزه می کند.»

افسوس که ما خودخواهانه به ندرت چنین می کنیم. زنان گاهی فقط نیاز به گوش شنوا دارند. با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن روحشان را سبک می کنند. مرد خوب همواره این فرصت را به همسرش می دهد. به حرف های او گوش بدهید و او را تأیید کنید. این عمل را نه به صورت مکانیکی، بلکه از روی رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهید.

«در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن، بیش از نیاز به نان است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:18  توسط فرنگیس  | 

http://www.siterooz.com/behdasht/view/018398.php
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:28  توسط فرنگیس  | 

http://www.siterooz.com/webgard/018075.php
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:23  توسط فرنگیس  | 



اغلب انسان شناسان معتقدند كه پنج تفاوت اصلی ارتباطی میان زنان و مردان وجود دارد كه به طور خلاصه به شرح زیر است :

دلگرم كردن
غالباً زنان برای دلگرم كردن همسران خود از كلمات احساسی استفاده می كنند. یك مرد ممكن است این گونه علائم را به عنوان كلماتی كه همسرش برای اعلام رضایت و موافقت با او بیان می دارد تلقی كند. یا شاید احساس ناراحتی كند چون متوجه می شود كه همسرش برای ادامه ی مكالمه و گرمی و شور آن از این كلمات استفاده می كند. همچنین خانم ممكن است احساس كند كه چون همسرش هنگام صحبت كردن او ، این الفاظ را به كار نمی برد به او توجه نمی كند.
استفاده از كلمات بی ربط
زنان از حرف های بی ربطی كه مردان می زنند ناراحت هستند و حتی ممكن است با سكوت و یا شیوه های دیگر اعتراض كنند. شكایت و اعتراض برخی از زنان را می توان به این مسئله ارتباط داد. زنان می گویند كه شوهرانشان به حرف های آنها توجهی نمی كنند در حالی كه مردان آن را شیوه ای برای گفت و گو می دانند.
ایجاد برتری در حس یكی شدن
برای این هدف با كمی دقت متوجه می شوید كه الفاظی چون " ما" و " تو" در میان زنان بیشتر به چشم می خورد و غالباً آنها از لحن مقتدرانه و خشن مردان خود رنج می برند و آن را دلیلی بر اثبات حاكمیت مردان تلقی می كنند.


سؤال كردن
زنان معمولاً در مكالمات سؤالات بیشتری می پرسند. آنها سؤال كردن را راهی برای ادامه گفت و گو می دانند . در حالی كه مردان پرسیدن را راهی برای كسب اطلاعات بیشتر می دانند . مردان كمتر دوست دارند سؤالات شخصی را مطرح كنند آنها فكر می كنند كه اگر همسرم قرار است چیزی به آنها بگوید خواهد گفت . زنان نیز فكر می كنند اگر سؤال نكنند شوهرشان فكر می كنند آنها بی تفاوت هستند. مردان سؤالاتِ زیادی را نشان دهنده ی كنجكاوی بیجای سؤال كننده می دانند ؛ در حالی كه زنان آن را بیانگر ارتباط قوی و صمیمی زوجین می دانند.
تصمیم گیری
مردان هرگاه به سخنان همسران خود گوش می كنند سعی دارند سریعاً راه حلی برای مشكلات مطرح شده پیدا كنند. اما در این مورد زنان موشكافی و پرداختن جزء به جزء حل مسئله را ترجیح می دهند. زنان مشكلات خودرا با زنان دیگر در میان می گذارند و از تجربیات یكدیگر هم استفاده می كنند.
زوجین برای ارج نهادن به گفت و گوهای یكدیگر و همین طور استحكام روابط خود باید به مواردی توجه كافی داشته باشند ، این موارد عبارت اند از :

1-
سعی داشته باشید زبان شریك زندگی خود را بهتر متوجه شوید.اگر متوجه می شوید كه پند های شما به همسرتان تنها باعث ناراحتی او می شود ، راه حل مناسب دیگری پیدا كنید.
2-
صحبت های همسرتان را قطع نكنید.هیچ گاه وسط حرف های همسرتان سخن نگویید ، اگر از طرف همسرتان چنین اتفاقی افتاد سریع از این مسئله تعبیر منفی نكنید و فرض را بر این بگذارید این روش صحبت كردن اوست و یا این كه اتفاقی بوده است .


3-
از مطرح كردن سؤالات و پاسخ های نامناسب خودداری كنید.سؤالات خودرا به شكل ماهرانه بپرسید تا پاسخی درست دریافت دارید و از آن بهره ببرید. مطرح كردن پرسش هایی از موضوعات مناسب و جالب به مكالمه ی مفید و ادامه دار می انجامد.
4-
از شیوه های عاطفی استفاده كنید.زیاد سخت گیر نباشید. هر كس حساسیتی دارد. توجه داشته باشید كه هیچ زوجی به طور صد درصد متناسب با هم نیستند، شاید همین عدم تناسب صد درصد باعث جذب دو فرد به هم می شود. یاد بگیرید تفاوت های فردی یكدیگر را بپذیرید و از برخوردهای سخت و خشن خودداری كنید. توجه داشته باشید كه تفاوت های شما ناشی از بی وفایی یا فقدان اعتماد و احترام متقابل نیست . تفاوت ها ، خود عامل كشش است ، نه نشانه ای از ناپسند بودن .
5- به هنگام گفت و گو با همسرتان ساكت و مبهوت نمانید.
زمان صحبت كردن از طریق اشاره و حركت دست و صورت یا با صدا و ... به همسر خود برسانید كه نسبت به حرف هایش بی تفاوت نیستید. در این صورت همسرتان متوجه می شود كه شما به حرف هایش گوش می دهید و برای شما مهم است .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:17  توسط فرنگیس  | 

 

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه

--------------------------------------------------------------------------------

بسياري از جوانان تصور مي كنند:كه زندگي مشترك وشرايط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرايطي است كه در زمان دوستي يا نامزدي بين دو طرف حاكم بوده است.و مقايسه بين اين دو شرايط براي تعدادي از زوج ها باعث شده تا بدبيني خاصي نسبت به زندگي مشترك داشته باشند.در حالي كه دنياي دوستي و نامزدي دنياي بسيار متقاوتي از زندگي مشترك مي باشد.دنياي دوستي دنياي روياها و ايده آل هاست در حالي كه زندگي مشترك دنيايي كاملا حقيقي و ملموس است .دنيايي كه در آن خوبي ها و بدي ها در كنار يكديگر است و تنها مي توان با تلاش و كوشش و صبوري دنياي ايده آلي ساخت.دنياي دوستي سراسر شيريني ، اميد و شرايط مطلوب است.اينجا مرد مورد علاقه ات كاملا در اختيار توست .براي با تو بودن به اندازه كافي فرصت دارد تنها به تو مي انديشد و به همه خواسته هايت تن در مي دهد.زن مورد علاقه ات به همان گونه است كه تو مي خواهي ، تنها به فكر توست و براي رضايت و خوشنوديت تلاش مي كند.
--------------------------------------------------------------------------------

در زمان دوستي از گذشته خود به راحتي صحبت مي كردي ، از همه خواسته هايت بي پرده سخن به ميان مي آوردي و احساس مي كردي كه گذشته و حالت از خودت مي باشد.وآزاد هستي تا در انتخاب خود تجديد نظر كني.همه چيز را عاشقانه مي نگريستي و از كمي ها و كاستي ها به راحتي مي گذشتي چون باور داشتي كه بايد اين زندگي رويايي را شيرين نگاه داشت و براي شيرين بودن آن بايد از عيب ها گذشت. اما همين كه وارد زندگي مشترك مي شوي شرايط كاملا تغيير مي كند.اينجا ديگر صحبت از تحمل كردن است. اينجا صحبت از يك عمر زندگي است. اينجا خوبي و بدي، شيريني و تلخي و زشتي ها و قشنگي ها در كنار همديگر است.در دنياي دوستي محبوب تو خود را به شكلي ايده ال به تو ارایه مي كرد اما در زندگي مشترک تو بايد از او ياري ايده آل بسازي.
__________________


--------------------------------------------------------------------------------

دنياي دوستي دنياي نياز هاي عاطفي، و نيازهاي غريضي است.در اين دنيا براي رسيدن به خواسته هايت بايد محبوب و مطلوب دوستدار خود باشي.اينجا رفع نياز هايت در رديف اول اولويت هاي زندگيت مي باشد بنا براين خود را براي برآورده شدن نياز هاي عاطفي يا ديگر نياز هاي غريضي خود آماده مي كني.اما در زندگي مشترك با برآورده شدن اين نيازها، مسائل ديگري در اولويت زندگي قرار مي گيرند.ومردان براساس ساختار مغزي ونوع وظيفه اي كه در طول تاريخ آفرينش بر عهده آنها گذاشته شده كار و موفقيت هاي اجتماعي خود را در راس همه امور قرار مي دهند.اما زنان ايده آل ترين شرايط زندگي براي آنها زماني بود كه مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فكر مي كرد و هيچ چيز جز زن محبوب شان در اولويت كار آنان نبود.اما با ادامه زندگي و هويدا شدن نياز هاي اساسي ديگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور مي كنند كه: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها كم رنگ شده است.بنا براين نسبت به همه روابط مشترك حساس شده كه اين حساسيت تصور سلطه طلبي و زياده خواهي زنان را در افكار مردان پرورش مي دهد.و اين مسئله خود باعث مي شود تا در برابر نياز عاطفي و احساسي زنان واكنش هاي منفي از خود بروز دهند.اينجا يك رابطه ساده وعاطفي تبديل به رابطه اي پيچيده و پر از شک و ظن مي شود.كه حل آنها تنها به دست روانكاوان متبحر انجام مي پذيرد.
__________________


--------------------------------------------------------------------------------

بزرگترين اشتباه زنان در اين مرحله از زندگي اين است كه به حساسيت هاي خود دامن بزنند.يا بين خود و محبوبشان فاصله ايجاد كنند. يا تصور كنند كه اگر با مردي ديگر ازدواج مي كردند عشق آنها هميشه پر رنگ و ثابت بود.در حالي كه همه مردان براي آشنا شدن به روحيات زنان و تطبيق دادن روحيات خود با زنان مورد علاقه شان نياز به كسب مهارت عشق ورزي دارند كه اين وظيفه اصلي هر زني است كه مرد مورد علاقه خود را درمهارت بيان احساسات دروني و عشق ورزي متبحر كند.او بايد خود را به مرد مورد علاقه خود نزديك تر كرده و به او بفهمانند كه من يک زنم .من كانون عشق و عاطفه هستم .من دوست دارم وقتي با من زير يك سقف هستي دنياي مردانه خود را فراموش كني و چون من تو هم به يك كانون عشق و محبت تبديل شوي. همچون زماني كه آرزوي با هم بودن را در سر مي پرورانديم.محبت تو براي من تنها زماني كه نياز جنسي داري برايم كافي نيست بلكه من بايد دایم و پيوسته از تو انرژي محبت و عشق بگيرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگي كنم.
__________________


--------------------------------------------------------------------------------

زنان تصور نكنند كه تنها با بيان يك بار اين جملات و ظيفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پايان رسانده اند .بلكه اين كار نياز به پشتكار و به كار گرفتن فنون و جذابيت هاي زنانه است.چون مردان وظيفه مهارت عشق ورزي و بيان احساسات خود را فراموش مي كنند چون اين وظيفه اصلي آنها نيست و نيمكره مغز آنان كه وظايف غير احساسي و عاطفي را به عهده دارد بزرگتر از نيمكره مغزي است كه وظيفه عاطفي و احساسي را به عهده دارد.در ضمن مردان موجودات تنوع طلبي هستند كه اگر آنان را رها كنيد زني ديگر را همچون شما اسير نيازهاي عاطفي و جنسي خود مي كنند.

در دنياي دوستي همه روابط عاشقانه و بي عيب و ايراد است اما در زندگي مشترک اين عشق ها كم رنگ شده و عيب ها خود را نمايان مي سازند.در اين نوع زندگي بايد از خرد و انديشه كمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانيم كه هر انساني داراي معايب و محاسني است.و پيدا كردن فردي كه فقط خوبي در او باشد محال است همانطور كه خودم يا شما داراي نقاط ضعف و عيب هايي هستيم.
__________________

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:9  توسط فرنگیس  | 

 


هدیه قوه قضائیه :
آفتاب: قوه قضاییه شروطی را برای زنان در هنگام ازدواج پیشنهاد داده است . کمیسیون حمایت از حقوق زنان و کودکان معاونت توسعه قضایی قوه قضاییه 6 شرط مترقی خواهانه برای ازدواج زنان پیشنهاد داده است. به گزارش آفتاب در قوانین کنونی ایران، محدودیت های بسیاری در خصوص حقوق متقابل برای زن و شوهر وجود دارد. بنابراین، این قوانین در بسیاری موارد نمی توانند پاسخگوی نیازها و باورهای بسیاری از افراد و همچنین ساختار و کارکرد تغییر یافته خانواده باشد. لذا تا هنگامی که قوانین مربوط به تنظیم روابط خانوادگی اصلاح نشده و کاستی های آن ها از میان نرفته است، برای رسیدن به تعادل حقوقی میان زن و شوهر در چارچوب خانواده، باید دنبال راه کارهای دیگری بود. یکی از مهمترین این راه کارها، استفاده از شرط در حین عقد ازدواج است.


هر چند در سندهای کنونی ازدواج، شماری از این شرط ها با عنوان شروط ضمن عقد آمده است، لیکن در برخی از موارد کافی به نظر نرسیده و لازم است شروط دیگری به این گونه موارد قید شده در سندهای ازدواج افزوده شود. شرط های زیر از جمله شروطی هستند که در سندهای ازدواج قید نشده اند، ولی مورد پذیرش مراجع قضایی و اجرایی است و بنابراین، شوهر و زن می توانند آن ها را با توافق یکدیگر در سند ازدواج بگنجانند.لازم به ذکر است به دلیل بار قضایی متون حقوقی، هر نوع تغییری در عبارات و کلمات پیشنهادی قوه قضائیه، از سوی دادگاه ها ممکن است در زمان اجرای شرط، مشکلاتی را ایجاد کند. شروط پیشنهادی قوه قضاییه به این شرح است:

الف. شرط تحصیل
اگر چه حق تحصیل از حقوق اساسی هر فرد است و نمی تواند از تحصیل افراد جلوگیری کرد، اما برای پرهیز از مشکلات احتمالی در این زمینه، عبارت زیر برای درج در سند ازدواج پیشنهاد می شود:
زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می سازد.

ب. شرط اشتغال
مطابق قانون، اگر شغل زن منافی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن باشد، مرد می تواند همسر خود را از آن شغل منع کند. با توجه به این که امکان تفسیرهای مختلف از این متن قانونی وجود دارد، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می شود:
زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می کند.

ج.شرط وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور
مطابق قانون گذرنامه، زنان متاهل فقط با اجازه کتبی همسر خود می توانند از کشور خارج شوند. با توجه به این که این مساله در عمل مشکلات فراوانی را ایجاد می کند، عبارت زیر به منزله شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می شود:
زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.

د. شرط تقسیم

” این شرط ها می توانند تا حد زیادی آزادی اراده زن و شوهر را در تاسیس نهاد بنیادین خانواده تضمین کنند... “


اموال موجود میان شوهر و زن پس از جدایی
مشابه چنین شرطی در سندهای ازدواج کنونی وجود دارد. ولی تحقق آن منوط به عدم درخواست زن برای جدایی، یا تخلف نکردن زن از وظایف زناشوئی خود و یا نداشتن رفتار و اخلاق ناشایست بوده و احراز این موارد نیز بر عهده دادگاه است.
برای ایجاد شرایط مساوی تر میان زن و شوهر در این خصوص، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می شود( یاد آوری این نکته ضروری است که برای رسیدن به توافق در خصوص این شرط، در نظر گرفتن حدود عادلانه برای تکالیف مالی مرد ـ همچون مهریه ـ از سوی زن موثر و منصفانه خواهد بود) :
زوج متعهد می شود هنگام جدایی ـ اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن ـ نیمی از دارایی موجود خود را ـ اعم از منقول و غیر منقول که طی مدت ازدواج به دست آورده است ـ به زن منتقل نماید.

ه. شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق
مطابق قانون، زن تنها در موارد بسیار خاص می تواند از همسر خود جدا شود، این در حالی است که مرد هر زمان که بخواهد می تواند با پرداخت کلیه حقوق زن، او را طلاق دهد.
از آنجا که زن و شوهر حق انتخاب یکدیگر برای شروع و ادامه زندگی را دارند، منصفانه آن است که در صورت لزوم پایان دادن به زندگی مشترک نیز، این حق انتخاب برای هر دو وجود داشته باشد.
شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق می تواند موجب ایجاد توازن در حق طلاق باشد. یادآوری این نکته ضروری است که برای حفظ توازن، زن نیز می تواند با گرفتن حق طلاق و همچنین تقسیم مساوی اموال، مهریه را تا حدود زیادی کاهش دهد.

و. درج شرط وکالت مطلقه زوجه در طلاق این شرط به صورت زیر مطلوب می باشد:
زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ـ اعم از بائن و رجعی و خلع یا مبارات‌ـ به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه کند.

این اجبار قانونی که زن را مکلف به انجام کارها، تعیین حدود خواسته ها و انتظارات و تعیین وظایف خود و شوهرش می کند، نمی تواند تعهدی حاصل از یک ارتباط نزدیک و صمیمی باشد. متاسفانه در بسیاری از خانواده های کنونی، تعهد عشق، جای خود را به توانایی کنترل رابطه با سوی شوهر و تمکین زن از او داده است و این جبر تعیین شده قانونی، رابطه عاطفی بین آنان را تحت الشعاع قرار می دهد. بنابراین، لازم است برای داشتن یک خانواده برابر که در آن کرامت انسانی و حقوق ذاتی همه اعضای خانواده حفظ شده باشد، طرحی نو در اندازیم. این شرط ها می توانند تا حد زیادی آزادی اراده زن و شوهر را در تاسیس نهاد بنیادین خانواده تضمین کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:58  توسط فرنگیس  | 

 

چهار مرحله مرگ عاطفی در روابط زناشویی


مقدمه
زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند ؛ به خواسته های هم ارج می نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می رسند. این طرز فکر شما ، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می ریزد. هر چه فکر می کنید نمی توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. همه گوشه و زوایای مغزتان را می کاوید تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید. اما به نتیجه خاصی نمی رسید .
چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوند های خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد ؟ حتما دلیلی هست . ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.


مراحل چهار گانه مرگ عاطفی
زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد :

1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی

در اینجا به سیر و روند این فرایند نابود کننده روابط عاطفی خواهیم پرداخت :

1-مخالفت
در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضادهای فکری و رفتاری جزیی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند.
اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد. مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلا دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند ؛ مضاف بر اینکه این چندمین باری است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند. شما شروع به خودخوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان توسط وی نیستید. این درجه خفیفی از مخالفت است در برابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید. راه دیگری هم وجود دارد ؛ سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از مطرح شدن آنها در جمع حتی لذت هم می برد !!
اگر کمی به زندگی روزانه خود دقت کنید متوجه می شوید که در زمینه ابراز مخالفت های بجا و به موقع تا چه حد فعال هستید. آیا حفظ ظاهر می کنید و در درون خود خوری ؟ آیا مستقیما ناراحتی خود را به شخص مقابل انتقال می دهید ؟
بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند. آنچه در اینگونه موارد افراد به خود می گویند این است : « این مسأله بزرگی نیست ، اینقدر ایرادگیر نباش ، هیچکس کامل نیست ، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی ؟ »
در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است.
اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده ، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید ، این مخالفت های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود. حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید و اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید بیاد آورید.
طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفت ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد.

2-رنجش و عصبانیت
عصبانیت و رنجش ، نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود . در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آنرا باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید.
از اثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد.
اگر رنجش و عصبانیت ، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیرنده آن ، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید.

3- عدم پذیرش و طرد
بعد از یک دعوای مفصل ، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید در حالیکه احساس یاس و پوچی سراسر وجودتان را فرا گرفته است . این در حالی است که از جار و جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید . در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید. این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید. در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید. این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد و لی تا چند روز و چند هفته هم ممکن است طول بکشد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد.
در طرد و عدم پذیرش ، آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده ، میدان مبارزه را ترک می کند در حالیکه پیوندهای عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد.
اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی ، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد.

4- سرکوب
گوشه ای از رستوران ، ساکت و تنها و عبوس نشسته اید و زندگی خود را مرور می کنید. به زندگی مشترک با همسرتان و تمام زحماتی که برای این زندگی مشترک متحمل شده اید فکر می کنید. تمام لحظات شیرین زندگی زناشویی خود و نظرات خانواده و فامیل درباره زندگیتان را از خاطر عبور می دهید و به حرف های آنها بعد از جدایی خود فکر می کنید. در این لحظه در یک عکس العمل طبیعی ، شما نمی خواهید در نظر دیگران آدم شکست خورده ای به نظر برسید. پس باید کاری بکنید و همه این زندگی خوب را نجات دهید. به یکباره همه چیز مرتب می شود و کدورت ها از وجودتان رخت می بندند.
اینجاست که شما در دام سرکوبی افتادید و همه احساسات منفی و عصبانیت و رنجش و طردهای مداوم خود را سرکوب کردید تا آبرویتان حفظ شود و خانوادتان پابرجا بماند. در این لحظات شما با خود می گویید : « بیشتر از این ارزش جنگیدن ندارد ؛ بگذار همه چیز را فراموش کنم ؛ خسته تر از آنم که بتوانم با موضوع سر و کله بزنم.»
سرکوبی نوعی احساس کرخی و بی حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید. اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر ، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می دهید. ماسکی از لبخندها و احترامات ساختگی به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید. زندگیتان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید.
آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند ؛ اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت های عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و خبر بد این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند که خوشبخت است و زندگی خوبی دارد ، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد . هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی را نداشته باشند.
در انتهای سخن
عده زیادی از ما در مراحلی یا در همه زندگی خود درگیر این مرگ عاطفی می شویم. اما علاج کار در کجاست ؟
مسلما در روراست بودن با خود و دیگران و بیام مخالفت ها در همان زمان شکل گیری و ابراز ناراحتی و رنجش ها در مرحله بعد. در کنار پرورش این عادت پسندیده ، فراگیری و تمرین مهارت های حل مسأله و گفتگوی معطوف به نتیجه عینی و مؤثر نیز باید در دستور کار قرار گیرد. اگر در حال حاضر در گیر این مرحل هستید ، وضعیت خود را کامل تشریح کنید و با در نظر گرفتن هدف های کوچک و دست یافتنی قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرید. مهمترین قدم ، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگیتان است. زیرا بزرگی می گوید : « زمانی که آگاهی به وجود می آید ، تغییر آغاز می شود . »منبع:درمان احساسات ، جان گری ، هاله گنجوی
__________________

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:55  توسط فرنگیس  | 

 


خانمها :

رازهای او را هیچ گاه به کسی نگویید ، آن رازها تنها برای گوشهای شما هستند.

زوج های ازدواج کرده ای که به یکدیگر عشق می ورزند، هزاران پیام به یکدیگر می دهند، بدون اینکه حرف بزنند، گاهی سکوت بیانگر خیلی حرفهاست.

گاهی به او بگویید که عاشقش هستید و بدون او کامل نبودید.

وقتی که راجع به دوستان قدیمی اش صحبت می کند، با دقت گوش دهید، آن دوستان برای او خیلی عزیز هستند و او با شما بخشی از گذشته اش را که برای او مثل گنج است، قسمت می کند.


به او کمک کنید آن چه را که مورد علاقه شماست بیاموزد.


وقتی راجع به او صحبت می کنید، وی را بالا ببرید (به او شخصیت دهید) و هرگز او را کوچک نکنید.


برای او چتری بخرید و آن را در جایی بگذارید که او بتواند آن را پیدا کند.


اگر با بچه ها مشغول بازی کردن است ، تو هم به آن ها ملحق شو و به او اجازه بده که با آنها، بازیهای پر صدا بکند. اگر این کار او را شاد می کند، حرفی نیست.


تنها بیان کردن مسئله ای درست در مکانی درست هنر نیست، بلکه خودداری از بیان مطالب مسئله ساز در موقعیت های نادرست هنر است.
آقایان :

شما باید برای همسرتان آن طور آماده شوید که دوست دارید او برای شما آماده شود.

بعضی از زنان تصور می کنند که مردان، آن ها را برای کامجویی می خواهند، این تصورات را در هم شکنید.

بیشتر زنان به خاطر احساس رضایت می خواهند کار کنند، زیرا بیکاری، بطالت و افسردگی می آورد.


کمتر زنی که نیازهای عاطفی و مالی او بر آورده می شود، نیاز به کار کردن در خود می بیند.


تفکر« شوهر خدای دوم در عصر توسعه و فرهنگ»، جواب نمی دهد. دوباره سنجی بعضی از باورها لازم است.


مشکلات شغلی خود را با همسرتان در میان بگذارید اگر نتوانست راهنماییتان کند، حداقل شرایط شما را درک می کند.


اگر کار می کند سعی نکنید از میزان درآمدش مطلع شوید، اجازه بدهید کم کم خودش راه شریک شدن در مخارج زندگی را می آموزد.


گاهی اجازه بدهید کنترل تلویزیون را او در دست بگیرد، در این صورت احساسش به شما بهتر می شود.

منبع :برگزیده از مجله فضیلت خانواده و کتاب های تسخیر قلب 1 و 2

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:54  توسط فرنگیس  | 


هموطن-انسان موجودي است شديدا نيازمند عشق و محبت، نيازمند دوست داشتن و دوست داشته شدن.
با وجود اين، بسياري از مردم حتي نمي‌دانند كه روابط سالم، چگونه روابطي است.
آنچه در زير مي‌خوانيد به هيچ‌وجه فهرست كامل و جامعي نيست، بلكه نقطه شروعي براي اين كار است. اين فهرست را در جايي مثل در يخچال بچسبانيد تا همواره در معرض ديدتان باشد. در اين باره، ما شما را امتحان نمي‌كنيم، بلكه زندگي اين كار را مي‌كند.

در انتخاب همسر دقيق و عاقلانه رفتار كنيد:
بنا به دلايل بسيار ما مورد توجه ديگرانيم. آنان ما را به ياد يكي از پيشينيانمان مي‌اندازند و با دادن هداياي بسيار باعث مي‌شوند احساس كنيم كه آدم‌هاي مهمي هستيم. شما در ارزيابي دوستانتان به شخصيت، خصوصيات، ارزش‌ها، مناعت‌طبع، ارتباط بين حرف تا عمل‌شان و نيز روابط آنها با ديگران توجه مي‌كنيد. پس همين نكات را هم در انتخاب همسر در نظر بگيريد.

نظر همسرتان را درباره داشتن روابط با دوستان و خويشاوندان بدانيد:
آدم‌هاي مختلف درباره روابطشان با ديگران، باورها و نظرات متفاوت و گاه متضادي دارند. مواظب باشيد دل به مهر كساني ندهيد كه در روابطشان صداقت ندارند. چنين افرادي حتي اگر در روابط سالمي قرار گيرند، اين عدم‌صداقت و راستي را به وجود مي‌آورند.

خواسته‌هايتان را به روشني بيان كنيد:
زندگي مشترك يك بازي كه بر پايه حدس و گمان باشد، نيست. بسياري از مردم، اعم از مرد و زن از بيان صريح خواسته‌هاي خود بيم دارند و در نتيجه بر آنها سرپوش مي‌گذارند و نتيجه اين پنهان‌كاري، نوميد شدن از رسيدن به خواسته‌هايشان و خشم گرفتن بر همسري است كه از برآورده كردن خواسته‌هاي ناگفته آنان كوتاهي كرده است. ايجاد روابط صميمي با همسر، بدون صداقت و درستي در گفتار و كردار امكان‌پذير نيست. به ياد داشته باشيد كه همسرتان فكرخوان شما نيست، يعني علم غيب پي بردن به درون و افكار شما را ندارد.

به‌خود و همسرتان به چشم يك تيم دو نفره بنگريد:
يعني اينكه هر دوي شما، انسان‌هاي منحصر به فردي هستيد با نگرش‌ها و توانمندي‌هاي متفاوت؛ و همين تفاوت‌ها بيانگر ارزشمند بودن شما به‌عنوان يك تيم است.

تفاوت‌هاي نظري‌تان را كنترل كنيد:
رمز داشتن روابط موفق در زندگي مشترك، درست برخورد كردن با اختلاف‌نظرها يا به بيان ديگر مديريت درست اين اختلاف‌نظرهاست. اختلاف نظرهاي زن و شوهرها، به روابط بين آنها آسيب نمي‌زند. به هنگام بروز اختلاف، كلمات و عبارات ناشايست به كار نبريد. زن و شوهرها بايد ياد بگيرند چگونه بر احساسات منفي بر آمده از اين اختلافات غلبه كنند و بروز چنين احساساتي در مواقعي كه در كشمكش هستند، تقريبا اجتناب‌ناپذير است. البته، پيشگيري از بروز اختلافات، حسن تدبير به حساب نمي‌آيد. مثلا اگر همسرتان كاري را انجام مي‌دهد كه شما دليل آن را نمي‌دانيد يا اصلا دوست نداريد آن كار را بكند، از او بخواهيد دليلش را برايتان معلوم كند. يادتان باشد: به جاي حدس و گمان زدن، با همسرتان گفت‌وگو‌ و موضوع را بررسي كنيد.

مسائل را به موقع حل كنيد:
اجازه ندهيد وجودتان انباشته از خشم شود. تقريبا هر اشتباه يا مشكلي كه در روابط زناشويي روي مي‌دهد مي‌تواند به احساسات دو طرف آسيب برساند، آنها را رودرروي هم قرار دهد و در نتيجه آنها را از هم دور و يا حتي دشمن كند.

گوش كنيد، صادقانه گوش كنيد:
بدون هيچ داوري، به نگراني‌ها و گله‌هاي همسرتان گوش دهيد. بيشتر وقت‌ها، فقط و فقط داشتن كسي كه به حرف‌ها و درددل‌هاي ما گوش كند، تنها چيزي است كه براي حل مسائل‌مان نياز داريم. درك يكديگر در زندگي مشترك، حياتي است.سعي كنيد به مسائل دنياي پيرامون خود از منظر چشم همسرتان نگاه كنيد، دنيا را فقط از دريچه چشم خودتان نبينيد.

براي حفظ روابط صميمانه با همسرتان، كوشا باشيد:
يكرنگي و يكدلي همين طوري به وجود نمي‌آيد. در نبود اين يكرنگي و يكدلي، انسان‌ها از هم دور مي‌شوند و روابطشان آسيب مي‌بيند. داشتن روابط موفق، مستلزم سال‌ها توجهات مستمر است.

هرگز قدرت زيبا جلوه كردن و سر زنده بودن را دست كم نگيريد:
روابط زناشويي، خوب است، اما نجواهاي عاشقانه شيرين‌تر است. حفظ روابط زناشويي آسان است، اما ايجاد صميميت و نزديكي مشكل. اين كار به صداقت و راستي، صراحت در گفتار، بيان خود، در ميان گذاشتن نگراني‌ها و نيز علايق خود، ترس‌ها، دلتنگي‌ها و همين طور اميد و آرزوها نياز دارد.

به آينده فكر كنيد:
ازدواج توافقي است براي گذراندن آينده باهم. همواره خواسته‌ها و آرزوهايتان را با هم در ميان بگذاريد تا اطمينان يابيد كه هر دوي شما در اين مسير باهم هستيد. خواسته‌ها و آرزوهاي خود را همواره به روز در آوريد.
‌به همسرتان وابسته نباشيد: وابستگي خوب است اما نه اينكه براي هر كاري يا هر خواسته‌اي كاملا متكي به همسرتان باشيد. اين وابستگي يا متكي بودن محض، چيزي جز نارضايتي براي هر دوي شما به ارمغان نخواهد آورد. همه ما تا حدي به دوستان، مشاوران يا به همسران خود متكي هستيم. اين امر، هم در زنان و هم در مردان وجود دارد.


وقار و اعتماد به نفس خودتان را حفظ كنيد:
وقتي خودتان را دوست داشته باشيد، دوست داشتني بودن شما براي طرف مقابل نيز آسان‌تر مي‌شود.
مطالعات نشان مي‌دهند كه انسان هر چه پركارتر باشد، اعتماد به نفس‌اش نيز بيشتر مي‌شود. داشتن كارهاي هدفمند همواره مهم‌ترين راه كسب اعتماد به نفس، تجربه‌اندوزي و تقويت خودشناسي بوده است.
روابط‌تان را با ايجاد علايق و دلبستگي‌هايي در بيرون از زندگي مشتركتان پربار‌تر كنيد: هر چه شور و عشق‌تان در زندگي و زندگي مشتركتان بيشتر باشد، روابط زناشويي‌تان نيز گرم‌تر و پربارتر مي‌شود. اين واقع بينانه نيست كه انتظار داشته باشيد يك نفر بتواند تمامي خواسته‌هاي شما را برآورده سازد.
انرژي خود را حفظ كنيد، سالم و با نشاط بمانيد: قبول كنيد كه تمامي زندگي‌هاي مشترك، افت‌و‌خيز‌هاي خودشان را دارند و هميشه حوادث زندگي بر وفق مراد نيست، اما همكاري و همفكري در مواقع سخت، روابط زناشويي را محكم تر مي‌كند.
‌ عشق را مطلق تصور نكنيد: عشق كالايي نيست كه داشته باشيد يا نداشته باشيد. عشق احساسي است با فرازونشيب‌هايش و اين بستگي به نحوه برخورد شما دارد. و در پايان لازم به يادآوري است كه اگر شيوه‌هاي نوين برقراري ارتباط را ياد بگيريد، آن‌گاه امواج اين احساس زيبا دوباره به سوي شما روان خواهند شد، حتي دلپذير‌تر از قبل خواهند بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:53  توسط فرنگیس  | 

آداب عاشقي [ September 16, 2008 09:29 PM ]

tea-cups-300.jpg
همشهری آنلاین -رفتارها - مرجان فولادوند:از خواستگاري چه مي دانيد؟ خواستگاري همان خشت اول است كه اگر كج باشد......
عبور از درياچه يخ‌زده
گذشته از اين كه همديگر را در دانشگاه ديده باشند يا كلاس كنكور، جشن نامزدي دوستي مشترك يا نوه عموي خانم همسايه معرفي‌شان كرده باشد، به هرحال، ماجرا از جايي جدي مي‌شود كه اسمش را مي‌‌گذارند «خواستگاري».
خواستگاري همان خشت اول است كه اگر كج باشد، عالي‌قاپو هم كه رويش بسازي بالاخره مي‌ريزد و خيلي چيزها را زير آوار خودش له مي‌كند. اول از همه، اعتماد به آدم‌ها و اعتقاد به عشق را. تصور كن بدون اين دو تا دنيا چه جهنم هفت طبقه‌اي خواهد شد. اين است كه خواستگاري، به گذشتن از درياچه يخ‌زده مي‌ماند؛ آهسته قدم بردار. آرام. با تأني.
گوش‌هايت را تيز كن! يخ‌ها وقت شكستن صدا مي‌كنند. همين كه صداي ترك خوردن يخ را شنيدي، بايست.
------
بگرد! اگر يك قدم ديگر برداري، اين سطح صاف صيقلي قشنگ درخشان مي‌شكند و تو در آب يخ زده فرو مي‌روي، يخ مي‌زني و حتي اگر نجات پيدا كني، هميشه از آب خواهي ترسيد.
از روي يخ‌ها رد شو، اما با احتياط، خيلي با احتياط!
-----------
جنگ اول
جنگل اول، نه با خواستگار كه جنگ آدم با خودش است. پيش از همه، سنگ‌هايت را بايد با خودت وابكني.
از خودت، زندگي‌ات چه مي‌خواهي؟ البته كه خيلي امروزي، شيك و روشنفكرانه است. اگر بگويي: «واضح است كه زن بايد آزاد باشد، كار كند، با دوستانش به مسافرت برود»، يا خودت هم حظ كني وقتي مي‌گويي: «معلوم است من از آن زن‌ها نيستم كه به رفت و آمد شوهرشان حساس باشند. مرد بايد با دوستانش تفريح كند، تنهايي سفر برود يا هر وقت خواست به خانه برگردد، من كه زندان‌بانش نيستم!»
اما آيا واقعا همين را مي‌خواهي؟ مطمئني كه دلت نمي‌خواهد با زني زندگي كني كه خانه‌داري را به هر كار ديگري ترجيح مي‌دهد و از لكه‌گيري، پختن يك غذاي تازه يا گلدوزي لذت مي‌برد؟ مطمئني مردي ايده‌آل تو نيست كه سر وقت با چند پاكت ميوه برگردد و معتقد باشد دوستان مجردش سر به هوا، بي‌مسووليت و غيرقابل معاشرت‌اند؟ جنگ اول هر آدم، جنگ با خودش است. جلوي آينه بايست. ماسك قشنگت را بردار. صورت خودت را خوب نگاه كن، بشناسش، قبول كن.
حال، پيدا كردن كسي كه اين صورت را دوست داشته باشد، آسان‌تر است. كسي كه خود اين صورت را دوست داشته باشد. بي‌نقاب، بي‌بزك.
-------------
ميان ماه من تا ماه گردون
«خانه دختر پل است و مردم رهگذر». براي خيلي‌ها، اين ضرب‌المثل كافي است تا تمام خواستگاران را به خانه راه بدهند. فلسفه‌شان هم خيلي بي‌راه نيست. مي‌گويند همين آمد و رفت كمك مي‌كند مردم را بشناسيم. دخترمان چند نفر را ببيند و محك بزند، هر كدام از اين خواستگاري‌ها، نوعي تجربه است تا بالاخره نوبت به كسي برسد كه پيشاني نوشت دختر ماست.
دليل ديگري هم دارد: اگر چند خواستگار را نديده و نشناخته رد كنيم، مي‌پيچد كه دخترشان قصد ازدواج ندارد يا شايعه مي‌شود كه نكند عيب و علتي اين وسط هست كه نمي‌خواهند كسي دخترشان را يا خانه و زندگي‌شان را ببيند. پس بگذار بيايند و بروند تا حرف و حديثي نباشد.
البته علت سومي كه كمي هم پنهان‌تر است، نوعي غرور ساده و معصومانه است كه هر چه تعداد خواستگاران بيشتر باشد، يعني دخترشان هواخواه بيشتري دارد و خيلي‌ها دل‌شان مي‌خواهد با اين خانواده وصلت كنند.
--------------
نه خانه كاروان‌سراست نه دختر ماه آسمان
اين هم فشرده فلسفه خانواده‌هايي است كه همه خواستگاران را به خانه راه نمي‌دهند. دلايل خودشان را هم دارند كه با نگاهي ديگر قابل قبول و درست است. اول اين كه، هر خواستگاري را نديده و نشناخته نبايد به خانه راه داد. دوم اين كه، فقط به كساني بايد اجازه داد به حد خواستگاري برسند كه حد معقولي از شرايط خانواده دختر را دارند و كسي كه زير اين حد و خط باشد، اصلا نباید حرفش را هم بزند.
سومي كه دليل پنهان‌تري است، اين كه اگر خواستگار خيلي از حد موردنظر پايين‌تر باشد، باعث تحقير دختر مي‌شود كه مثلا خواستگارانش فلاني‌ها هستند كه چنين و چنان عيب‌ها و ضعف‌هايي دارند، پس همان بهتر كه اصلا حرفش هم زده نشود.
شما از هر دسته كه باشيد، به هر حال عرف مرحله ديدن داماد تقريبا يك جور است.
------------
رونمايي داماد
حرف اول، معمولا بين خانم‌هاي دو خانواده است. يا در ازدواج‌هاي امروزي‌تر، خود دختر و پسر خبر را به خانواده مي‌رسانند. اما وقتي پاي ديدن پسر (يا دختر) توسط خانواده مقابل براي اولين بار پيش مي‌آيد، به نظر مي‌رسد معقول‌ترين شيوه، جمع و جورترين روش است؛ يعني يك ديدار غيررسمي.
معمولا يكي از نزديكان پسر، مادر، خواهر، خاله يا... دختر را در محل كار يا تحصيل به صورت غيررسمي و در ظاهر كاملا اتفاقي، ملاقات مي‌كند، اما معمولا پسر خودش به ديدن پدر دختر مي‌رود. البته باز در جايي جز خانه، مثلا پسر (كه لازم نيست وانمود كند اتفاقي سروكله‌اش در محل كار پدرزن آينده پيدا شده) قرار ملاقاتي با پدر دختر مي‌گذارد و در جايي مثل محل كار به ديدن او مي‌رود.
نكته ظريف اين است كه حتي در اين ديدارهاي غيررسمي هم خانواده پسر به ديدن دختر مي‌روند، اما پسر خود براي ديدن پدر، برادر يا هر يك از بستگان دختر خواهد رفت.
در خواستگاري‌هاي سنتي، اين ديدار به شكل يك مهماني عصرانه ساده و به بهانه ديدار و آشنايي با كسي كه دوست يا فاميلي از آن‌ها خيلي تعريف كرده برگزار مي‌شود.
در شهرستان‌هاي جنوبي كشور بهانه ساده آب خوردن، باب ديدار دختر را مي‌گشايد، آن‌قدر كه به جاي آمدن به خواستگاري،‌ مي‌گويند آمده‌اند آب بخورند! و در هر شهري، بهانه‌اي مثل پرسيدن آدرس، خواندن نمازي كه دارد قضا مي‌شود، بريدن پارچه چادر نماز، يا به سادگي، دعوت براي يك چاي عصرانه كه غروب‌ها خانه دل‌گير است و آدم دلش مي‌خواهد با دو آشنا، دو كلام درد دل كند! راستش هنوز هم در كشوري زندگي مي‌كنيم كه بهانه‌هاي آشنايي‌اش خيلي ساده‌اند.
------------
لهجه عاريه‌اي، مبل‌هاي امانتي
در مجلس خواستگاري، همه نگران اولين نما هستند.
خانواده پسر با انتخاب لباس‌ها، حرف‌ها، كلمات و لهجه و سبد گل‌شان، خانواده دختر با لوازم منزل، نوع لباس، پذيرايي و البته كلمات‌شان. خيلي مهم است كه اين‌جا، آن‌چه را كه هستيم با آن‌چه را كه آرزو داريم باشيم، اشتباه نكنيم. مبل‌هاي خانه ما، راحتي‌هاي صد و پنجاه هزار توماني فنر در رفته‌اي هستند كه وقتي جابه‌جا مي‌شويم جرق و جرق صدا مي‌كنند، اما ما دل‌مان مي‌خواهد مبل‌هاي استيل ايتاليايي 15 ميليوني داشته باشيم. مي‌شود براي حفظ آبرو مبل‌ها، سيلورهاي پايه‌بلند و حتي لهجه و اطوار و رفتار را قرض كرد، امانت گرفت و البته كه يك شب هزار شب نمي‌شود.
اما اگر خواستگاري خوب بود و آن‌ها لهجه، رفتار و مبل‌هاي عاريه‌اي شما و شما لهجه، لباس و سبد گل عاريه‌اي آن‌ها را پسنديد و وصلت سر گرفت، بعد چه؟ براي هر دروغ، بايد دروغ بزرگ‌تري گفت و اين براي يك عمر امكان ندارد. پس مبل‌ها را براي هر مهماني ديگري عاريه بگيريد، اما براي خواستگاري نه، براي خواستگاري مطلقا نه!
-------------
آن چاي افسانه‌اي
اگر بعد از اين قدم، با گوش‌هاي تيز گوش كرديد و صداي ترك خوردن يخ‌ها نيامد، يعني مي‌شود قدم دوم را برداشت. آشنايي دو خانواده و ديدار رسمي.
اين مجلس، همان خواستگاري معروف است با همان چاي افسانه‌اي و ماجراهايش، اما هنوز هم بسيار خلوت و جمع و جور و بي‌سروصدا. يك مهماني ساده كه از افراد درجه يك و دو خانواده تجاوز نمي‌كند. هنوز هيچ چيز قطعي نيست و بهتر است خبر نپيچد و يك كلاغ و چهارصد كلاغ نشود. هنوز هم، بايد احتياط كرد كه راه برگشت آسان باشد.
در اين مجلس، آن‌چه پيش از همه حتي مادر معظم داماد آينده از در داخل مي‌شود گل است. دسته گل يا سبد گل؟ بستگي به جيب شما و ميزان اميدتان به جواب مثبت دارد، اما به هر حال، اولين نمايي است كه از خودتان به خانواده دختر نشان مي‌دهيد. پس مواظب باشيد! دو سه شاخه گل گلايول نيمه پلاسيده، نماي خوبي از شما نشان نخواهد داد. سبد گل اركيده هم از همان اول سطح توقع خاصي ايجاد مي‌كند كه بايد فكر كنيد آيا تا آخر خواهيد توانست با همان سطح پيش برويد يا نه. سبد گل اركيده، فقط يك سبد گل نيست. شخصيت، ميزان درآمد، سليقه و نوع پول خرج كردن شما هم در آن هست.
پس حواس‌تان را جمع كنيد. دروغ نگوييد، نه با زبان، نه با گل!
---------------
راستي هنوز هم بايد دختر چاي بياورد؟
اين منظره چاي آوردن عروس با چادر سفيد آن قدر تكراري شده كه اغلب دخترهاي امروزي، در مقابلش جبهه سفت و سختي دارند.
اجبار نكنيد. شايد دخترتان دلش نمي‌خواهد وقت خم شدن جلوي مادر داماد، دست‌هايش بلرزد يا پسر از دستپاچگي چاي را روي شلوارش برگرداند. بگذاريد اين كار را برادر يا خواهر عروس يا هر كس ديگري انجام دهد. خود اضطراب مجلس براي عروس و داماد آينده كافي است تا رنگ‌شان بپرد و ناخن‌هايشان را در گوشت دست فرو كنند.
در پذيرايي افراط نكنيد. همان حدي را نگه داريد كه در مهماني‌هاي رسمي داريد وگرنه امكان سو‌ءتفاهم را بيشتر كرده‌ايد.
------------
اين نگاه پير عزيز
اما مهم‌تر از همه، گوش‌هاي تيز و چشم‌هاي باز است. يادتان باشد حتي اگر فرزندتان با كسي كه براي ازدواج در نظر گرفته، سال‌ها در محل كار يا دانشگاه آشنا و همكار و همكلاس بوده، قضاوتش فقط قضاوت چشم‌هاي بي‌تجربه و جواني است كه هنوز پر از خوش‌بيني‌ها و اعتماد سال‌هاي كودكي است. چيزي كه او ممكن است يك بي‌نزاكتي ساده تلقي كرده باشد، ‌در اين مجلس پيش چشم كارآزموده شما ممكن است روزنه‌اي بر يك زخم عميق عفونت كرده باشد. يك مشكل اساسي در اخلاق يا منش طرف مقابل، يا چيزي كه به نظر فرزندتان رفتاري بسيار امروزي و عالي است، مي‌تواند نشان دهنده رياكاري و دروغ باشد يا حتي برعكس. رفتار آزاردهنده‌اي كه فرزندتان را تا حد جنون عصباني كرده، ممكن است فقط ناشي از يك بي‌توجهي كودكانه باشد.
خواستگاري پيش از هر چيز فرصتي براي شناخت است. حرف بزنيد. محك بزنيد. به نشانه‌ها توجه كنيد و گوش‌هايتان را تيز كنيد. صداي گسستن يخ‌ها نمي‌آيد؟
------------
بياييد باغچه را نشان‌تان بدهم!
معمولا آخر مجلس خواستگاري، اگر همه چيز خوب پيش برود، فرصتي براي گفت‌وگوي دختر و پسر فراهم مي‌شود. بزرگ‌ترها، به بهانه‌اي اتاق را ترك مي‌كنند؛ ديدن باغچه، نگاه كردن به تابلو، آلبوم يا حتي رادياتور سوراخ ماشين و دختر و پسر جوان با هم تنها مي‌مانند. معمولا دو صورت وجود دارد يا از قبل همديگر را مي‌شناسند، يا براي اولين بار فرصت مي‌كنند تنها با هم حرف بزنند. خيلي عجيب است، اما راستش تفاوت زيادي ندارد. چون اين‌جا، جاي زدن حرف‌هاي خيلي جدي است.
حرف‌‌هايي كه حتي اگر از قبل هم همديگر را مي‌شناخته‌اند، جاي گفتن‌شان نبوده.
وسط حرف از شعر و كتاب و سينما، يا دوستان و درس و كار يا حتي غزل و عاشقانه‌ها كه كسي حرف جدي نمي‌زند كه مثلا من دلم نمي‌خواهد همسرم با دوستان مجردش برود كوه! يا براي من خيلي مهم است كه همسرم بلد باشد آلو مسما درست كند يا لباس پوشيدنش اين چنين باشد يا حرف زدنش آن چنان.
اما اگر آن نقاب قشنگ را برداشته باشيد، مي‌دانيد اين‌جا جاي گفتن حرف‌هاي كمي زمخت‌تر است. سوال كنيد. خواسته‌هايتان را صريح و روشن بگوييد. جوري كه جاي ترديد در آن نباشد. باور كنيد چيزي كه از نظر شما بديهي است، (مثل حق كار كردن براي زنان، ازدواج مجدد يا مسافرت، ادامه تحصيل براي مردها) مي‌تواند از نظر همسر آينده شما جاي بحث داشته باشد يا حتي از نظر او هم بديهي باشد، اما درست عكس نظر شما! مهم‌ترين سوال‌هايي كه بايد پرسيد و از جواب‌شان مطمئن بود و يا شرط‌هايي كه بايد گذاشت، اين‌ها هستند: حق كار، تحصيل، ارتباط با دوستان، فاميل، نوع درآمد، محل زندگي، امكانات مالي، علاقه‌هاي خاص مثل ورزش، سفر، فعاليت‌هاي جمعي و... هر چيزي كه بايد براي آن وقت گذاشت و براي شما مهم است. اين ديدار اولين خصوصيتش دستپاچگي است. پس حتما سوال‌هايتان را فراموش خواهيد كرد. از قبل در آرامش و با فكر و مشورت فهرستي از سوال‌ها و خواسته‌هايتان بنويسيد. خجالت نكشيد. واضح است كه ليست سوال و شرط و خواسته به هيچ وجه رمانتيك، قشنگ و عاشقانه نيست، اما ماجرا جدي‌تر از اين حرف‌هاست. يادتان باشد، آداب عاشقي گاهي سخت است، سخت و بي‌رحم. اين سوال‌ها را بپرسيد، به اين سوال‌ها جواب بدهيد. هر كسي باشيد با هر رسم و رسوم، يك چيز خيلي مهم است. راست گفتن. جواب‌ها را بي‌تعارف بگوييد، حتي اگر تلخ باشد. اين را مثل يك ورد جادويي با خودتان تكرار كنيد كه يك خواستگاري كوتاه و تلخ، هزاربار بهتر از يك زندگي زناشويي تلخ و پايان‌ناپذير است.
----------------------
رسم بله، رسوم نه
جواب مثبت دادن رسمي دارد، جواب منفي دادن رسومي؛ كه دل كسي نشكند، غرور كسي له نشود، دل كسي را كدر نكني.
«نه» گفتن، براي ايراني‌ها سخت است، بس كه در فرهنگ ما به مدارا و رعايت احوال ديگران توصيه شده، اما اگر صداي شكستن يخ‌هاي زير پا را شنيدي، نه بگو؛ محكم، بي‌تعارف، اما انساني. شايد شرايط مالي، زيبايي، اصل و نسب خانوادگي، تحصيلات براي شما مهم باشد. هيچ حرفي نيست. اين‌ها همه به شناخت شما از زندگي و روحيات خودتان ارتباط دارد؛ اما يادمان باشد، تمام مردم اهل بيت خدايند، الناس عيال‌الله، و خدا هر كدام را يك به يك دوست مي‌دارد. پس مواظب باشيم، نه گفت نمان، معني‌اش اين نباشد كه شما در حد ما، در شان ما و لايق ما نيستند. شما كميد، كم داريد، كم مي‌دانيد، كم خوانده‌ايد. «نه» مثبت، «نه» خوب، ‌يعني شما خوبيد. فقيريد، اما شرافت منديد، تحصيلات كافي نداريد، اما مهربانيد. قشنگ نيستيد، اما نجيب و باهوشيد، و با اين همه، ‌ما مناسب هم نيستيم. با هم، آن قدر كه مي‌خواهيم خوشبخت نمي‌شويم. براي هم، آرزوي خوشبختي كنيد. نه به تعارف كه از ته دل و از هم جدا شويد.
-----------------------
اما رسم جواب بله
معمولا بعد از مجلس اول خواستگاري، خانواده دختر جواب را موكول به كمي تحقيق و كمي مشورت و پرسيدن نظر دختر مي‌كنند.
درسته كه خانواده دختر بايد جواب بدهند، اما رسم اين است كه بعد از چند روز،‌ خانواده پسر از آن‌ها جوياي جواب شوند.
اين سوال و جواب آخر، معمولا با تلفن انجام مي‌شود كه به دو دليل بسيار بهتر از ملاقات حضوري است. دليل واضح اول، كم زحمت بودن و سرعت است، اما دليل دوم، رعايت ظريفي است كه اگر پاسخ منفي باشد گفتن و شنيدنش رو در رو بسيار مشكل است و تلفن كار را براي هر دو طرف آسان مي‌كند. آن‌ها بدون اين كه مجبور باشند چشم در چشم هم بدوزند، از هم خداحافظي مي‌كنند و اين باعث مي‌شود دلخوري و سوءتفاهم كمتري ايجاد شود.
چه كسي يك قهرمان را تحقير مي‌كند؟
خواستگاري كردن، نوعي درخواست است و در فرهنگ ما، زن مغرورتر، محترم‌تر و عزيزتر از آن است كه درخواست‌كننده باشد. زن، ‌معشوق است و لازمه معشوقي دور از دست بودن.
انكار و امتناع است. اين به جاي خود درست، قشنگ و شاعرانه است، اما اگر دختري با تمام عقل و درايت و سلامتش، ببيند پسري كه از هر نظر مناسب اوست و مي‌توانند با هم زوج كاملي شوند، به هر دليلي او را نمي‌بيند و نمي‌شناسد و ممكن است فرصت با هم بودن را براي هميشه از دست بدهند، بايد چه كند؟ البته كه معمول نيست دختر خواستگار باشد.
-------------------------
اما آيا هر چيز غيرمعمولي، ‌نادرست و نامعقول هم هست؟
چيزي كه بيشتر از همه دختر و خانواده دختر را از خواستگار بودن وحشت‌زده مي‌كند، آن است كه بعدها، پسر يا خانواده‌اش دختر را به خاطر درخواست و پا پيش گذاشتنش تحقير كنند، اما اگر انتخاب دختر واقعا درست باشد، واضح است كه پسر از آن اندازه فهم، درك و انصاف برخوردار خواهد بود كه به جاي تحقير، شجاعت همسرش را به خاطر شنا كردن در جهت خلاف معمول، براي هدفي درست تحسين كند. شجاعت عقيله قريش، حضرت خديجه (س) وقتي محمد جوان تهيدست اما جوانمرد را خواستگاري كرد، هنوز هم بعد از اين همه قرن، آدم را به تحسين وامي‌دارد. از اين‌ها گذشته، وقتي آدمي براي چيزي كه مي‌خواهد با تمام توان مي‌جنگد، قهرمان است، چه كسي جرأت دارد يك قهرمان را تحقير كند؟‌
------------------------
قومي دگر حواله به تقدير مي‌كنند
ازدواج ساده، گاهي با ساده ازدواج كردن اشتباه مي‌شود. معمولا دختر و پسر را با چند مجلس رسمي مجلل اما كوتاه و يكي كردن خواستگاري و بله‌برون و نامزدي، دست به دست مي‌دهيم و شاد از سروسامان گرفتن بچه‌هايمان، به پايكوبي مي‌پردازيم و مي‌گذاريم تا عروس و داماد سر فرصت پوست همديگر را بكنند. بعد از چند ماه، وقتي عروس شكسته و خرد، با چمدان بسته به خانه پدر برگشت و داماد شب تا صبح در خيابان ماند و سينه پهلو كرد، تازه به صرافت شانس بد و اقبال كج مي‌افتيم و خودمان را دلداري مي‌دهيم كه ازدواج مثل هندوانه است و تا بازش نكني نمي‌فهمي خوب است يا بد و هيچ‌كس، هيچ‌كس نمي‌گويد تو براي خريدن هندوانه هزار ترفند مي‌زني، بويش مي‌كني، تلنگر مي‌زني و صدايش را گوش مي‌كني، از فروشنده به هزار قسم و آيه قول مي‌گيري كه خوب است و باز دست طاقت نمي‌آورد و دوباره و سه باره آن را سرجايش مي‌گذاري و دوباره برمي‌داري، اما وقت ازدواج فرزند همه اين‌ها يادمان مي‌رود، تن مي‌دهيم به قضا و قدر و فاجعه در راه را حواله به تقدير مي‌كنيم كه هميشه هم مي‌گوييم با خوبان سر ناسازگاري دارد!
مراحل ازدواج، طبق رسوم قديمي بسيار زياد است. هديه‌ بردن و آوردن‌ها، مهماني دادن‌ها، دعوت كردن‌ها مجلس‌هاي آشنايي دو فاميل، پيش از اين گمان مي‌كرديم اين‌ها از سر بيكاري اجداد ما بوده است كه وسيله‌اي براي سرگرمي و گذران اوقات فراغت مي‌خواسته‌اند اما حالا با نگاهي به آمارهاي هر دم افزون شونده طلاق، مي‌فهميم آن‌ها چقدر باهوش بوده‌اند. در اين مجالس متعدد همسر آينده فرزندمان بالاخره جايي، زماني و در شرايطي شخصيت واقعي‌اش را نشان خواهد داد. نقاب زيبايي كه همه ما در مواقع رسمي به چهره مي‌زنيم. ادبياتي كه با آن سخن مي‌گوييم بالاخره در لحظه‌اي كنار مي‌رود و آن وقت چشم‌هاي تيزبين و باتجربه افراد خانواده و بزرگ‌ترهاي فاميل است كه آن را تشخيص مي‌دهد. چيزي را كه چشم جوان و عاشق فرزندان‌مان، نمي‌تواند آن را ببيند. ازدواج ساده، معنايش كم كردن ديدارهاي پيش از مراسم عقد (كه امكان ديدن نشانه‌ها را به خانواده‌ها مي‌دهد) نيست، كم كردن تجملات است. مهماني مادر دختر براي فاميل داماد آينده مي‌شود با يك جور شيريني برگزار شود. دعوت مادر پس از خانواده دختر مي‌تواند يك غذاي ساده بر سفره داشته باشد، اما بايد باشد. اين‌ها، ضامن سلامتي پيوندي است كه اگر با عجله انجام شود، قطعا جوش نمي‌خورد و جايي از هم باز مي‌شود كه ديگر شاخه‌ها مجال سبز شدن ندارند. ساده‌ترين و آرماني‌ترين ازدواج‌ها، پيوند دختر پيامبرص و اميرالمومنين ع است. علي ع در خانه پيامبرص، بزرگ شده. با وجود اين، وقتي فاطمه س را خواستگاري مي‌كند پيامبر نمي‌گويد: علي‌جان من كه تو را مي‌شناسم، مجاهد و مهاجري و تهي‌دست. مي‌گويد: زره‌ات را بفروش (قيمتي‌ترين چيزي كه علي داشت) و مهريه فاطمه كن. فاطمه س را عروس مي‌كند، همه اهل شهر را به وليمه فرامي‌خواند و او را هرچند ساده، اما با آداب تمام، به خانه علي مي‌فرستد. رسم، حكمت تجربه شده مردان و زناني است كه پيش از اين، شكست‌ها خورده‌اند و به پشت سر نگاه كرده‌اند و گفته‌اند: اگر چنين كرده بودم، چنان شده بود. حكمت هزاران ساله‌اي پشت ماست، رو برنگردانيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:50  توسط فرنگیس  | 

http://www.siterooz.com/read/018262.php
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:23  توسط فرنگیس  | 

دوستي مي‌گفت: (مي‌دانم زن‌ها چي مي‌خواهند، اين‌كه شوهرشان پول زيادي در اختيار آنان بگذارد و آنها خرج بكنند!؟)
او اشتباه مي‌كرد، چرا كه هر زني به راحتي مي‌تواند پولي كه در اختيارش مي‌گذاريد را خرج كند، اما او با اين چيزها نمي‌تواند نيازهاي عاطفي‌اش را برطرف كند چرا كه او به شوهرش احتياج دارد. از طرفي خيلي از مردها عشق خود را با هديه‌هاي رويايي كه شخصي است نشان مي‌دهند به راستي مي‌دانيد همسرتان چه هدايايي را دوست دارد؟ يعني مي‌دانيد همسر شما اگر ماشين ظرفشويي هديه بگيرد خوشحال مي‌شود يا يك شاخه گل سرخ؟

آنچه كه در ادامه مي‌خوانيدنمونه‌هايي از هدايايي است كه خانم‌ها خيلي دوست دارند.يك شاخه گل، كارت‌هاي تبريك، عطر، جواهرات، نامه‌اي كه خودتان نوشته باشيد، لباسي كه دوست دارد، گلدان قشنگ، مجسمه‌هاي سراميكي، كتاب شعر و يا حتي ماندن يك شب در هتل و به اينها شكلات! را هم اضافه كنيد.
به ياد داشته باشيد كه خريد هديه‌اي كوچك و ارزان و تقديم آن به شكلي خوشايند، مي‌تواند براي او جالب توجه‌تر باشد.

 

(الن كريدمن) در كتابش تحت عنوان (راز دلبسته كردن زن) و يا (چراغ دل زنت را روشن كن) مي‌نويسد: جرالد مي‌گفت: همسرم، برشتوك را هر روز صبح با شير مي‌خورد، به خاطر همين موضوع، به سوپرماركت رفتم و يك جعبه بزرگ برشتوك خريدم و آن را با يك گره پاپيوني بسته‌بندي و يادداشتي هم ضميمه‌اش كردم: (براي بهترين و كامل‌ترين زني كه مي‌شناسم.) مي‌توانم به شما بگويم آن شب آمدنم به خانه خيلي استثنايي بود، چنين هديه كوچكي براي او مفهوم بسياري داشت.
و يا (چيپ) يك بسته شكلات خريد و آن را در كيف همسرش گذاشت و يادداشتي هم ضميمه آن كرد كه روي آن نوشته بود: (به همسر بي‌نظيرم كه هميشه به من خوبي و عشق مي‌دهد.) زماني كه مرد به سركارش رسيد، زن به او تلفن كرد كه بگويد با اين كارش روز خوبي را براي او تدارك ديده است.
يا يكي ديگر از دوستانم مي‌گفت: من هر روز صبح خيلي زود سر كار مي‌رفتم، شب قبل به گلفروشي رفتم، يك شاخه گل رز و يك شاخه گل زنبق خريدم و صبح روز بعد به همراه يادداشتي در كنار بالش زنم گذاشتم. بر روي يادداشت نوشته بودم: (گل‌هاي رز قرمز هستند و بنفشه‌ها آبي، گرچه من در محل كارم هستم، به تو فكر مي‌كنم.) شب كه به خانه آمدم با من مثل يك سلطان رفتار شد. تصورم اين بود كه براي خوشحال كردن همسرم به پول فراوان احتياج دارم، اما دريافتم كه دو شاخه گل به اندازه يك كت خز موثر است. يا ديگري يك مجسمه عقاب سراميكي خريد و يادداشتي به آن چسباند كه روي آن نوشته بود: (زماني كه تو در كنارم هستي، من از عقاب بالاتر پرواز مي‌كنم) سپس آن را در جايي كه مطمئن بود، زنش پيدا مي‌كند، گذاشت. آن مجسمه سراميكي حالا جزو يكي از دارايي‌هاي باارزش اوست.(آلن كروفي) مي‌گويد: تمامي اين مردها از اين‌كه وقتي بخواهند فكر خود را به كار بيندازيد، چقدر خلاق خواهند بود، حيران شدند. هديه‌هايي كه آنها دادند، شايد كوچك بود، اما براي همسرانشان دنيايي ارزش و نتايجي جالب توجه به همراه داشت.
هر آنچه را تصميم مي‌گيريد به همسرتان هديه بدهيد و مطمئن باشيد كه هديه‌اي كامل است. هميشه كار اضافي نيز انجام دهيد، اگر هديه‌تان گلدان است، در آن گل بگذاريد، اگر هديه وسيله موسيقي است، يادداشتي كوچك روي آن بگذاريد، اگر امكان پيچيدن هديه هست، آن را بسته‌بندي كنيد. چون زن‌ها دوست دارند بسته‌بندي‌ها را باز كنند، اگر هديه شما يك ظرف شيريني است، در آن حتما شيريني بگذاريد.
و زني مي‌گفت پس از 25 سال ازدواج، هنوز اولين سالگرد ازدواجم را به ياد دارم. شوهرم آن روز را فراموش كرده بود، ابتدا تصور مي‌كردم كه او شوخي مي‌كند، اما شوخي در كار نبود.
من تمام روز را گريه كردم، سرانجام در حدود ساعت هشت شب، او شتابان به فروشگاهي رفت و يك ظرف مخصوص شكلات خريد و به خانه آورد، وقتي آن ظرف را ديدم بلندتر گريه كردم، براي آن كه مي‌دانستم در خريد آن اصلا فكر نكرده است چون من رژيم داشتم و او يك ظرف شكلات خريده بود( !او حتي درك اين را نداشت كه در آن ظرف شكلات بگذارد.)
زني ديگر مي‌گفت: شوهرم در خانواده‌اي بزرگ شده است كه عادت به خريدن هديه ندارند، او هرگز نديده بود كه پدرش براي مادرش گل بياورد، از اين رو واقعا تصور نمي‌كرد كه روزهاي تولد يا سالگردها اهميت دارند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 9:17  توسط فرنگیس  | 

سلام، حال من خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه، عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
.......
گونه هايم از گرمي شراب، گُرِ گرفته است
بي قرارم
......
سلام حال من خوب است
اما تو باور نکن!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 9:10  توسط فرنگیس  | 

و در آخر فهميدم هر چيزي در نهايت مي تواند قسمت بزرگي از زندگي من باشد .
هيچ چيزي وجود ندارد كه همه زندگي من باشد...

نگو سرو
بگو سنگ
كه از رفتنت
آخ هم نگفت بهار من...
,


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 9:9  توسط فرنگیس  | 

بدانيد كه هر مساله اي هر چقدر هم كه
سخت و دشوار باشد در نهايت حل خواهد
شد .
همان طور كه گرماي مطبوع و دلپذير بهار پس
از سرماي طاقت فرساي زمستان مي آيد .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 9:7  توسط فرنگیس  | 

 

برخي از تازه‌ترين تحقيقات را درباره عشق بخوانيد

--------------------------------------------------------------------------------

دكتر شهرام يزداني در شماره‌ي قبل، ما را با عناصر عشق و انواع عشق آشنا كرد و در اين شماره، از پژوهش‌هايي مي‌گويد كه ثابت مي‌كنند شور عشق ( يا همان عشق رمانتيك) احساسي موقت، زودگذر و غير قابل اعتماد است؛ و نتايج تحقيق محققاني را نشانمان مي‌دهد كه خواسته‌اند بفهمند چه چيزي ضامن بقاي يك زندگي زناشويي است.ز


شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نکته وجود دارد؛ مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاه FMRI كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند، يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي از مغز فعال مي‌شود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت‌است.
دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و زيكي هم آمدند همين آزمايش را روي كساني پياده کردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند؛ همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به «پاداش‌هاي بلندمدت» است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.
نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدکننده‌ي چيزهايي است كه غيرقابل اتكا هستند، عشق رمانتيك هم كه گهگاه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌ها مي‌شود و چيز قشنگي هم هست، قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه، قابل اعتماد و ماندگار است.
بعضي اقوام اصلاً نمي‌دانند عشق چيست
عشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم، مي‌شناسند؟
دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما در آن اقوام هم مردم تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم، در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.
در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا‌نه؟»
90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقشان نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.
عشق نوعي بيماري است؟
برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري است يا نه؟» و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يک بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا کسي عادت دارد هر شب 70 بار ريشش را شانه بزند و اگر 69 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. يعني انگار عشق يک حالتي شبيه به وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند.
هوش عاطفي‌ات را بالا ببر
با تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد و مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست که آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم نه: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد که «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟»
پژوهشهاي زيادي نشان داده‌اند كه «هوش عاطفي» يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم، بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم، آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم، ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.
هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم. اين نوع هوش، يک چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا به زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر‌شود.
شما چقدر عاشقيد؟
پرسشنامه‌اي که در دانشگاه نورث ايسترن بوستون تهيه شده، چندان به جزييات عشق‌کاري ندارد و به طور کلي، مي‌خواهد ببيند اصلا شما عاشق هستيد يا نه؛ و اگر عاشق هستيد، چه‌قدر عاشقيد؟ اگر براي خودتان هم دانستن جواب اين سوال‌ها جالب است، دست به کار شويد و پرسشنامه را پر کنيد.
طرز تکميل پرسشنامه
عبارات صفحه50 را بخوانيد، معشوقتان را تصور کنيد و به جاي کلمه‌ي «او» نام معشوقتان را بگذاريد. حالا جلو هر عبارت، اين‌طوري شماره بگذاريد:
اگر با هر عبارت کاملا موافق بوديد، عدد 7
اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6
اگر کمي موافق بوديد، عدد 5
اگر زياد مطمئن نبوديد، عدد 4
اگر با آن کمي مخالف بوديد، عدد 3
اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2
و اگر کاملا مخالف بوديد، عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.
حالا شروع کنيد:
1. هميشه براي رسيدن به او خيلي عجله دارم.
2. او را خيلي جذاب مي‌دانم.
3. او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي کمتري دارد.
4. براي او هر کاري که لازم باشد، انجام مي‌دهم.
5. به نظر من او خيلي دلنشين است.
6. دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم.
7. وقتي کاري را با هم انجام مي‌دهيم، آن کار برايم خيلي خوشايند مي‌شود.
8. دوست دارم که او حتما مال من باشد.
9. اگر اتفاقي براي او بيفتد، خيلي ناراحت مي‌شوم.
10. خيلي وقت‌ها به او فکر مي‌کنم.
11. اين برايم خيلي مهم است که او به من علاقه داشته باشد.
12. وقتي با او هستم، کاملا خوشحالم.
13. برايم خيلي دشوار است که براي مدتي طولاني از او دور باشم.
14. واقعا خيلي به او علاقه دارم.
تفسير آزمون
حالا عددهايي را که جلو هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد. شمايي که بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است: بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به سوالات پاسخ داده‌ايد، در عشقتان هيچ شکي نمي‌توان کرد!
اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد، عاشق هستيد و چيزي نمانده است که به بالاي قله‌ي عشق برسيد.
اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال کمتري وجود دارد که عاشق باشيد. کساني هم که از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد، چندان عاشق نيستند. کساني که از 58 پايين‌ترند هم که عمرا عاشق باشند! اين گروه بهتر است پيشه‌ي ديگري براي خودشان دست‌وپا کنند و اسم احساسات رقيقشان را نگذارند عشق!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 12:18  توسط فرنگیس  | 

 


در هنگام وصل نبودن به اينترنت برای اينکه شما بتونيد ای دیخود را برای هميشه
روشن نگاه دارید بايد کارهای زير را انجام دهید:
با ياهومسنجر آنلاين شويد:
برویدloginبه قسمت
انتخاب کنبد loginرا از گزينهPreferences
را انتخاب نماييدConnectionدر جدول باز شده از ليست سمت چپ گزينه
تغيير دهيدNo proxies به Firewall With No proxies
را كليك كنيدOKسپس ازمسنجر خود خارج شوید .

با انجام این کار همیشه آنلاین خواهید بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 10:19  توسط فرنگیس  | 

http://www.siterooz.com/behdasht/view/017542.php
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 10:17  توسط فرنگیس  | 

 

 

راز اول عشق
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس و تفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

 

راز دوم عشق
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

 

 

راز سوم عشق
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است .

 

راز چهارم عشق
راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . "بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد". ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه ي عادت ها شود . براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.

 

راز پنجم عشق

راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار.

 

راز ششم عشق
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين ، لبخندي از روي محبت. نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد .

 

راز هفتم عشق
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري. آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست ؟

 

راز هشتم عشق
راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دست آوري. با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح درك كند. قلبت را آرام كن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .

 

راز نهم عشق
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني. هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم. گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

 

راز دهم عشق
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد. كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد .

 

راز يازدهم عشق

راز عشق در اين است كه به عشق ، بيش از يكديگر احترام بگذاريد ، زيرا عشق هديه ي ازلي خداوند است .

 

راز دوازدهم عشق  
راز عشق در توجه كردن به لحن صداست. براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آن را از قلب بيرون بياوري ، سپس رهايش كني تا بلند شود و به سمت پيشاني برود . تارهاي صوتي را آرام و رها نگه دار . اگر احيايات قلبي ات را به وسيله ي صدا بيان كني ، آن صدا باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد.

 

راز سيزدهم عشق
راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ، زيرا نقص همواره جزء لاينفك بشر است . ذهنت را براي ارزشهايي متمركز كن ، كه شما را به يكديگر نزديك تر مي كند ، نه براي مسائلي كه بين شما فاصله مي اندازد.

 

راز چهاردهم عشق
راز عشق در اين است كه حس تملك را از خود دور كني. در حقيقت هيچ كس نمي تواند مال كسي شود. شريك زندگيت را با طناب نياز نبند. گياه هنگامي رشد مي كند كه آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده كند .

 

راز پانزدهم عشق
راز عشق در اين است كه شريك زندگيت را در چارچوبي كه خودت مي پسندي حبس نكني. عيبجويي باعث تباهي مي شود. همه چيز را همان طور كه هست بپذير ، تا هر دو شاد باشيد. قانون طلايي اين است : نقاط قوت را تقويت كن ، و ضعف ها را ، نه تقويت كن نه تقبيح. هرگز سعي نكن با سوزاندن ، جلوي خونريزي زخم را بگيري .

 

راز شانزدهم عشق
راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چه طور ناراحتت کرده است. در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز سوء تفاهمی مثل آن جلوگیری کند .

 

راز هفدهم عشق
راز عشق در این است که هیچ کدام خود را معلم دیگری ندانید. به عبارت دیگر از این که می توانید از یکدیگر یاد بگیرید ، سپاسگذار باشید .

 

راز هجدهم عشق
راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به نظرت می رسد ، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی ، بلکه به علاقه ی دیگری به شنیدن آن فکر کنی. اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را می خواهی بگویی پیدا کند .

 

راز نوزدهم عشق
راز عشق در این است که باورها ، آرمان ها و اهداف تان را با یکدیگر در میان بگذارید .

 

راز بیستم عشق
راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود ، عشق ، هوای نفس و احساسات شدید نیست. عشق انسان ها نسبت به یکدیگر باز تابی از عشق ازلی است و خداوند آرامش کامل است .

راز بیست و یکم عشق
راز عشق در این است که در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ، تا همواره علی رغم همه ی اشتباهات ، تشنه رسیدن به کمال باشید ، چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ، سعی می کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .

 

راز بیست و دوم عشق
راز عشق در این است که محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان شود. سپس آن عشقی را که دست پرورده پروردگار است بسط دهید ، تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .

 

راز بیست و سوم عشق
راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی ، ولی عشق را برای لذت نخواهی. زیرا عشق حقیقی هوی و هوس نیست. هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود و هرچه تقاضاهای نفس بیشتر باشند ، خودپرستی را در تو بیشتر تقویت می کنند. عشق چهره ی واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار می کند ، نه در لذت جویی .

 

راز بیست و چهارم عشق
راز عشق در مراعات حال دیگری است. هر قدر ملاحظه حال دیگران را می کنی ، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .

 

راز بیست و پنجم عشق
راز عشق در آن است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی. جاذبه ، نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی. این نیرو تنها با بخشش رشد می کند .

 

راز بیست و ششم عشق

راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است. نگذار که روزمرگی ها مثل سیم های کوک نشده ی ساز، نغمه ی زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز تبدیل کند .

 

راز بیست و هفتم عشق
راز عشق در این است که در هر فرصتی کنار یکدیگر آرام بگیرید ، با هم باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید . لازم نیست برای سرگرم شدن حتما" از محرکات خارجی استفاده کنید . قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید ، تا بتوانید خودتان باشید .

 

راز بیست و هشتم عشق
راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید . مایع عشق تان را طوری نگه دارید که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد ، پر کنید .

 

راز بیست و نهم عشق
راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت آرامش بدهید و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .

 

راز سی ام عشق
راز عشق در استواری است. در فصول مختلف زندگی ، عشق تان را مانند کوه بلندی استوار ، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ، که همه ی ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند .

 

راز سی و یکم عشق
راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ، زیرا چشم ها پنجره های روح هستند. اگر هنگام صحبت از نگاه استفاده کنی ، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبا بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 10:14  توسط فرنگیس  | 

 

به گزارش «ريا نووستي»، دانشمندان و روانشناسان بسياري از کشورها در تلاشند که فرمول تشکيل خانواده موفق و سعادت خانوادگي را تنظيم کنند.

تاکنون سه فرمول لهستاني، آلماني و آمريکايي ارايه شده است:
لهستان: «بوگوسلاو پولوفسکي» تأکيد مي‌کند که براي ازدواج خوشبخت و بدون طلاق، تنها لازم است که مرد 1.09 برابر قدبلندتر از زن باشد. در تحقيقات انجام شده توسط اين دکتر، ششصد زن در سنين نوزده تا پنجاه سال و همسران آنها شرکت داشتند. دانشمند لهستاني با اندازه‌گيري قد آنها به اين نتيجه رسيد که فرد به طور ناخودآگاه همسري با چنين مختصاتي براي خود برمي‌گزيند و چنين پيوندهايي خوشبختي مي‌آورند.

آلمان: فرمول آلماني براي تشکيل خانواده موفق به شکل «يك به پنج» است؛ يعني به ازاي هر يك گوشزد به همسر، پنج بار بايد از او تعريف کرد. دکتر «هانس ورنر بيرهوف» بر اين باور است که تعريف از همسر، سبب تحکيم روابط شده و زندگي را رمانتيک ساخته و اجازه نمي‌دهد که شور و عشق فروکش کند. زندگي پر از رويدادهاي غير منتظره است که گاهي خوشايند نيستند، اما دقت در روابط و توجه به همسر و قدرداني از همه کارهاي خوب هيچ گاه نبايد از بين برود.

آمريکا: فرمول آمريکايي‌ها با دقت 94 درصد تعيين مي‌کند که کدام زوج‌ها خوشبخت خواهند بود. دانشمندان آن سوي آب بر اين باورند که مسأله اصلي در ازدواج، روابط عاطفي و توان حل درست و سازنده دعواهاي خانوادگي است. براي اين کار، کافي است که چند دقيقه ديد که اختلافات چگونه حل مي‌شوند. اگر در صحبت‌ها لحن خشمگين، تهديد و ناسزاگويي ديده شود، بدين معناست که اين زوج نمي‌تواند زندگي خوشبختي داشته باشند و برعکس، اگر همسران به يکديگر لبخند مي‌زنند، نوازش مي‌کنند، از يکديگر طرفداري مي‌کنند و با لحن آرام صحبت مي‌کنند، اين نشان زندگي خوب و سعادتمند است. آمريکايي‌ها با همکار آلماني خود موافقند که در ازاي هر سخن منفي و يا گوشزد و يا حتي ژست ناراحت کننده، بايد دست كم پنج بار کار مثبت انجام داد.

تابناک


بازديد : 573

تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 10:1  توسط فرنگیس  | 

به خاطر داشته باشید  نور ، زندگی را به سمت خود جذب می کند . هر چه شما روشن بین تر باشید ، انسان ها ، بیشتر شیفته ی شما خواهند شد . آن هم نه برای موها یا لباس هایتان ، بلکه به سبب عشقتان که می درخشد و پرتوافشانی می کند . چنانچه سرشار از عشق باشید افراد مناسب را به سمت خود جذب خواهید کرد . کسانی که آمادگی عشق را ندارند و مهیای آن نیستند ، شما را نخواهند دید . زیرا تحمل درخشندگی و نورانی بودن شما را ندارند . نورانی بودن شما ، چشم آن ها را می زند . درست مانند خفاشانی که از نور گریزان و فراری اند .

پس چنانچه تشنه ی عشق ، محبت و توجه هستید ، سعی کنید آن را در خودتان بجویید و پیدا کنید . روی خودتان کار کنید ، مدیتیشن کنید ، کتاب بخوانید ، در سمینارهای رشد و تغییر شخصیت شرکت کنید . هر کاری لازم شد انجام دهید تا عشق را نخست در درون خودتان پیدا کنید و دیگران نیز آن را روی صورت و چهره ی شما مشاهده نمایند . این همان عاشق بودن است . عاشق بودن به این معناست که همواره در حالتی از عشق غوطه ور باشید . نه اینکه عاشق کسی باشید . عشق حقیقی و راستین نیز همین است . سپس کسی را برای خود بیابید که او نیز مانند شما از درون غنی و عاشق باشد . می توانید عشق خود را با یکدیگر سهیم شوید . اگر دو نفر را که از قبل عاشق بوده اند ، بیاورید و در یک رابطه و ازدواج قرار دهید ، رابطه و ازدواجی فوق العاده خواهند داشت . هرگز مجبور نیستید کسی را پیدا کنید و سپس با عشق درون خودتان تماس برقرار کنید . این نوع از عشق یک شبه اتفاق نمی افتد . این گونه عشق ، نوعی مرام ، منش و رفتار است . می توان گفت این نوع متعالی و برتر از عشق طریق است . همه ی ما ظرفیت های فوق العاده و نامحدودی برای عشق و عشق ورزیدن داریم که هرگز از آن استفاده نمی کنیم . چنانچه عشق را در درون خودتان ایجاد کنید ، معشوق را نیز به راحتی خواهید یافت . اما این میسر نخواهد بود مگر آنکه نور و روشنایی را در درون خودتان یافته باشید . اگر باتری هایتان ضعیف و سولفاته باشند چراغ هایتان تا دو خیابان آن طرف تر را بیشتر روشن نخواهند کرد ؛ چنانچه قوی و شارژ شده باشند نورشان تا آن طرف کهکشان را نیز روشن خواهد ساخت . به طوری که هر چیز را در مسیر آن خواهید دید .

حال این موضوع که چگونه خود را از درون غنی سازیم و باتری هایمان را شارژ کنیم ، موضوع دیگری است که در جایی دیگر به آن خواهیم پرداخت . اما می توانید شب ها در رختخواب یا در جای دیگری که مدیتیشن می کنید یا در مکانی که به نوعی برایتان مقدس و محترم است بنشینید ، چشم هایتان را ببندید و در درون خودتان تعمق کنید و سعی نمایید منبع و سرچشمه ی عشق درونتان را بیابید و آن را با تمام وجود احساس کنید و در آن آبتنی کنید تا خود را از آن سرشار و لبریز سازید و سپس رویاها ، خواسته ها ، نیازها و تمناهای درونی تان را آشکارا ببینید و حس کنید و در سکوت – در سکوت اقتدارفراوانی نهفته است – نور و روشنایی را ببینید که از هر سو بر شما تابیده می شود و شما را دربرمی گیرد . سپس فرم و شکل خارجی معشوق و زوج الهی خود را در آن ببینید و تجسم کنید . هرگز مجبور نیستید سعی کنید صورت او را ببینید یا او را در جا و مکان خاصی نظیر محل کار یا ... ببینید . فقط او را در خیال خود مجسم کنید و حضورش را احساس کنید . سپس تمام نور و روشنایی و انرژی را که پیرامون خود می بینید روی او متمرکز کنید . درست مانند کانون عدسی یا آینه ی مقعر .

توجه داشته باشید که هرگز لازم نیست این تصور یا تجسم شما ، کسی باشد که او را می شناسید . سپس از قلب خودتان با او حرف بزنید . گویی با معشوق و زوج الهی خود حرف می زنید . به او بگویید که منتظر ورودش هسنید و دلتان برای دیدارش تنگ شده است . به او بگویید که انتظار وصالش را می کشید . به او بگویید : "هر شب همین جا دراز می کشم و در عطش دوری و فراق تو می سوزم . می خواهم خودت را به من نشان دهی ؛ خود را برای ملاقات تو مهیا و آماده کرده ام ؛ به تو نیاز دارم . هرجا که هستی خودت را به من نشان بده . راه درازی پیموده ام تا مهیای وصالت باشم . می دانم قبلا تو را دیده ام و از قبل می شناسم . لطفا به سوی من برگرد . ویژگی های زیادی را برای نشان دادن به تو در خود رشد داده ام . می خواهم باهم باشیم می خواهم ...، می خواهم ..."

فراموش نکنید که همه ی این حرف ها را در سکوت قلب خود با او بازگو کنید . با زبان روحتان که همان سکوت است ، با او حرف بزنید . خواهید دید که انرژی فراوانی را در وجود خود احساس خواهید کرد . می بینید که امری فراتر از یک تخیل ، تصور یا تجسم ساده در جریان است . چنانچه این تمرین را با قدرت و تمرکز کافی انجام دهید ، احساس خواهید کرد چیزی از وجود شما خارج می شود ، تولد می یابد و دوباره به درونتان کشیده می شود . ممکن است میدان هایی خاص از انرژی را احساس کنید که شما را به معشوق و زوج الهی تان – هر کجا که هست – متصل و مربوط می سازند . اگر تمرکز و اقتدار خوبی داشته باشید ، ممکن است حتی پیش از آن که او را در جهان خارج ببینید ، ارتباطی درونی با او آغاز کنید و به گونه ای شگفت انگیز با او احساس مؤانست و آشنایی کنید . آن چنان واقعی در تصورات و تخیلات خود او را پرورانده و خلق کرده اید که به سادگی شناساییش خواهید کرد . می توانید این تمرین را منظم و مرتب هر شب انجام دهید یا در مواقع خاص یا مناسبت های ویژه یا در تعطیلات خود آن را تمرین کنید . مواقعی که احساس تنهایی می کنید ، با این کار پیام هایی را به فرد مورد نظر خود مخابره می کنید .

لحظه ای بایستید و آن فرد یا انرژی را در تجربه و ادراک خود وارد کنید و همان جا رابطه ای را با او آغاز نمایید . قلبتان را به رویش بگشایید . این کار قلب شما را پالایش خواهد کرد . این تمرین را انجام دهید . از نتایج آن شگفت زده خواهید شد !

ممکن است کمی عجیب و غریب و مصنوعی به نظر آید اما خواهید دید که از درون اغنا می شوید و احساس بسیار خوبی در شما ایجاد می شود . عشق را به تاخیر نیندازید . همین حالا آن را حس کنید . همین الآن کسی شما را دوست دارد ، چه بدانید و از آن آگاه باشید و چه نباشید . خودتان هم بی گمان کسی را دوست دارید . چه خودتان بدانید و چه ندانید . پس کافی است فرصت و امکان آن را به خود بدهید تا چیزی را که از قبل شروع شده است و همچنان نیز جریان دارد احساس کنید . در ابتدا ممکن است پنهان باشد . اما چنانچه قابلیت و توانایی خود را در لمس کردن آنچه نادیدنی است به کار بندید ، خواهید دید که حسی از عشق ، چنان شما را از خود اغنا و سرشار خواهد ساخت که هرگز نظیر آن را درک نکرده بودید . هنگامی که آن فرد را در فرم فیزیکی و جسمانی نیز دیدید و ملاقات کردید ، خامه ی روی کیکتان را هم یافته اید ! کیکی که از مدت ها قبل پخته و خمیرمایه اش را از درون خودتان زده بودید .  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 10:1  توسط فرنگیس  | 

 

1- زندگی سالم
آیا میدانید سه ركن اصلی زندگی سالم، رشد اخلاقی، رشد اجتماعی و رشد عاطفی است و دو مهارت اساسی برای این منظور هنر گوش دادن موثر و صداقت در بیان هستند
2- بی انضباطی
مرد یا زنی كه اساس رفتار خود را بر بی انضباطی قرار دهد ، مورد اعتراض همسر خود قرار می گیرد. گاه بی انضباطی منجر به بی اعتمادی می شود و گرمی و شادمانی را از خانواده می گیرد. مردی كه شب دیر به خانه می آید و زمانی را برای تفریح ، مسافرت و معاشرت با زن و فرزندان خود در نظر نمی گیرد، موجبات نارضایتی خانواده خود را فراهم می آورد.
3- خودبینی و تحقیر دیگری
خودبینی یا تصویر ذهنی هر كس از شخصیت خویش، از مجموع تصورهای او درباره توانایی ها، احساس ها ، اندیشه ها ، آرزوها ، داوری ها ، و كوشش های وی تشكیل می شود.معمولاً كسانی كه خود كم بین هستند، گرفتار عقده حقارت اند، و خود را كمتر، بی مقدارتر و زبون تر از دیگران احساس می كنند، افرادی كه دچار خود بزرگ بینی هستند؛ مبتلا به تكبر، نخوت، خودستایی و جاه طلبی‌اند؛ چنین افرادی سعی می كنند با تحقیر دیگران، بزرگ نمایی كنند. زن یا شوهری كه بخواهد همسر خود را تحقیر كند، و خود را بالاتر احساس كند و خوبی های خود را به رخ دیگری بكشد، با دست خود تیشه به ریشه زندگی زناشویی خویش می زند.

4- لجاجت
از دیگر عوامل بنیان كن در خانواده لجاجت است. این حالت بین زن و مرد زیاد دیده می شود و گاه به جایی می رسد؛ كه حركات لجوجانه به شكستن وسایل خانه منتهی می گردد. چنانچه این حالت، وضعیت افراطی به خود بگیرد ، چه بسا به طلاق و از هم پاشیدگی خانواده منتهی گردد.

5 - پنهان كاری
پنهان كاری عبارت از آن است كه یكی از زوجین بدون نظر و اطلاع همسر خود و در غیاب او مبادرت به انجام اعمالی بنماید و این اعمال را چه خوب و چه بد از همسر خود پنهان دارد. چنین رفتاری ولو به نفع خانواده باشد، اعتماد را از بین می برد. گاه این گونه رفتارها در جهتی است كه فرد به نفع خود و یا خویشاوندان نسبی و به ضرر همسر و زندگی مشترك انجام می دهد. این گونه اعمال بتدریج بنیان خانواده را به هم می ریزد، هر یك از زوجین را نسبت به رفتار دیگری بدبین و ناراحت می نماید و به عكس العمل واداشته، رفتارهای نامتناسبی را ایجاد می‌كند كه مشكلات بعدی را ایجاد می‌كنند.

6- دروغ
فرد دو رو كسی است كه تظاهر به نیكوكاری و پاكدامنی می كند ولی در باطن طور دیگری می باشد؛ امّا دروغگو كسی است كه هر جا مصلحت و نفع خود را بسنجد واقعیت را تحریف می كند و بنا به میل خود كردار و رفتارش را تنظیم می نماید. دروغ نیز مانند دورویی بنیان خانواده را متزلزل می كند و اعتماد را از بین می برد.

7- دورویی
زن و مردی كه با دو شخصیت با هم مواجه شوند و در ظاهر و باطن یك رنگ نباشند؛ زندگی مطلوبی نخواهند داشت. زندگی ای كه در آن صداقت و صمیمیت نباشد؛ اعتماد و اطمینان از آن رخت بر خواهد بست و اضطراب و تزلزل روانی بر آن حاكم خواهد بود.


8 - عصبانیت و بی‌احترامی
زن یا مرد عصبانی زندگی را بر دیگری دشوار می سازد. حساسیت های بی مورد و پرخاش و توهین و بی احترامی صفات مذمومی هستند كه علاوه بر آن كه طرف مقابل را ناراحت می كنند، به خود شخص نیز زیان می رسانند. در چنین مواقعی باید آرامش خود را حفظ كرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور دیگری جلب نمود و برای پالایش روانی او گفتگویی دو نفره انجام داد تا وی با بیان ناراحتی ها آرام گیرد.

- خسّت ؛
در این مورد سه حالت اتفاق می افتد؛ نخست وضعیتی كه زن و مرد هر دو خسیس هستند كه در این حالت مشكل روانی ندارند؛ ولی زندگی مرفهی نخواهند داشت. دو حالت دیگر آن است كه زن یا مرد خسیس باشند. در این دو حالت زندگی هم از نظر روانی و هم از نظر رفاهی برای دو طرف شرایط سختی خواهد داشت.


10- برای این كه از این پس نسبت به همسر خود خشونت به خرج ندهید، به خاطر بسپارید...

1- آنچه بر خود می پسندید ، بر همسرتان نیز بپسندید.

2- در ذهن خود تكرار كنید كه در هیچ موقعی و با هیچ دلیلی حق ندارید نسبت به همسرتان با خشونت رفتار كنید .

3- اگر رفتار پرخاشگرانه را یاد گرفته‌اید و به نوعی گرفتار شده‌اید، باور كنید كافیست بخواهید تغییر كنید و با یك متخصص همكاری كنید. موفقیت برای شما خواهد بود.


11- بخش خطر آفرین پرخاشگری در زوجین

بخش خطرآفرین رفتارها و یا كلمات پرخاشگرانه این است كه افراد دیگری هم كه شاهد این رفتارها هستند، پس از آن به خود اجازه می دهند به همسرتان بی احترامی كنند، یا این كه دیگر برای او احترامی قائل نمی شوند. و دیگر این كه فرزندان شما نیز این روش را خواهند آموخت و هر زمان كه احساس ناراحتی كنند، براحتی به دیگران پرخاش می كنند.

- تربیت بچه ها 16
وقتی همسرتان به تربیت بچه ها می‌پردازد از بچه ها طرفداری نكنید. تفاوت لحن شما و وی مانعی ندارد اما آنچه مهم است هم نظر و هم هدف بودن همسران در امر تربیت كودكان است.

- گذشته های تلخ 17
گذشته های تلخ و ... را فراموش كنید و هرگز در درگیری‌های جدید، از ابتدا همه مسایل و مشكلاتی را كه در روند زندگی اتفاق افتاده را مرور نكنید، زیرا به محض زنده كردن خاطرات قدیمی فضای حل مساله جدید مخدوش می‌شود و لاجرم مشكل فعلی نیز به پرونده مشكلات قدیمی افزوده می‌شود، بدون اینكه حل شود یا كدورتی كاهش یابد.

18- ( مهم )
اختلاف داشتن در زندگی از بدیهیات است چرا كه از عجایب خلقت خداوند،‌ متفاوت بودن ما انسانهاست. پس بر اساس این تفاوت در ساختار وجودی ما،‌ وجود اختلاف نظر و ... تایید می‌شود،‌بنابراین آنچه مهم است نحوه برخورد ما در هنگام بروز اختلافات است.

19- خانمها، آقایان،‌ توجه كنید!!!
خود را همیشه برای همسرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس خود را در مقابل وی بپوشید،‌ در مقابل همسر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید و در موقع ملاقات یكدیگر و رسیدن به خانه با لبخندی، پیغام‌آور آرامش و لذت بخشی و لذت جویی، حاضر شوید. پس از ٥8

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:43  توسط فرنگیس  | 

اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم بجای آنکه انگشت اشاره ام را به طرف او بگیرم درکنارش انگشتهایم را در رنگ فرو می بردم و برایش نقاشی میکردم اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم بجای غلط گیری، به فکر ایجاد ارتباط بیشتر می بودم بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم به او نگاه میکردم سعی میکردم در باره اش کمتر بدانم، اما بیشتر به او توجه کنم بجای اصول راه رفتن اصول پروازکردن و دویدن را با او تمرین میکردم از جدی بازی کردن دست بر میداشتم و بازی را جدی میگرفتم. درمزارع بیشتری میدویدم و به ستارگان بیشتری خیره میشدم بیشتر در آغوشش میگرفتم و کمتر او را به زورمی کشیدم کمتر سخت میگرفتم و بیشتر تاُئیدش میکردم اول احترام به خود را در او میساختم و بعد خانه و کاشانه را وبیشتر از آنچه عشق به قدرت را یادش بدهم قدرت عشق را یادش میدادم (دایان لومان)

........................................................................................


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:39  توسط فرنگیس  | 

در صورتيكه تاريخ تولد شما در:
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد...

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.


طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم
ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد!!!

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد.


قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد.

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.

سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:39  توسط فرنگیس  | 

گفت:
" فکر مرا از سرت بیرون کن
من هم ... فکر تو را از سرم بیرون میکنم
معامله ی عادلا نه ایست
نیست؟ "


پی نوشت : هست؟؟؟؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:37  توسط فرنگیس  | 

دیگر تنهاییم را با سایه ات
با آرزوهای روزهایی که تنها آرزویت نیم نگاه من بود می گذرانم
یادت هست؟
...
همیشه این را می گویند:
دوستت می دارد تا قبل از اینکه دوستش بداری
و دوستش می داری
با آنکه می دانی دیگر دوستت ندارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:37  توسط فرنگیس  | 

به بهترين چيزها اميد داشته باشيد و هرگز
فراموش نكنيد كه هر چيزي امكان پذير است ،
البته اگر در كارهايتان پشتكار داشته باشيد و
از خدا كمك بخواهيد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:36  توسط فرنگیس  | 

يك راز كوچك
هنوز هم گاهي او را مي بينم در خيابان در بعضي ميهماني ها .حالا ديگر يك مرد موفق و پرمشغله است.با عجله مي ايد و با عجله مي رود گويا هميشه كاري نا تمام داردو نگران است كه دير به انجام برسد000ذهنش درگير تنظيم برنامه اي فشرده است و نگاهش غرق در كارهاي بي پاياني كه دارد0نيم نگاهي به من مي كند احساس مي كنم ديگر هيچ چيز در وجودش بر انگيخته نمي شود000دوباره موبايلش زنگ مي خورد.قلبم فشرده مي شود يعني همسرش است؟؟نه...دختر كوچكش زنگ زده...لحن صدايش را كودكانه مي كند و به او قول يك عروسك گنده مي دهد.درست مثل روزهايي كه با هم قهر مي كرديم.خيلي زود زنگ مي زد وبا همين تغيير صداي بامزه مي خواست كه با هم اشتي كنيم:"خانوم كوچولو قهرند؟؟؟ با يك هديه دانشجويي حل ميشه يا بايد جوراب سرم بكشم و برم سراغ جيب بابا...."دوباره به خودم امدم0 تلفنش تمام شده بود و خيره به من نگاه مي كرد.....

شيشه پنجره را باران شست
چه كسي ياد تو رااز دل من خواهد شست؟
,
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:36  توسط فرنگیس  | 

بعد از چند روز در خود بودن و در خود ماندن و در خود غرق گشتن ، امروز لباس رسمي پوشيدم دستي به موهايم كشيدم رژ لب خوش رنگي زدم عطري با رايحه ي بهار اما كفشهايم كتاني ست. و از دنياي درون به عالم بيرون قدم گذاشتم.حالم خوب است و بنظرم زندگي فوق العاده زيباست.
فكر كنم باران سيل اسايي كه ديشب شهر من را شست دل من را هم از افكار غم انگيز شست و پاك كرد
البته اگر دور ِ دلتنگي شديد ي را كه بر دلم چنگ ميكشد يك خط قرمز بكشيم
اما امروز روز ديگريست و بعد از مدتها احساس نشاط ميكنم.اصلا نمي دانم چرا دارم مي نويسم و اصولا هيچ حرف خاصي براي گفتن ندارم اما انگار پرحرفي ذاتي و زنانه ام بعد از چند روز سكوت مجبورم ميكند كه بنويسم
مبادافكركنيد . خداي ناكرده گوش شيطان كربنده لال هستم.
نمي دونم اينجا درسته بگم گوش شيطان كر يا نه؟)
بگذريم
.
آسمان نيمه ابريست
و جنگل انبوه شاخه هاي درختان پشت پنجره ام مرابياد شمال سبز كشورم مياندازد و پرنده ي خوش اوايي كنار پنجره ام اواز ميخواند.
شايد باور نكنيد اما اين پرنده رفيق تنهايي هاي من است.ارديبهشت پارسال بود اولين بار كه نيمه شبي امد و پشت پنجره ام نشست و خواند. فكر كنم ما هر دو عاشق بوديم. ماه هاي متمادي هر شب پشت پتجره ام مي امد و برايم ميخواند نمي دانم نامش چيست اما اوازش بهشتي ست وقتي ميخواند مانند ديگر پرندگان يك نغمه را تكرار نمي كند احساس ميكني دارد حرف ميزند.گاه شادمانه چون كودكي سريع و تند بي وقفه ميخوانند گاه عين عاشقان نجوا ميكند انگار دلش گرفته مكث ميكند باز صدايش را عوض ميكند. گاه نطق ميكند.مدتي گمش كرده بودم اما ارديبهشت امسال باز برگشت وبا اين تفاوت كه پيش از پگاه ميايد و تا غروب ميخواند
بگذريم
.
دلم كمي اسمان ميخواهد و كمي پرواز
كمي بيخيالي ، كمي دل خوش
كمي دوست ،كمي مهرباني
ذره اي همدلي و دستي كه دلم را نوازش كند.نه هر دستي ،فقط......ه
.
واي چقدر دلم يك لب پر خنده هوس كرده است. از انها كه دلت غش ميكند و نفست بند مي آيد درست مثل قديمها
.
باز هم بگذريم
انگار باز دلم دارد ميگيرد
بروم تا سايه ي ابري دلم را نپوشانده است
امروز را ميخواهم فقط براي چند ساعتي شادي را تلقين كنم
فقط چند ساعت
چند ساعت
.
جمعه شاد و زيبايي را براي همه ارزومندم


**و در آخر : فقط حرمت دوستی ها یادمون نـــــــــــــــــــــــــره ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:49  توسط فرنگیس  | 

حاشا نمی کنم
من به کمان ِ ابرویت باختم
و قایقم در دریایی ِ دلت سرگردان شد
من در همان راند ِ اول
ناک اوت ِ چشمانت شدم
و زیبایی ات مرا ضربه ی فنی کرد
اما کنار نمی کشم
قهر هم بلد نیستم
من تمامی ِ رقیبانم را به رسمیت می شناسم
هر چند قهرمان نیستم
فقط می خواهم مربی ِ خوبی باشم
می خواهم تیمی بسازم از ساده ترین واژه ها
نوشته هایی عاشقانه اما آماتور
تا شاید در المپیک ِ عشق ِ تو
حد ِ نصاب ِ ماندن را بدست بیاورم
می خواهم هنوز هم در میدان باشم
مبارزه کنم
به سکو ایستادن ِ حسادت را ببینم
نفس نفس بزنم
تا شاید شبی ناباورانه
میان ِ تشویق قطره های باران
زیر یک چتر
در بوسیدن ِ تو رکورد بزنم
این یعنی یک افتتاحیه ی دلچسب
یک شروع رویایی
یعنی روشن شدن ِ مشعل ِ عشقبازی ما
تا رسیدن به یک ماراتن ِ نفس گیر
ماراتنی که پایان ِ این المپیک نخواهد بود
که آغازی ست برای دوره هایی جذابتر
برای رکورد هایی افسانه ای
و تو هم حالا به سن و سال گیر نده
ما یاد خواهیم گرفت دوپینگ کردن را
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:47  توسط فرنگیس  | 


یک راحتی
یک راحتی برای راحتی هایِ من
تا خیالت را راحت کنم به راحتی
جایی به خوشی ِ یک خوشبینی
به تنگی ِ یک انتظار و به سادگی ِ همین نوشته های من
برای من همین کافی ست
نه هزینه ای آنچنانی دارد نه بهم می زند دکوراسیون را
حالا هر جور عشقت می کشد تعمیر کن
تعمیر خانه تعمیر ِ دل
تعمیر ِ هرچه تعمیر می خواهد
دوباره و هرباره بچین همه ی چیدنی ها را
فقط جای مرا خالی نگذار
وسعتی به اندازه ی یک بوسه
جایی برای کشیدن ِ یک سیگار -
حالا فرقی نمی کند قبل و بعدش -
همان جایی که فراموش کنم دل ضربه های گاه به گاهت را
وقتی دلت برای بعضی ها چای می ریزد
قهوه تعارف می کند وقت ِ پروانه گی هایت
وقت ِ زیبای چشمهایت در شیطنت ِیک آشوب
آنگاه که هوس چشمک می زند
و شعله ی شهوت همبازی می شود با کبریت ِ تنوع طلبی
جایی که غریزه راحت نیست
اما من هنوز هم راحتم با تو
و راحت خواهم بود با یک راحتی
یک راحتی برای تماشای راحتی های تو
جایی که ببخشی گناهانم را به دستهایم
به همین راحتی که ببخشم گناهانت را به بوسه ای
باور کن ! به همین راحتی ..
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:44  توسط فرنگیس  | 

لذت تسليم
 


زورکی نباش
یا زیر زیرکی در کنارم
تحمل نکن مرا
لذت ِ تسلیم به دست و پا زدن است
رود های آرام خیلی زود مرداب میشوند
و عشق های امروزه باردار
فرهادها داروخانه چی شده اند
ژل و اسپری شیرین تر است تا شیرین
مجنون ها هم در بدر ِ بیابان های تب آلود ِ تاخیری اند
- لانگ لاو -
و لیلی هرشب ِ خدا شوید می خورد
تازگی ها برای تناسب اندام "روزه" هم می گیرد
"شعر" هم می گوید
که شاعر ها شده اند استاد ِ هنر های تجسمی -
دقیقا مثل اصلاح طلبان -
و هنرمندان هم صنایع دستی را بهتر می فهمند تا سیاست - !
شبیه ِ اصولگرایان ِ دوست داشتنی -که تسلیم نشدند
دست و پا زدند
فشار پشت ِ فشار تا بدست آوردند
و حالا دست بر نمی دارند
درست مثل ِ من
مثل ِ من وقتی در لابلای تاریخ ِ هرز ِ دوست داشتن هایم
میان ِ صفحات ِ شهوت آلود ِ دوست داشتنی هایم
هیچگاه گم نکردم انتظار ِ آمدنت را
به هیچ بستری نفروختم رویای خیست را
ماندم
نوشتم
تسلیم نشدم
و تو هم تسلیم نباش
تحمل نکن مرا
من دست بر نمی دارم
که دلم می خواهد
از غیظ ِ دوست داشتن
چنان وحشیانه تو را بدست آورم
تا از تحمل ناپذیری ِ لذت
لذت ِ تسلیم را در تو افسانه کنم ..
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:12  توسط فرنگیس  | 

درد را بايد گفت
حرف را بايد زد" حميد مصدق

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 10:51  توسط فرنگیس  | 

جایی که تجربه آزاد است
آزاد از زنجیر های تقدیر
آزاد از آزردگی های روزمره
حتی آزاد از زحمت ِ شرم
من لذتی خالی از واقعیت را تجربه کردم
لذتی دور از تمام ِ دلهره های بی دلیل
که انگار میان ِ ابرها غوطه ور بودم
و من که چیزی نمی دانم از شگردهای دلبری
فقط توانستم بگویم : وای ! خدای من
آری من خواب ِ تو را دیدم
تو را خوابیده در سایه ی آرامشی اتفاق نیفتادنی
خوابیده بر روی قلب
همان قلبی که حقیقت ِ مرا فریاد می زند
و برهنه برهنه چنان روزی که متولد شدی از مادر
که چشمانت تهدید می کرد هرچه ب.... را
و با لبانت ممکن بود وحشیانه ترین حادثه ی ممکن
تراش ِ اندامت انگار در آرزوی " میکل آنژ " ی دیگر بود
و رنگ ِ تنت همان رنگی که سال ها جستجویش می کردم
سال ها در تن ِ تمام معشوق هایی که خود عاشق بودند
- آری آری !
تو را آنجور که می خواهم در خواب دیدم
تا به بازی بگیرم قضا و قدر را
تا فرشته ها بگویند : خوش به حال ِ رام کننده ی این پلنگ ِ وحشی
خلقتی که خدایش را هم از راه بدر می کند
و من مغرور از سزاواری ِ اینهمه خوشبختی
با انگشتانم با چشمانم با تمام حواس ِ پنجگانه ام
محو شدم در تماشای تو و درود فرستادم به آفریدگارت
تا شاید ببخشاید بر من این خواب را
این تنها نعمت ِ عادلانه - اما مالک نشدنی
و تو هم مرا ببخش
ببخش اگر سپیده مجالمان نداد
ببخش اگر رازدار نبودم
که عاشقان خواهند بخشید مرا
شاعران هم
از این رونمایی ها از این بی پردگی های غیر مجاز
از این شهوت ِ نگفتنی - ولی پنهان در عشق
از بی مرز شدن ِ یک ذهن ِ بارانی وقتی میان ابرها غوطه ور است
آنجا که بی نظم می شود یک شعر
و واژه ها تحمل نمی کنند وزن را
وقتی که من از با تو بودن می نویسم
از با تو بودن در خواب
از لذتی دور از حقیقت
همان داستان ِ قدیمی ِ تشنه و سراب .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 10:48  توسط فرنگیس  | 


مهم ترین عواملی که به «کبد» یا همان «جگر» انسان آسیب می رسانند، شامل موارد زیر است:
۱) دیر خوابیدن در شب و دیر بیدار شدن در صبح.
۲) ادرار نکردن در موقع بیدار شدن از خواب.
۳) زیاد غذا خوردن.
۴) با عجله صبحانه خوردن.
۵) مصرف بیش از حد داروها (بخصوص داروهای شیمیایی).
۶) مصرف بیش از اندازه رنگ های مصنوعی موجود در مواد غذایی (مثل آدامس های رنگی، پاستیل و...)، قندهای مصنوعی، ادویه جات و بطور کلی استفاده از چیزهایی که موجب از دست رفتن مواد مغذی مفید از بدن شود.
۷) مصرف نامناسب روغن (بهتر است مصرف روغن را در غذاهای خود کاهش دهید، حتی روغن هایی که جزو بهترین روغن ها شناخته شده اند، مثل روغن زیتون).
۸) مصرف بیش از اندازه غذاهای آماده و سرخ شده و همچنین کم مصرف کردن سبزیجات و میوه های خام.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 10:47  توسط فرنگیس  | 


یه موقعی خوشحالی. اونوقت می خندی

یه موقعی ناراحتی. اونوقت زانوی غم بغل می گیری

یه موقعی مهربونی. اونوقت یه لبخند ملیح می زنی

یه موقعی عصبانی هستی. اونوقت اخماتو می کشی تو هم

یه موقعی کیف می کنی. اونوقت چشماتو می بندی و به پهنای صورتت لبخند می زنی

یه موقعی دلت می گیره. اونوقت گریه می کنی

یه موقعی می ترسی. اونوقت موهای تنت سیخ میشه

یه موقعی هیجان زده میشی. اونوقت جیغ می کشی

یه موقعی احساس غرور می کنی. اونوقت مورمورت میشه

یه موقعی از یه چیزی یا کسی بدت میاد. اونوقت ازش چندشت میشه

یه موقع یکی رو دوست داری. اونوقت می بوسیش

یه موقعی یکی رو دوست نداری. اونوقت حتی نمی خوای چشمت بهش بیفته
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه موقعی همه حسهای بد میاد سراغت. اونوقت دلت می خواد زمینو گاز بگیری از ناراحتی

یه موقعی همه حسهای خوب میاد سراغت. اونوقت دلت می خواد یا پرواز کنی یا بشینی همه خوشحالیتو گریه کنی. آخه اینجور وقتا خنده جواب نمیده. نمیشه منکر شد که با گریه راحتتر خالی میشی و سبک

حالا من اینجوریم. یعنی چندتا حس خوب آمدن سراغم. خوشحالی، غرور و افتخار، هیجان، دوست داشتن کسی، کیف.......
برای همین دلم می خواد زار بزنم از خوشی....
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 8:57  توسط فرنگیس  | 

بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني را كه به اندازه تنهايي من جا دارد بردارم
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
هيچ چشمي عاشقانه به زمين خيره نبود
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد
هيچ كس رازغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت
بوي هجرت مي آيد ، بالش من پر آواز پر چلچله هاست
بايد امشب برم...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 8:53  توسط فرنگیس  | 

آينده از آن كساني است كه به استقبالش مي روند. (فردريك نيچه)
آن نعمت نصيب ماست كه قدرش را مي دانيم، وگرنه از صورت زيبا براي كور چه حاصل (ويليام تن)
در عشق هميشه قطره اي جنون و در جنون هميشه قطره اي عقل وجود دارد. (فردريك نيچه)
اگر جانت در خطر بود، به جاي پنهان شدن بكوش همگان را از گرفتاري خويش آگاه سازي (ارد بزرگ)
مرد بلند همت تا پایه بلند به دست نیاورد از پای طلب ننشیند. (کليله و دمنه(
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن، بهترين خوشبختي هاست. (گوتاما بودا)
اگر امروز حتي يك كلمه بيشتر از ديروز بدانيد، مسلماً شخص ديگري هستيد. (چاحيت)
وقتي هدفمان را از دست مي دهيم، مجبوريم سعي خود را چند برابر كنيم. (مارك تواين)
براي آنكه همواره دوستانمان را نگاه داريم، بهتر است همواره فاصله و بازه اي ميان خود و آنها داشته باشيم (ارد بزرگ)
زيبايي ناپايدار و فضيلت جاودانه است. (گوته)
اگر پرسيدند كيستي، بايد هنرهاي خويش را بشماري (بزرگمهر)
پوزش خواستن از پس اشتباه، زيباست. حتي اگر از يك كودك باشد. (ارد بزرگ)

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:56  توسط فرنگیس  | 

 


روزي پسر كوچكي با قيافه اي خشمگين و ناراحت به خانه آمد و پس از رفتن به آشپزخانه كارد بزرگي برداشت و قصد خروج از خانه را داشت.
مادرش كه سخت نگران شده بود، راه را بر او بست و گفت كجا مي روي؟ اين چاقو براي چيست؟
پسر با عصبانيت گفت: پسر بدي پشت خانه ما هست كه مرتب مرا تهديد مي كند. من بهش مي گم ازت بدم مي ياد. اونهم مي گه ازت بدم مي ياد. مي گم برو گمشو. اونهم همين را مي گه. بهش گفتم: مي كشمت. اونهم منو تهديد كرد. حالا مي خوام برم پيداش كنم و بكشمش.
مادرش كه حالا قيافه آرامتري داشت، لبخندي زد و گفت: تو تاحالا بهش گفتي كه دوستش داري؟ پسر با حيرت گفت: نه.
مادر گفت: خب حالا اول برو بهش بگو كه دوستش داري، بعد اگه نتيجه نداد برو باهاش دعوا كن. بعد چاقو را از دست پسرش گرفت.
چند دقيقه بعد پسر آرام در جايي نشسته بود و بازي مي كرد.
مادرش پرسيد: چي شد؟
پسر گفت: هيچ چي. اونهم گفت كه منو دوست داره. حالا ديگه با هم رفيق شديم.
-----------------------------
رفتار اطرافيان ما هم بيشتر اوقات بازتاب رفتار خودمونه. خيلي خوبه كه اخلاق بد و رفتار اشتباه خودمون را قبول كنيم و سعي كنيم كه اونا را برطرف كنيم. البته قصد نصيحت كردن ندارم و كوچكتر از اونم كه بخواهم كسي را نصيحت كنم. اول از همه به خودم مي گم. چون خود من نيز مثل خيلي از آدما متأسفانه اخلاقهاي بدي هم دارم.


 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:54  توسط فرنگیس  | 

 

Sariah

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah